لزوم فاصله گرفتن صدا و سیما از رجزخوانی و توجه به خشم جوانان
مقاله ای تحلیلی درباره خشم جوانان ایران، ریشههای آن شامل بی افقی و تحقیر، و لزوم تغییر رویکرد رسانهها به جای رجزخوانی و شنیدن صداهای متفاوت برای جلوگیری از رادیکالیسم.
تحلیل ریشههای خشم جوانان و راهکارهای اصلاحی
این یادداشت به بررسی عمیق و تلخ وضعیت جوانان ایران میپردازد که به شدت خشمگین و سرخورده هستند. نویسنده تأکید میکند که این خشم، واقعیتی انکارناپذیر است و نباید نادیده گرفته شود. نسل جدید با انبوهی از بغضهای فروخورده یا سکوتهای معنادار روبروست؛ جایی که حوصله بحث وجود ندارد و زود از کوره در میروند. خشم این جوانان تنها ریشه اقتصادی ندارد، اگرچه بیکاری، فقر و احساس بیآیندگی نقش مهمی ایفا میکند، اما مهمتر از آن، احساس دیده نشدن است؛ این حس عمیق که «هیچ کس صدای ما را نمیشنود». وقتی وعدهها محقق نمیشوند و کوچکترین تغییرات نیز با موانع جدی روبرو میشود، اعتماد از بین میرود و خشم جایگزین امید میشود.
نویسنده معتقد است که در شرایطی که بسترها مستعد سقوط جامعه شدهاند، نباید نقش عامل بیرونی را بهانه اصلی دانست. بسیاری از این جوانان اساساً سیاسی یا ایدئولوژیک نیستند، اما به دلیل فقدان امید به آینده، دچار نگاهی خطرناک میشوند که حتی ممکن است به مداخله خارجی دل ببندند. محکوم کردن این نسل راهحل نیست، بلکه باید ریشههای رسیدن به این نقطه را جستجو کرد. مهمترین ریشههای این خشم عبارتند از:
- بیافقی و انسداد امید: زمانی که فرد باور میکند «فردا» بهتر از «امروز» نخواهد بود، هزینه ماندن در وضع موجود از هزینه شورش بیشتر میشود و امید میمیرد.
- تحقیر و نادیده انگاشته شدن: احساس اینکه کرامت و هویت فرد در وضعیت موجود نادیده گرفته میشود، خشم را عمیقتر میسازد؛ پدیدهای که بر اساس مفهوم «تیموس» افلاطونی، انسان حاضر است برای آن جان فدا کند.
«وقتی جوان باور کند که «فردا» بهتــر از «امروز» نخواهد بود، مرگ امید رخ می دهد و هزینه ماندن در وضع موجود از هزینه شورش بیشتر می شود.»
راهکارهای کوتاهمدت و اصلاحی
در بلندمدت، راهی جز عبور از فضای جنگی، توسعه پایدار و باز کردن ساختار حکمرانی وجود ندارد. اما در کوتاهمدت، اقداماتی ضروری است. این اقدامات شامل کاهش دوقطبی، تغییر لحن گفتگوها، همدلی واقعی با خانوادههای آسیبدیده و شنیدن صدای مردم است. صدا و سیما به عنوان رسانه رسمی نقشی حیاتی دارد و باید از رویکرد «رجزخوانی» فاصله بگیرد و به روایتهای متنوع میدان دهد. حتی اجازه دادن به به چالش کشیدن روایت رسمی، میتواند بخشی از طبقه متوسط سرخورده را از رادیکالیسم دور نگه دارد. سیاست تهدید و عدم شنیدن، خشم را عمیقتر و خطرناکتر خواهد کرد و در حالی که فرصت برای اصلاح وجود دارد، این فرصت بیپایان نیست.
«رســانه رســمی بایــد از رجزخوانی فاصله بگیرد و بــه روایت های متنوع میدان بدهد. حتی اجازه دادن به به چالش کشــیدن روایت رســمی، می تواند بخشی از طبقه متوسط سرخورده را از رادیکالیسم دور کند.»
جوانان خشمگین «پاره تن ایران» هستند. بیتوجهی به درد آنها، میتواند پیامدهای خطرناکی به دنبال داشته باشد. اصلاح ساختار رسانهای و پذیرش صداهای مختلف، نخستین قدم برای بازسازی اعتماد و کاهش تنشهای اجتماعی است.


