سلامت روان جامعه آینه کیفیت حکمرانی است: ضرورت بازسازی اعتماد عمومی
جامعهشناس: نخستین مسئولیت حاکمیت به رسمیت شناختن رنج روانی مردم است؛ انکار اضطراب، خشم و ناامیدی جامعه بحران روانی را تشدید میکند. حکمرانی شنوا ضروری است.

سلامت روان، آینه کیفیت حکمرانی در جامعه ایران
یک جامعهشناس تأکید میکند که سلامت روان جامعه مستقیماً با کیفیت حکمرانی در ارتباط است و این دو مانند آینه یکدیگر میمانند. در شرایط فعلی که بسیاری از مردم کشور به دلیل حوادث و اتفاقات اخیر، از دست دادن عزیزان، مشکلات معیشتی و نوسانات اجتماعی و سیاسی دچار کاهش تابآوری جمعی شدهاند، اولین و ضروریترین وظیفه حاکمیت، به رسمیت شناختن رنج روانی مردم است. انکار، عادیسازی یا تقلیل دادن اضطراب، خشم و ناامیدی جامعه به عواملی مانند جنگ روانی یا تحریک بیرونی، خود عاملی برای تشدید بحران روانی محسوب میشود.
مصطفی آبروشن، جامعهشناس، معتقد است که در شرایط حاضر، مهمترین اقدام، ترمیم رابطه دولت–جامعه است؛ زیرا هیچ بسته درمانیای نمیتواند جایگزین احساس کرامت، شنیدهشدن و امید به اصلاح شود. بیثباتی اقتصادی، تصمیمات ناگهانی، ابهام در آینده و ناامنی حقوقی بهطور مستقیم سلامت روان جمعی را تخریب میکنند و حاکمیت موظف به کاهش این عوامل فشارزا است. اقدام دیگر، اجرای واقعی و نه شعاری کاهش فشارهای معیشتی است و سیاستهای مُسکنگونه مانند یارانههای ناکارآمد باید جای خود را به اصلاحات ساختاری و مهار تورم بدهند.
چالشهای ناشی از کاهش تابآوری اجتماعی
کاهش تابآوری اجتماعی پیامدهای زنجیرهای و عمیقی دارد که در صورت عدم توجه، بحرانهای بیشتری ایجاد میکند. این پیامدها شامل افزایش تنش و خشم انباشته در جامعه، فرسایش سرمایه اجتماعی (تضعیف اعتماد بین مردم و حاکمیت و افقی)، و کاهش مشارکت مدنی است. از دیگر پیامدهای مهم، رشد آسیبهای روانی و اجتماعی مانند افسردگی جمعی، پرخاشگری، خشونت خانگی و مهاجرت نخبگان است. در نهایت، استمرار این روند میتواند به بحران مشروعیت منجر شود که در آن جامعه، اصل ساز و کار تصمیمگیری را زیر سؤال میبرد.
- گروههای آسیبپذیر: اقشار کمدرآمد، جوانان با ناامیدی از آینده، زنان سرپرست خانوار و طبقات متوسط در حال فرسایش، بیشترین آسیب را متحمل میشوند.
- تغییر رویکرد حکمرانی: باید رویکرد از امنیتمحوری به حکمرانی شنوا تغییر یابد.
- اعتراض و نقد: اعتراض و نقد باید به عنوان هشدار اجتماعی فهم شود، نه تهدید امنیتی؛ برخوردهای قهری، سرمایه اجتماعی را از بین میبرد.
- بازسازی اعتماد: این امر نیازمند شفافیت در تصمیمگیریها، صداقت در گفتار مسئولان و پذیرش مسئولیت خطاها است.
- تقویت نهادهای میانجی: رسانههای حرفهای و تشکلهای مدنی نقش سوپاپ اطمینان را ایفا میکنند و مانع تبدیل نارضایتی به خشونت میشوند.
“برخوردهای قهری سرمایه اجتماعی را میسوزاند و تابآوری را به صفر نزدیک میکند.”
“تابآوری محصول احساس کرامت، امید به آینده و باور به امکان اصلاح است و این سه بدون تغییر رویکرد حکمرانی دستیافتنی نیست.”
در نهایت، افراد برای تابآوردن در این شرایط سخت، باید از مواجهه مداوم با اخبار منفی خودداری کرده و پیوندهای اجتماعی خُرد خود را تقویت کنند. تقویت امید واقعگرایانه بر پایه تغییر تدریجی، به جای انفعال، یک کنش معنادار در دل تاریکی اجتماعی محسوب میشود. ترمیم رابطه دولت و جامعه از طریق شنیدن دغدغهها، مؤثرترین راه برای مهار خشونت پایدار است.

