بررسی تضادهای سرمایهداری مالیگرا و ناتوانی نهادها در برابر بحرانهای بزرگ
کتاب «بحرانهای مالی جهانی» با تکیه بر مکتب نهادگرای فرانسه (رگولاسیون)، بحرانهای مالی کنونی را ناشی از تضادهای ذاتی مدل رشد سرمایهداری مالیگرا میداند و نقش نهادها در حل این بحرانها را بررسی میکند.
تضادهای درونی سرمایهداری مالیگرا و ناکارآمدی نهادها
کتاب «بحرانهای مالی جهانی؛ ناگفتههای بحران مالی جهانی» اثر میرابوطالب بدری، با رویکردی نهادگرایانه فرانسوی (مکتب رگولاسیون)، به تحلیل عمیق بحرانهای مالی بزرگ جهانی، به ویژه بحران ۲۰۰۸، میپردازد. نویسنده معتقد است که ریشه این بحرانها در تضادهایی است که در بطن مدل رشد سرمایهداری مالیگرا شکل گرفتهاند. در حالت عادی، نظام سرمایهداری نهادهایی را برای حل تضادهای کوچک خود ایجاد میکند که به تثبیت دوره «مدل توسعه» کمک میکنند؛ اما زمانی که عدمتعادلها انباشته شده و نهادهای موجود دیگر برای مدیریت تضادهای اساسی کافی نباشند، بحرانهای بزرگ ظهور مییابند.
بدری تحلیل خود را با مروری تاریخی آغاز کرده و سپس به بررسی دورههای باثبات و بحرانی نظام سرمایهداری میپردازد. او مدلهای توسعه قرن نوزدهم و فوردیسم (دوره سیساله طلایی پس از جنگ جهانی دوم) را شرح میدهد و توضیح میدهد که چگونه کاهش نرخ رشد اقتصادی در دهه ۱۹۷۰، موجب بحران فوردیسم شد. در پاسخ به این چالش، دولتهای صنعتی به سمت سیاستهای نئولیبرال حرکت کردند که محورهای اصلی آن شامل آزادسازی مالی، مقرراتزدایی و خصوصیسازی بود.
ظهور رگولاسیون نئولیبرال و مالیگرایی
مدل جدیدی که پس از دهه ۱۹۸۰ مستقر شد، رگولاسیون نئولیبرال نامیده میشود. ویژگی بارز این مدل، محوریت یافتن ایجاد ثروت مالی در بنگاهها، نقش محوری بازار سهام و استقرار «منطق ارزش سهمی» است. این تغییر رویکرد منجر به کاهش نقش دولت در اقتصاد و افزایش چشمگیر عملکردهای سوداگری شد. بحران ۲۰۰۸، که با ورشکستگی لمن برادرز آغاز شد، نتیجه مستقیم انباشت این تضادها و نوآوریهای مالی مانند اوراق بهادارسازی بود.
مولف سه دلیل مکمل برای بحران ذکر میکند: سوق یافتن سرمایهها به بخش مسکن (حباب مسکن)، نوآوریهای شدید مالی، و عدم تعادلات جهانی (جریان سرمایه از آسیا به آمریکا). روششناسی وی بر تحلیل دقیق این وضعیتها از منظر مکتب رگولاسیون متمرکز است.
- بررسی ساختار کتاب شامل شش فصل است که از مدلهای قرن نوزدهم تا بحران مسکن آمریکا و اثرات آن بر کشورهای در حال توسعه پوشش داده میشود.
- نویسنده معتقد است که بازگشت به گذشته و زمانبندی تاریخ نظام سرمایهداری بر اساس دورههای ثبات و بحران، درک راهحلهای ارائه شده توسط نظام را میسر میسازد.
- تحلیلهای رایج پس از بحران، از جمله ارائه اعتبارات بیش از حد به خانوارهای کمدرآمد، صرفاً سطح ظاهری مشکلات را پوشش میدهند، نه ریشههای ساختاری آنها.
- در نهایت، مولف چشمانداز آینده نظام سرمایهداری را در نظریه ”سرمایهداری سبز“ جستجو میکند.
بدری تأکید میکند که «بحرانهای بزرگ زمانی ظاهر میگردند که دیگر راهحلهای نهادی برای برطرف کردن تضادها کافی نباشد.»
او همچنین اشاره مینماید که «با وجود تضادهای سرمایهداری، در وضعیت عادی، نهادهای متعددی جهت حل این تضادها ایجاد میشوند.»



