سندرم ایمپاستر در زنان دانشمند: ۹۷.۵ درصد زنان تحصیلکرده موفقیت را شانس میدانند
پژوهشی از دانشگاه بینگهمتون نشان میدهد ۹۷.۵ درصد زنان در رشتههای STEM موفقیتهای خود را ناشی از شانس میدانند نه شایستگی، پدیدهای که سندروم ایمپاستر نام دارد و سلامت روان آنها را تهدید میکند.
رنج پنهان زنان تحصیلکرده در حوزههای STEM
پژوهشی گسترده توسط محققان دانشگاه بینگهمتون بر روی زنان فعال در رشتههای علوم، فناوری، مهندسی و ریاضی (STEM) نشان داده است که تقریباً ۹۷.۵ درصد از آنان، با وجود کسب مدارک عالی و موفقیتهای چشمگیر، موفقیتهای خود را حاصل شانس قلمداد میکنند و تواناییهای ذاتی خود را نادیده میگیرند. این پدیده روانشناختی که به طور گسترده با عنوان سندروم ایمپاستر (Imposter Syndrome) شناخته میشود، یکی از تهدیدات جدی برای سلامت روان و تداوم حرفهای این قشر محسوب میشود.
سندروم ایمپاستر یک الگوی ذهنی است که در آن فرد علیرغم شواهد عینی موفقیت، همچنان خود را بیکفایت میبیند و همواره از این ترس رنج میبرد که ممکن است «فریبکار» بودن او آشکار شود. جییون الیزابت شین، پژوهشگر اصلی این مطالعه، تأکید کرده است که این نرخ بالا، که در زنانی با هویتهای حاشیهای بالاتر نیز گزارش شده، زنگ خطری جدی است. این احساس که موفقیتها تصادفی هستند، به ویژه در محیطهایی که کلیشههای منفی تاریخی علیه تواناییهای ذاتی زنان در علوم وجود دارد، تشدید میشود. کمبود الگوهای زنانه موفق در این رشتهها نیز بر احساس «تعلقنداشتن» دامن میزند.
- ارتباط با سلامت روان: این سندروم به طور مستقیم با سلامت روان ضعیفتر، فرسودگی شغلی بیشتر و افزایش احتمال انصراف از مسیر تحصیلی یا حرفهای ارتباط دارد.
- عوامل تقویتکننده: باور به ثابتبودن هوش و ذاتی بودن تواناییها، این احساس را در افراد تقویت میکند.
- سکوت و انزوا: بسیاری از افراد درگیر، به دلیل ترس از قضاوت، از بیان این احساسات خودداری میکنند که این سکوت میتواند استرس و انزوای درونی را عمیقتر کند.
- راهکار پیشنهادی: حمایت اجتماعی و گفتوگوی باز و شفاف در مورد این تجارب، میتواند به کاهش ترس و فشار روانی ناشی از سندروم ایمپاستر کمک کند.
شین خاطرنشان کرده است: «این احساس با سلامت روان ضعیفتر، فرسودگی بیشتر و افزایش تمایل به انصراف از تحصیل در میان زنان مرتبط است.»
پژوهشگران نیاز به تحقیقات بیشتری را برای درک کامل این معضل تأکید کردهاند، اما نقش محیط حمایتی غیرقابل انکار است.
به طور خلاصه، این پژوهش پیچیدگیهای روانی زنان موفق در حوزههای فنی و علمی را آشکار میسازد. غلبه بر سندروم ایمپاستر نیازمند اصلاحات ساختاری برای حمایت از این زنان و همچنین ترویج گفتوگوهای صادقانه در مورد شک و تردیدهای درونی است تا پتانسیل کامل این نیروی کار ارزشمند آزاد شود.


