صحبتهای وندی شرمن درباره عراقچی، مذاکرات هستهای و جنگ
وندی شرمن، عراقچی را مذاکرهکنندهای سرسخت و توانمند در پرونده هستهای توصیف کرد. او تاکید کرد که مذاکرات دشوار خواهد بود زیرا آمریکا همزمان فشار و تهدید نظامی را حفظ کرده است.

تحلیل اظهارات وندی شرمن درباره مذاکرات هستهای ایران
اظهارات اخیر وندی شرمن، مقام آمریکایی، درباره پرونده هستهای ایران و تیم مذاکرهکننده ایرانی، مهمترین محورهای مذاکرات حساس آتی را برجسته میسازد. شرمن، سیدعباس عراقچی، مذاکرهکننده ارشد ایران را به عنوان حریفی بسیار جدی، سرسخت و کاملاً مسلط به جزئیات فنی و حقوقی پرونده توصیف کرده است. این توصیفات نشاندهنده درک طرف آمریکایی از جایگاه و اعتبار عراقچی نزد رهبری ایران است که میتواند چانهزنیها را به طور قابل توجهی دشوار سازد. وی تاکید دارد که به دلیل این توانمندیها، مذاکرات با چالشهای جدی مواجه خواهد بود.
شرمن همچنین به رویکرد واشنگتن در قبال این مذاکرات اشاره کرده است. آمریکا همزمان با اعمال فشارهای حداکثری اقتصادی و سیاسی، گزینه نظامی را به عنوان ابزاری برای حفظ اهرم فشار خود حفظ کرده است. این رویکرد دوگانه، فضای مذاکرات را پیچیدهتر میکند.
محورهای اصلی اختلاف در مذاکرات
اختلافات باقیمانده میان طرفین بر سر چند موضوع کلیدی متمرکز است؛ از جمله: حق مسلم غنیسازی اورانیوم توسط ایران، میزان و سطح نظارتهای سختگیرانهای که بازرسان بینالمللی ممکن است اعمال کنند، و موضوع برنامه موشکی ایران که از نظر ایران ماهیتی دفاعی دارد. تصمیم نهایی در مورد نحوه پیشبرد این مسیر، به گفته شرمن، با ریاست جمهوری وقت آمریکا خواهد بود که چه راهبردی را دنبال کند.
- توانمندی عراقچی: مذاکرهکننده ارشد ایرانی به دلیل دانش عمیق و اعتبار داخلی، رقیبی بسیار جدی تلقی میشود.
- فشار همزمان آمریکا: استفاده از اهرم فشار نظامی در کنار میز مذاکره، روند توافق را سختتر میکند.
- مسائل محوری: حق غنیسازی، نظارتهای فراتر از توافقات معمول، و برنامه موشکی نقاط اصلی چالش هستند.
“عراقچی مذاکرهکنندهای بسیار سرسخت، توانمند و آشنا به تمام جزئیات پرونده هستهای است. او نزد رهبر ایران اعتبار دارد و حریف بسیار جدیای است.”
“هر توافقی ممکن است با فشار اسرائیل و کنگره آمریکا روبهرو شود و پذیرش آن قطعی نیست.”
تضمین موفقیت برای دستیابی به یک توافق پایدار، نیازمند مدیریت دقیق نفوذ لابیهای خارجی مانند اسرائیل و همچنین مخالفتهای احتمالی در کنگره آمریکا است که میتواند اعتبار هر توافقی را پس از امضا به چالش بکشد. ماهیت این چالشها، احتمال حصول یک توافق قطعی را مبهم میسازد.

