تحلیل مسعود نیلی از خشم جوانان: ریشهها در فقر، بیکاری، فساد و بیهویتی
دکتر مسعود نیلی هفت عامل اصلی نارضایتی جوانان شامل فقر، بیکاری، تبعیض، فساد، و نبود امید را بررسی کرده و هشدار میدهد که عدم درس گرفتن از وقایع، منجر به رواج خشونت میشود.
ریشههای خشم و هشدارهای مسعود نیلی به حاکمیت
دکتر مسعود نیلی در یادداشتی، شرایط کنونی ایران را “غمبارترین، بحرانیترین و سرنوشتسازترین روزگاران” توصیف میکند و تأکید دارد که اتفاقات اخیر، نتیجهی انباشت مشکلات ساختاری در جامعه بودهاند. او ابراز امیدواری کمی دارد، اما سکوت در برابر آیندهی نامعلوم را غیرممکن میداند و از سقوط سرزمین از “پرتگاه هولناک” ابراز نگرانی میکند. نیلی معتقد است اگر نظام حکمرانی از فاجعهی رخداده درسی نگیرد و به جای آسیبشناسی، صرفاً دیگران را مقصر بداند، آیندهای “دهشتبار” که در آن خشونت و جنگ داخلی حرف اول را میزند، رقم خواهد خورد. او اشاره میکند که حکومتها اگر نتوانند مشکلات اصلی جامعه را اولویت قرار دهند و حمایت درونی را جلب نکنند، با چالشهای سختی مواجه خواهند شد.
نیلی با استناد به شواهد آماری، قابل پیشبینی و قابل پیشگیری بودن وقایع اخیر را مورد تأکید قرار میدهد. او هفت حقیقت آماری مهم را برجسته میکند که نمایانگر عمق مشکلات اقتصادی و اجتماعی هستند:
- بیکاری گسترده جوانان: حدود ۱۲ میلیون جوان نه مشغول تحصیل هستند و نه کار، که معادل تقریباً ۱۴ درصد جمعیت کشور است و جامعه را شبیه به یک “انبار باروت” میسازد.
- رکود اشتغالزایی: از سال ۱۳۹۸ به بعد، افزایش خالص تعداد شاغلان تقریباً متوقف شده و نرخ اشتغالزایی به یک بیستم دوره ۱۳۹۳-۱۳۹۸ کاهش یافته است، در حالی که جمعیت ۱۵ ساله و بالاتر سالانه حدود ۷۵۰ هزار نفر افزایش مییابد.
- کاهش رفاه و فقر: درآمد خالص سرانه در پایان ۱۴۰۳ حدود ۲۰ درصد کمتر از سال ۱۳۹۰ بوده و جمعیت زیر خط فقر به حدود ۳۲ میلیون نفر رسیده است.
- تورم بیرحمانه: تورم مداوم بالای ۴۵ درصد که بیش از هر زمان دیگری تجربه میشود و ناتوانی دستمزدها در همگامسازی با آن، عامل اصلی ایجاد عصبانیت انباشته است.
- افزایش نابرابری: تورم بالا باعث غنیتر شدن ثروتمندان (از طریق رانت) و فقیرتر شدن بخش بزرگی از جامعه شده و نابرابری را تشدید کرده است؛ وضعیتی که ناپایداری اجتماعی را به همراه دارد.
- کاهش نقش حمایتی دولت: میانگین درآمد نفتی سرانه که در سالهای گذشته قدرت خریدی معادل ۱۵۰ تا ۱۸۰ میلیون تومان به ازای هر نفر به جامعه منتقل میکرد، اکنون به ۲۰ تا ۲۵ درصد آن تقلیل یافته است.
- فشارهای روحی و فساد: انتشار اخبار مربوط به بودجه نهادهای غیرپاسخگو و رفاه اطرافیان برخی مسئولان، در کنار اخبار فساد، جامعه را در آستانه انفجار قرار داده است.
“توجه داشته باشیم این اژدهای هفتسر که گلوی جامعه را در چنگال خود گرفته و بیرحمانه میفشارد، بهطور کامل از ناحیه اقتصاد کلان و در نتیجه تحولات و نابسامانیهای خارج از کنترل آحاد مردم سربرآورده است.”
نقطه کانونی این آسیبها جوانان هستند. بیکاری، فقر، بیآیندهگی و دلهره ناشی از شرایط امنیتی، زندگی عادی را برای بخش بزرگی از آنان تبدیل به رویایی دستنیافتنی کرده است. این نسل، در حالی که به اطلاعات جهانی دسترسی دارد، نمیتواند فقر کشور ثروتمند خود را بپذیرد. آنچه جوانان از نظام لمس کردهاند، علاوه بر فقر، “نهی و نفی و ‘برخورد’” بوده است، در حالی که در میان مسئولان کسی را نیافتهاند که همدردی کند.


