چرا عربستان سعودی از جنگ ایران و آمریکا دوری میکند؟
تحلیل محاسبات پنهان ریاض نشان میدهد که جنگ تمامعیار بین ایران و آمریکا، منافع حیاتی اقتصادی و امنیتی عربستان سعودی را به خطر میاندازد و ریاض به دنبال مهار تنشها است.
محاسبات استراتژیک عربستان در برابر تنشهای ایران و آمریکا
تحلیل عمیق منافع ملی عربستان سعودی بیانگر آن است که برخلاف تصورات سطحی، ریاض به هیچ وجه خواهان وقوع یک جنگ تمامعیار میان ایران و ایالات متحده در منطقه خاورمیانه نیست. این موضعگیری ناشی از یک محاسبه پیچیده ریسک-فایده است که در آن، خطرات امنیتی و اقتصادی برای پادشاهی سعودی بسیار فراتر از هرگونه منفعت احتمالی است. اقتصاد عربستان سعودی به شدت متکی بر صادرات نفت است و طرحهای بلندپروازانه مانند “چشمانداز ۲۰۳۰” محمد بن سلمان نیازمند ثبات مطلق در جریان انرژی جهانی هستند. درگیری نظامی در خلیج فارس، حتی در سناریوهای خوشبینانه، میتواند منجر به توقف ۳۰ تا ۴۰ درصدی صادرات نفت این کشور از طریق آسیب به زیرساختهای حیاتی مانند خطوط لوله و پایانههای صادراتی شود. حادثه حمله به تاسیسات نفتی ابقیق و خریص در سالهای گذشته، نمونهای اولیه از آسیبپذیری عظیم زیرساختهای انرژی سعودی در برابر حملات موشکی و پهپادی است.
تهدیدات امنیتی و اقتصادی بر زیرساخت حیاتی
جنگ بزرگترین دشمن ثبات اقتصادی مورد نیاز ریاض است. توقف صادرات نفت، کسری بودجه فاجعهبار و توقف پروژههای ملی را در پی خواهد داشت. همچنین، این درگیری میتواند ائتلاف اوپک پلاس را که برای کنترل بازار نفت حیاتی است، از هم بپاشد. در بُعد امنیتی، عربستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در برد موشکی ایران قرار دارد و فاقد بازدارندگی کافی در برابر یک درگیری گسترده است. تهدیدهای نیابتی نیز از سوی گروههای مورد حمایت ایران در یمن، عراق و لبنان، امنیت داخلی پادشاهی را در معرض خطر قرار میدهد؛ وضعیتی که توانایی عربستان برای مدیریت همزمان چندین جبهه را از بین میبرد. وابستگی استراتژیک به آمریکا نیز در سناریوی جنگ تبدیل به یک نقطه ضعف میشود، زیرا خاک عربستان هدف اصلی حملات قرار گرفته و ممکن است آمریکا ظرفیت کافی برای حفاظت کامل از آن را نداشته باشد.
“وقتی مقامات سعودی بر لزوم ‘عقلانیت’ و ‘خویشتنداری’ تأکید میکنند، تنها یک موضع دیپلماتیک خنثی اتخاذ نکردهاند، بلکه از منافع حیاتی ملی خود دفاع میکنند.”
انزوای دیپلماتیک و توقف پروژههای مدرنسازی
وقوع جنگ میتواند تمام دستاوردهای سیاسی و اقتصادی عربستان در جهان عرب را بر باد دهد. این امر شکافها در شورای همکاری خلیج فارس (مانند موضع کشورهای متأثر از قطر و عمان) را عمیقتر کرده و منجر به انزوای دیپلماتیک عربستان در میان همسایگان خواهد شد. علاوه بر این، پروژه مهم نرمالیزاسیون روابط با اسرائیل و جذب سرمایههای غربی برای مدرنیزاسیون کشور کاملاً متوقف میشود، زیرا سرمایهگذاران خارجی در شرایط جنگ منطقهای فرار میکنند و تصویر عربستان از “قطب ثبات” به “مرکز بحران” تغییر خواهد یافت. پروژههای عظیم توسعهای نظیر نئوم مستقیماً تحت تأثیر توقف سرمایهگذاریها و فرار سرمایه داخلی و خارجی قرار خواهند گرفت.
“جنگ تمامعیار، به معنای شکست کامل تمام تدابیر پیچیده استراتژی امنیتی-اقتصادی عربستان برای حفظ بقای رژیم در منطقهای پرتلاطم است.”
اولویت ثبات بر رقابت سنتی
توافق اخیر بازگشایی روابط بین تهران و ریاض با میانجیگری چین، نشاندهنده درک متقابل از این ضرورتهاست. عربستان دریافته است که تضعیف بیش از حد ایران میتواند منجر به بیثباتیهای غیرقابل مدیریت شود. در نهایت، سیاست فعلی ریاض حفظ اتحاد با آمریکا، همزمان با تنشزدایی فعال با ایران و تنوعبخشی به روابط با چین و روسیه است، تا از قرار گرفتن در جلوگیری شود. این استراتژی بر پایه این واقعیت استوار است که در خاورمیانه، ضمن رقابت، منافع مشترک حیاتی در جلوگیری از فروپاشی کامل نظام منطقهای وجود دارد.


