تحلیلهای غیرعلمی از حوادث دی ماه؛ انتقاد از رویکردهای دم دستی در نقد پدیدهها
دکتر رضا پورحسن تحلیلهای مربوط به حوادث دی ماه را عمدتاً هیجانی، فاقد سند و مبتنی بر آرزوهای شخصی تحلیلگران دانسته و بر ضرورت تحلیل علمی و مبتنی بر شواهد متقن برای جلوگیری از انحراف تصمیمگیرندگان تأکید کرده است.

نقد تحلیلهای دم دستی و غیرعلمی حوادث دی ماه
دکتر رضا پورحسن در یادداشتی، بسیاری از تحلیلهای ارائهشده پیرامون حوادث دی ماه را به شدت مورد انتقاد قرار داده است. وی معتقد است این تحلیلها اغلب ماهیتی هیجانی، توصیفی، فاقد استدلال و مبتنی بر تکرار اخبار رسانههای زرد و بدون سند دارند. پیشفرض اصلی یک تحلیل علمی، نقل بدون سوگیری از حادثه و دسترسی دقیق به اطلاعات میدان است. در تحلیل پدیدههای اجتماعی، همانند وقایع دی ماه، ضروری است که تحلیلگر از هرگونه هیجان منفی، سوگیری ذهنی یا قالبهای فکری از پیش تعیینشده فاصله بگیرد تا قضاوت وی به انحراف نرود.
اگر تحلیلها همراه با هیجانات و طرحوارههای ذهنی باشند، نقد و تحلیل واقعه دچار اشکال میشود و نویسنده ممکن است ناخودآگاه آرزوها یا دیدگاههای شخصی خود را به شکل تحلیل ارائه دهد. تنها نقدهایی قابل قبول هستند که سعی در تحلیل علمی، دور از هیجان و مبتنی بر اطلاعات محکم داشته باشند.
روششناسی تحلیل علمی و کاستیهای موجود
از منظر روششناسی، یک تحلیل باید متغیرها، عوامل و کنش متقابل آنها را توصیف کرده و سپس استنتاج منطقی صورت دهد. مشکل اساسی بسیاری از تحلیلهای موجود این است که صرفاً متغیرها را کنار هم ردیف میکنند، بدون اینکه وزن علّی و میزان تأثیر هر متغیر در وقوع نهایی واقعه را ارزیابی نمایند. برای مثال، در تحلیلهای اخیر به عوامل اجتماعی و اقتصادی اشاره شده، اما کمتر تحلیلی به عمق مسائل روانشناختی معترضین و انگیزههای درونی آنها پرداخته است.
«اجمالاً عرض میکنم که نقد و تحلیلها، عموماً دم دستی و غیر علمی بوده است. یعنی اکثر آنها عمدتاً توصیفی و فاقد استدلال و استنباط مبتنی بر شواهد متقن بوده است.»
این گونه تحلیلهای سطحی و فاقد عمق علمی، خطرناک هستند زیرا میتوانند موجب گمراهی تصمیمگیران و اخلال در تنظیم رفتار کنشگران شوند. تحلیل علمی ماهیت ژورنالیستی ندارد که هر فردی بتواند به راحتی به آن بپردازد؛ بلکه نیازمند تسلط بر دانش نقد و روششناسی علمی است.
- تحلیل علمی نیازمند نقل بدون سوگیری و دسترسی به اسناد واقعی است.
- هیجانات منفی و آرزوهای شخصی تحلیلگر، انصاف و اخلاق را از نقد دور میسازد.
- یک تحلیل قوی باید وزن علّی هر متغیر در وقوع یک پدیده را مشخص کند.
- فراوانی تحلیلهای علمی و راهگشا معمولاً کم است، زیرا مستلزم دانش تخصصی است.
- تحلیلهای دم دستی، ضرر آن در گمراه کردن متولیان امر مشاهده میشود.
«تجربیات نشان میدهند که نقد و تحلیل وقایع و اندیشهها زمانی که با هیجانات، طرحوارهها و قالبهای ذهنی همراه شود، نقل اندیشه و واقعه با سوگیری همراه شده و طبیعتاً نقد و تحلیل آن نیز دچار اشکال خواهد شد.»
The final conclusion leans toward advocating for a return to rigorous academic standards in public discourse, especially when confronting complex social events, stressing that superficial analysis ultimately harms effective governance and societal understanding.



