انتقاد از حمایتهای دولتی و نقش “اسب تروای” صنعت بازیسازی ایران
بابک کرباسی، کارگردان بازیهای رایانهای، انتقاد میکند که عادت شرکتها به سوبسیدهای دولتی شکل گرفته و رویدادهایی مانند TGC نقش اسب تروای صنعت را ایفا کرده و باعث مهاجرت بازیسازان کلیدی شده است.
چالشهای صنعت بازیسازی ایران و وابستگی به حمایت دولتی
صنعت بازیهای رایانهای در ایران پس از گذشت بیش از دو دهه از فعالیت رسمی، با مشکلات ساختاری و مدیریتی عمیقی دست و پنجه نرم میکند، بهطوری که بسیاری از ریشههای عقبماندگی را نه در کمبود فناوری، بلکه در «مدیریت ناپایدار و ریلگذاریهای مقطعی» میدانند. بابک کرباسی، کارگردان بازیهای رایانهای، تأکید میکند که صنعت به حمایتهای مستقیم دولتی، یا همان «سوبسید و یارانه فرهنگی»، عادت کرده و این امر موجب شده است که صورت مسئله اصلی نادیده گرفته شود. تلاش صرفاً با تزریق پول دولتی، بدون توجه به چرخهی استاندارد تولید، بازارسازی، عرضه و نشر، مانع رشد حرفهای شده است. این رویکرد مشابه اتفاقی است که قبلاً در سینمای ایران نیز رخ داد و منجر به عدم ثبات مدیریتی شد؛ با هر تغییر دولت، مدیران فرهنگی اولین قربانیان تغییرات میشوند.
تأثیر رویداد TGC و مهاجرت استعدادها
رویدادی مانند «TGC» که با مدیریت حسن کریمی قدوسی در بنیاد ملی بازیهای رایانهای برگزار شد، با هدف شناسایی شرکتهای مستعد و زمینهسازی برای بازارسازی بینالمللی آغاز شد. با این حال، کرباسی این رویداد را مصداق «اسب تروا» در صنعت بازیسازی ایران میداند. هدف ظاهری باز کردن راه تجارت بینالمللی بود، اما در عمل، موجب خروج بسیاری از بازیسازان اصلی از کشور شد. این خروج، چرخه عرضه و تقاضا را مختل کرد و برنامهریزیهای بلندمدت را بر باد داد. در پی این اتفاقات و همچنین جذب فعالان توسط کشورهایی نظیر ترکیه و امارات از طریق حمایتهای مالی هدفمند، تولید داخلی متوقف شد، نیروی انسانی تربیتشده از دست رفت و بازیسازان کلیدی مهاجرت کردند، بهطوری که امروز تعداد استودیوهای فعال بسیار محدود است و بسیاری از باقیماندگان نیز صرفاً برای بازار خارج کار میکنند.
- تضاد ساختاری بنیاد ملی بازیهای رایانهای: بنیاد ملی بازیهای رایانهای که نهادی خصوصی و غیردولتی است، فاقد ردیف بودجه مشخص در مجلس بوده و در تقسیم منابع نقش ندارد؛ این وابستگی متناقض سبب سردرگمی در سیاستگذاری شده است.
- نیاز به بازنگری اساسنامه: ساختار فعلی بنیاد پاسخگوی نیازهای یک صنعت پیچیده فرهنگی-اقتصادی مدرن نیست و شورا عالی فضای مجازی باید اساسنامه را برای صنعتی شدن تغییر دهد.
- راهحل پیشنهادی: تبدیل بنیاد به مؤسسهای حمایتی مشابه بنیاد فارابی و ایجاد «ادارهکل بازیهای رایانهای» در وزارت ارشاد به عنوان متولی رسمی دولتی برای تنظیم مقررات و ساماندهی ارتباطات ضروری است.
- تصمیمگیریهای غلط گذشته: وعده پیوستن ایران به باشگاه تولیدکنندگان بازیهای رایانهای در دهه ۸۰ با اجرای ناقص مصوبات شورا توسط دولتها، انگیزههای اولیه سرمایهگذاری بخش خصوصی را نابود کرد.
- هزینههای تولید: تولید یک بازی میانرده نیازمند هزینهای چند میلیاردی است، اما تخصیص پراکنده و ناکارآمد بودجهها از رسیدن پروژهها به سرانجام جلوگیری کرده است.
“شرکتها به حمایتهای مستقیم دولتی، بهاصطلاح سوبسید و یارانه فرهنگی، عادت کردند. در واقع، صورت مسئله را پاک کردیم و تلاش کردیم تا صرفاً با تزریق پول دولتی، خط تولید را احیا کنیم.”
“تمام زحماتی که در آن دوره کشیده شده بود، نقش بر آب شد. دوباره سبد مصرف بازی در ایران به سمت تولیدات خارجی چرخید و دیگر کسی نبود که در داخل به تولید ادامه دهد.”



