تحلیل سهم فیلمنامهنویسان مستقل در جشنواره فیلم فجر ۴۴
بررسی ترکیب فیلمنامهنویسان در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر که نشاندهنده افزایش سهم فیلمنامهنویسان مستقل و توجه جدی به جایگاه تخصصی فیلمنامه در تولیدات سینمایی است.
تأکید بر جایگاه بنیادین فیلمنامه در سینمای ایران
تحلیل ترکیب فیلمهای حاضر در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر نشاندهنده یک تغییر پارادایم مهم در بدنه تولید سینمای ایران است: افزایش چشمگیر سهم فیلمنامهنویسان مستقل در کنار کارگردانان. این موضوع بر اهمیت فرآیند «ساختبندی» و جایگاه تخصصی فیلمنامه تأکید دارد. نویسنده مقاله با مقایسه فیلمنامه با فونداسیون یک ساختمان، استدلال میکند که استحکام یک اثر سینمایی پیش از هر چیز به اسکلتبندی روایت وابسته است؛ درست مانند پیسازی یک بنا لوکس که بدون آن، سازه دچار تزلزل خواهد شد. اگر فیلمنامه لغزش داشته باشد، بهترین میزانسنها و بازیهای درخشان نیز نمیتوانند اثر را نجات دهند. در مقابل، یک فیلمنامه منسجم حتی با اجرای متوسط نیز قابلیت بقا دارد.
این دوره از جشنواره فجر، تفکیک روشنتری میان نقش نویسنده و کارگردان را به نمایش میگذارد. از ۳۱ فیلم حاضر، ۱۹ اثر با اتکا به نویسندگان مستقل شکل گرفتهاند که این نسبت، افزایشی نسبت به دورههای گذشته است و نشان میدهد بدنه تولید، فیلمنامه را نه یک پیشمتن تشریفاتی، بلکه زیربنای اصلی اثر میداند. این روند، نویدبخش شکلگیری آثار منسجمتر و ماندگارتر در آینده است.
الگوهای تولید متن در جشنواره فجر ۴۴
سینمای امروز در مواجهه با «متن» بهعنوان زیربنای فیلم، از سه الگوی تولید بهطور همزمان بهره میبرد که تنوع ساختار خلاقیت را نشان میدهد:
- الگوی تفکیک تخصصی نقشها: فیلمهایی که با فیلمنامهنویس مستقل تولید شدهاند و نویسنده عنصری مجزا و تخصصی در چرخه تولید است. این ۱۹ اثر بار اصلی مهندسی روایت را پیش از اجرا بر دوش میکشند.
- الگوی تألیف جمعی (همکاری مشترک): فیلمهایی که در آنها نویسندگی بهصورت مشترک میان چند نفر (گاه شامل کارگردان) انجام شده است؛ در این دوره ۳ اثر با این الگو تولید شدند.
- الگوی کارگردان مؤلف: آثاری که نویسنده و کارگردان یک نفر است و امضای شخصی فیلمساز هم در متن و هم در اجرا شکل میگیرد.
“قصه درست و اسکلتبندی دقیق روایت میتواند حتی در مواجهه با کاستیهای اجرایی نیز هویت خود را حفظ کند، حال آنکه عکس این گزاره صادق نیست.”
“تداوم چنین مسیری میتواند در بلندمدت، به شکلگیری آثار منسجمتر و ماندگارتر بینجامد.”
این چیدمان متنوع، از پویایی ساختار تولید و پذیرش رویکردهای متکثر در مواجهه با اهمیت اساسی فیلمنامه در سینمای معاصر حکایت دارد. تمرکز بر فیلمنامههای مستقل، نشان از بلوغ و حرفهای شدن تقسیم کار در گروههای تولید سینمایی ایران دارد.

