مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا: «اسب تروا» یا پنجره دیپلماسی؟
بررسی ابعاد و اهداف مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در عمان؛ آیا واشنگتن به دنبال نفوذ است یا گشودن راهی برای کاهش تنشها در منطقه؟

تحلیل مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در عمان
مذاکرات اخیر بین ایران و آمریکا که در عمان برگزار شد، بار دیگر پرسش اساسی بسیاری از تحلیلگران را مطرح کرده است: آیا این گفتوگوها تلاشی صادقانه برای کاهش تنشها و یافتن راهحلهای پایدار است، یا صرفاً ابزاری تاکتیکی و یک «اسب تروا» برای نفوذ، ارزیابی و مدیریت رفتار طرف مقابل؟ عملیات دیپلماتیک در عمان همواره اهمیت ویژهای داشته، زیرا این کشور کانالی امن، بیطرف و دور از هیاهوی رسانهای برای ارتباطات حساس میان تهران و واشنگتن فراهم میکند.
نگاه بدبینانه بر این باور است که این مذاکرات میتواند تکرار سناریوی «اسب تروا» باشد؛ جایی که آمریکا با ظاهری دیپلماتیک وارد میشود، اما هدف اصلی آن سنجش میزان فشارپذیری ایران، شناسایی نقاط آسیبپذیر و جمعآوری دادههای رفتاری برای طراحی فشارهای آینده باشد. در این برداشت، گفتوگوها برای ایجاد «توهم آرامش» به کار میرود تا واشنگتن بتواند در پشت صحنه مشغول بازطراحی تحریمها و ائتلافسازی علیه ایران باشد. با این حال، تحلیلها نشان میدهد که آمریکا در شرایط فعلی توان یا تمایل آغاز جنگی جدید را ندارد، بنابراین نقش تهاجمی مذاکرات بیشتر در سطح سیاسی و اطلاعاتی خواهد بود تا نظامی؛ هدف اصلی، مهار و پیشبینیپذیر کردن رفتار ایران است.
آرایش نظامی و پیامهای فشار آمریکا
تحلیل آرایش نظامی و لجستیکی آمریکا در منطقه نشان میدهد که اقدامات کنونی بیشتر ماهیت «فشار حداکثری» برای امتیازگیری در مذاکرات دارد تا آمادهسازی برای جنگ گسترده. افزایش پروازهای سنگین لجستیکی مانند تایپهای C-17 و KC-135، به همراه حضور پررنگ هواپیماهای شناسایی و عملیات ویژه (مانند RC-135 و RQ-4)، به معنای تقویت هسته عملیاتی منطقه برای اعمال فشار است. این آرایش سه پیام اصلی دارد:
- وادار کردن ایران به عقبنشینی در میز مذاکره.
- نمایش آمادگی «گزینه نظامی» برای بازدارندگی از گسترش درگیری.
- آرامسازی متحدان منطقهای که خواهان تشدید تنش نیستند.
«آمریکا صرفا به دنبال جنگی با دامنه وسیع نیست، جنگی که هزینههای اقتصادی، سیاسی و امنیتی آن برای آمریکا بسیار سنگین خواهد بود.»
دیپلماسی چندلایه و فرصتهای ایران
مولفههایی مانند کنترل قیمت انرژی و مدیریت پرونده هستهای بدون بازگشت رسمی به برجام، آمریکا را به سمت گفتوگوها سوق میدهد. در نتیجه، مذاکرات عمان ترکیبی از هر دو سناریوی «اسب تروا» و «مسیر دیپلماسی» است. ایران باید این پنجره فرصت را برای کاهش تنشهای چندجانبه و جلوگیری از انفجار بحرانها مغتنم بشمارد. این امر مستلزم اتخاذ سیاستی چندمرحلهای شامل تنشزدایی هوشمندانه و تغییر تاکتیک گفتمانی از هماوردطلبی به سمت ایجاد منافع متقابل با غرب است.
«تشخیص مرز میان فرصت و تهدید، همان نقطهای است که سیاستورزی واقعی آغاز میشود و دولتمردان باید با راهبردهایی مبتنی بر عقلانیت به جای واردشدن به یک مناقشه پیشبینیناپذیر، منازعات را به نفع خود اداره کنند.»
در نهایت، دیپلماسی در پرونده ایران و آمریکا تکبعدی نیست؛ این مذاکرات چندلایه هستند که درک دقیق تفاوت بین فرصتهای استراتژیک و تهدیدهای پنهان، کلید حرکت منطقی و تأمین منافع بلندمدت ملی محسوب میشود.



