آزمون بزرگ استاندار خوزستان در انتصاب مدیر جدید سازمان آب و برق
انتصاب مدیر جدید سازمان آب و برق خوزستان یک نقطه عطف تاریخی است؛ استان نیازمند «مدیر میدانی» باتجربه بینالمللی است نه «کارآموزان دانشگاهی» با رزومههای کاغذی و وابستگیهای قومی.
آزمون سرنوشتساز مدیریت منابع آبی خوزستان
انتصاب مدیر جدید سازمان آب و برق خوزستان، به عنوان قلب تپنده انرژی و شریان حیاتی کشاورزی و صنعت در جنوب غرب کشور، در شرایط «فوقبحرانی» کنونی استان، اهمیت حیاتی یافته است. خوزستان دیگر تاب و توان تحمل «آزمون و خطا»های مدیریتی را ندارد؛ وضعیت اسفناک تالابها، تنشهای شدید آبی، فرسودگی زیرساختها و چالشهای پیچیده اجتماعی ناشی از سوءمدیریت منابع، این استان را در آستانه بحرانهای امنیت ملی قرار داده است. نویسنده مقاله تأکید میکند که در این برهه حساس، استان نیازمند یک «مدیر میدانی» با تجربه بینالمللی و کارنامه اجرایی قوی است، نه مدیرانی که صرفاً «پژوهشگران پشتمیزنشین» بوده و سابقه اجراییشان درگیر مقالات دانشگاهی و وابستگیهای قومی است.
خطر اصلی، تلاش برای تحمیل گزینههایی است که فاقد درک واقعی از کف میدان، مدیریت سیلاب و تعامل با کشاورزان خوزستانی هستند. دوران «مدیریتهای کارتابلی» و انتصاب مبتنی بر صرف مدرکگرایی به سر آمده است. سوابق تلخ نشان داده است مدیرانی که بدون تجربه عملیاتی وارد این حوزه شدهاند، در بزنگاههای حساس نظیر سیلها یا خشکسالیهای حاد، یا مخازن سدها را در زمان نامناسب خالی کردهاند یا در برابر پروژههای انتقال آب سکوت اختیار کردهاند که این امر نمک بر زخم مردم پاشیده است. این مقاله یادآور میشود که سپردن سکان آب به جریانی که حامی انتقال آب از سرشاخهها است، دهنکجی به افکار عمومی خوزستان خواهد بود.
الزامات مدیریت کارآمد برای عبور از بحران
برای عبور از این گردنه خطرناک، سازمان آب و برق خوزستان نیازمند «تحول عظیم» است که تنها با حضور مدیری «عملگرا» و «چندبعدی» محقق میشود. این تحول باید توسط مدیری صورت پذیرد که مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و تجربه حکمرانی آب را نه در کلاسهای درس، بلکه در پروژههای کلان ملی و بینالمللی آموخته باشد. این مدیر باید ادبیات آب را در تراز جهانی بشناسد و بتواند با تلفیق «دانش روز» و «تجربه میدانی»، بهرهوری را جایگزین روزمرگی کند.
- تمرکز بر انتصاب مدیرانی با سابقه عملیاتی و تجربه بینالمللی.
- پرهیز از انتصاباتی که ریشه در لابیهای سیاسی و قومی دارند.
- لزوم اتخاذ تصمیمات بر اساس استانداردهای مهندسی و منافع ملی، نه سیاسیکاری.
- بازگرداندن اعتماد عمومی از دست رفته از طریق عملکرد قاطع و تخصصی.
- پایان دادن به «آزمایشگاه مدیریتی» در این سازمان حیاتی.
“آقای استاندار، آقای وزیر؛ خوزستان دیگر فرصتی برای آزمودنِ آزمودهها ندارد.”
“تجربه تلخ سالهای گذشته نشان داده است مدیرانی که بدون سابقه عملیاتی و صرفاً با ژستهای علمی و قومیتی بر سر کار آمدند، در بزنگاههای حساس نظیر سیلهای ویرانگر یا خشکسالیهای حاد، به جای تصمیمگیری قاطع، یا مخازن سدها را در بدترین زمان خالی کردند.”
در نهایت، مسئولیت استاندار خوزستان و وزارت نیرو سنگین است. انتخاب یک مدیر صرفاً دانشگاهی و بدون کارنامه اجرایی قوی، پیامی ناامیدکننده مبنی بر تداوم فاجعه مدیریت منابع آب مخابره خواهد کرد. تصمیم عقلانی امروز، مرز میان احیای امید و تکرار فاجعه در خوزستان خواهد بود؛ تصمیمی که باید تخصص عملیاتی و تجربه بینالمللی را بر روابط رانتی و رزومههای کاغذی پیروز گرداند.




