تحلیل تکامل هژمونی آمریکا بر صنعت جهانی غذا
بررسی نقش نوآوریهای تکنولوژیکی، لابیگری بیوتکنولوژی و توسعه محصولات تراریخته در شکلدهی به رژیم غذایی جهانی و پیامدهای آن بر تجارت و ایمنی مواد غذایی.
هژمونی آمریکا در صنعت غذا و بیوتکنولوژی
انقلابهای اخیر در صنعت جهانی کشاورزی و مواد غذایی بیانگر پیوندی پیچیده میان علم، فناوری، اقتصاد و سیاست است. از قرن شانزدهم میلادی، نوآوریها در کشاورزی، روشهای پرورش گیاهان را دگرگون کردهاند. این مقاله به تبیین این موضوع میپردازد که چگونه رهبری ایالات متحده آمریکا در نوآوریهای تکنولوژیکی و گسترش شرکتهای بزرگ، رژیم غذایی مدرن جهانی را شکل داده و چه پیامدهایی برای تجارت بینالمللی، ایمنی مواد غذایی و عدالت در سیستم غذایی داشته است. تحلیلگر مسائل توسعهای بخش کشاورزی، حسین شیرزاد، بر این نکته تأکید دارد که این تحولات، بهویژه از طریق بیوتکنولوژی، وابستگیهای جهانی را افزایش داده است.
یکی از جنبههای مهم این تحول، معرفی و پذیرش افزودنیهای غذایی مصنوعی است که عمدتاً برای بهبود رنگ و جذابیت ظاهری محصولات یا استانداردسازی آنها صورت میگیرد. نهادهایی مانند کمیته مشترک کارشناسی افزودنیهای غذایی (JECFA) وابسته به سازمان بهداشت جهانی، استانداردهای بینالمللی مانند «کدکس آلیمنتاریوس» را برای این مواد تدوین کردند. با وجود پذیرش مصرف این مواد در دوزهای تعیینشده، قوانین مرتبط با محصولات جدید بیوتکنولوژی و اصلاحات ژنتیکی، مانند سیبزمینیها و ذرتهای تراریخته، مورد بحثهای جدی قرار گرفته است. اصل برابری اساسی که توسط سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) تصویب شد، ایمنی غذا را بر اساس اثرات مستقیم سلامتی تعیین میکند و محصولات جدید را معادل محصولات طبیعی میداند.
نفوذ شرکتهای بزرگ و ثبت اختراع
گسترش تحقیقات کشاورزی تا دهه ۱۹۸۰، با هدف تغییر پیکربندی ژنتیکی میکروارگانیسمها و گیاهان با فناوریهای نوین همراه بود. نقطه عطف این مسیر، تصمیم دیوان عالی ایالات متحده در دهه ۱۹۸۰ مبنی بر اعطای حق ثبت اختراع برای موجودات زنده بود که بستر پیشرفتهای بیوتکنولوژی را فراهم کرد. نمونههای اولیه شامل گوجهفرنگی FlavrSavr و هورمون رشد گاوی (rbST) تولیدی شرکت مونسانتو بودند. مونسانتو با انتشار گسترده تحقیقات و لابیگریهای قوی، توانست محصولات اصلاحشده ژنتیکی را به بازار جهانی تحمیل کند. این فرآیند شامل نفوذ عمیق در ساختارهای دولتی از طریق تماسهای شخصی، مشارکت در هیئتهای مشاوره و حمایت مالی از مبارزات انتخاباتی از طریق کمیتههای اقدام سیاسی (PACs) بود.
- لابیگری بیوتکنولوژیستها ادعا میکند که محصولات تراریخته باعث افزایش عملکرد و کاهش آفات شدهاند.
- ایالات متحده با کشت ۹۰ درصد ذرت، سویا و پنبه به صورت تراریخته، بزرگترین مصرفکننده این محصولات است.
- هدف اصلی شرکتهای آمریکایی تسلط بر بازار جهانی GMO از طریق نوآوری، ثبت اختراع و حق امتیاز بوده است.
- در دهه ۱۹۹۰، فرآیندهای تأیید زیستمحیطی توسط سازمان حفاظت از محیط زیست (EPA) و تأیید ایمنی مواد غذایی توسط FDA در آمریکا شکل گرفت.
- لابیگران اغلب در نقشهای شرکتی و دولتی بین یکدیگر در گردش هستند که این امر نفوذ آنها را تقویت میکند.
«بزرگترین حامیان مالی لابی در مبارزات انتخاباتی، تولیدکنندگان شیر و صنایع لبنی هستند.»
«لابیهای بیوتکنولوژی ادعا میکنند، محصولات تولید شده با بیوتکنولوژی میتوانند با تغییرات آب و هوایی سازگار شوند و در مناطق مقاوم به خشکسالی و استرس، مقاومت بیشتری داشته باشند.»
در نهایت، حمایتهای مالی و سیاستگذاریهای دولت آمریکا، بهویژه از زمان انتشار سند «بیوتکنولوژی برای قرن بیست و یکم» توسط NSTC، مسیر توسعه و تسلط صنعت غذای اصلاحشده ژنتیکی را با ارزش بازاری تریلیون دلاری برای ایالات متحده تضمین کرده است، در حالی که نگرانیهای ایمنی و عدالت جهانی همچنان پابرجا است.


