خلع سلاح داخلیها به نفع بیگانه ها؛ پیامدهای محدودسازی رسانهها
محدودسازی رسانههای داخلی به تقویت رسانههای معاند خارجی منجر میشود؛ ضرورت کنار گذاشتن رویکردهای سلبی و اعتماد سازی با کنشگران مستقل رسانهای برای احیای مرجعیت داخلی.
پیامدهای محدودیت رسانههای داخلی و تقویت رسانههای معاند
یادداشت حاضر به بررسی وضعیت رسانههای داخلی و خارجی و این حقیقت میپردازد که هرگونه محدودسازی رسانههای داخلی در واقع به معنای اعطای مرجعیت به رسانههای خارجی و تقویت جریانهای بیگانه است. نویسنده تأکید میکند که تحدید فضای رسانهای داخلی، به منزله «پاس گلی» به رسانههای معاند خارج از مرزهاست. در عصر انفجار اطلاعات و ارتباطات، رویکردهای سلی و قهری برای مدیریت افکار عمومی کارساز نیستند، چرا که مخاطبان همواره مسیرهای جایگزینی برای کسب اخبار و اطلاعات پیدا میکنند. وضعیت فعلی نشان میدهد که محدودیتهای اعمال شده بر رسانههای مستقل داخلی طی دو دهه اخیر، باعث انتقال مرجعیت رسانهای به ورای مرزها شده و نبض افکار عمومی را به دست جریانی سپرده که دغدغهمند منافع بیگانگان هستند.
«هرگونه برخورد و تحدید فضای رسانه های داخلی در واقع پاس گلی به رسانههای معاند خارج نشین است و نتایج آن بر همگان مشهود است»
نقش رسانههای معاند در فضاسازی تخاصمی
مرور رویدادهای یک دهه اخیر حاکی از نقش کلیدی رسانههای برونمرزی در ایجاد فضاسازی تخاصمی، قطبیسازی و تحمیل هزینههای سنگین به کشور است. این رسانهها دو راهبرد کلان را دنبال میکنند: نخست، سیاه نمایی و پمپاژ مداوم یأس و ناامیدی در جامعه؛ و دوم، سفید شویی نیروهایی که پیشتر به دلیل عملکرد نامناسب از صحنه عمومی رانده شده بودند. این بمباران خبری و ذهنی باعث شده است که واژگان قبیحی مانند «دخالت خارجی» یا «وطن سپاری به بیگانه» قباحت سابق خود را از دست بدهند و ذهنیت مردم نسبت به این مفاهیم دچار تغییر شود.
- باید با کنار گذاشتن نگاه تنگ نظرانه، فضا برای کنشگران رسانهای مستقل فراهم شود.
- مدیریت فضای رسانهای با رویکردهای انسدادی و سلبی در جهان امروز کارایی ندارد.
- محدودسازی داخلیها، خودباوری ملی را تضعیف کرده و مرجعیت را به خارج منتقل میکند.
- احیای اعتماد مخاطبان مستلزم برقراری رویکردهای حرفهای در رسانههای رسمی است.
- تغییر رویه در هر نقطهای به نفع مصالح عمومی کشور خواهد بود.
«باید رویکردهای حرفهای در رسانه های رسمی برقرار شده و به تدریج اعتماد مخاطبان احیا شود و چنین ظرفیتی با توجه به پتانسیل عظیم انسانی نیروهای حرفهای داخلی ممکن و میسر است.»
نتیجهگیری آن است که بازپسگیری مرجعیت رسانهای دشوار اما غیر ممکن نیست. اصلاح سیکل باطل موجود نیازمند پذیرش اشتباهات گذشته و اتخاذ رویکردی مبتنی بر اعتمادسازی با رسانههاست، به جای مسدودسازی و محدودیتهای غیر لازم؛ چرا که هرگونه محدودیت تقویتکننده طرف مقابل خواهد بود.


