تولد سرود «انقلاب اسلامی» و ماجرای دزدی در کاخ سعدآباد از زبان حمید شاهنگیان
آهنگساز پیشکسوت موسیقی انقلاب، حمید شاهنگیان، در روایتی از کتاب «برخیزید»، جزئیات ساخت سرود رسمی سپاه و خاطرهای عجیب از یک دزدی در پادگان سعدآباد را شرح میدهد.

خاطرات شفاهی حمید شاهنگیان از موسیقی انقلاب
کتاب «برخیزید» مجموعهای از خاطرات شفاهی سیدحمید شاهنگیان، از آهنگسازان برجسته موسیقی انقلاب، است که توسط دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تدوین و منتشر شده است. این اثر یکی از مراجع مهم برای درک تاریخ شفاهی تولید سرودها و ترانههای انقلابی در جریان انقلاب اسلامی ایران محسوب میشود. شاهنگیان در این خاطرات به نقش ابزار فرهنگ و هنر در هدایت جامعه به سمت آرمانهای انقلاب اشاره میکند و بر اهمیت فعالیتهای فرهنگی هنری در آن دوران تأکید میورزد.
این شماره از گزارشهای «خاطرهبازی با اهالی موسیقی انقلاب»، بر بخشهایی از این کتاب تمرکز دارد که مربوط به فعالیتهای شاهنگیان در روزهای منتهی به انقلاب و پس از آن، به ویژه در زمینه ساخت آثار موسیقایی انقلابی است. شاهنگیان در دوران فعالیت خود در سپاه پاسداران نیز فعال بود و سرودی را با همکاری آقای دوزدوزانی برای این نهاد ساخت.
ساخت سرود رسمی سپاه
شاهنگیان در خصوص ساخت سرود «انقلاب اسلامی» که به عنوان سرود رسمی سپاه شناخته میشد، روایت میکند. او توضیح میدهد که آقای دوزدوزانی شعری به او داده است و او پس از بررسی، دریافت که شعر باید «انقلابیتر» شود. در حین بازگشت از پادگان سعدآباد، ایدههایی به ذهنش میرسد و بخشی به شعر اضافه میکند. او با اضافه کردن یک پاراگراف با همان وزن و قافیه به شعر اصلی، سرود را تکمیل میکند. شاهنگیان میگوید که پنجاه درصد شعر از دوزدوزانی بود و پنجاه درصد دیگر توسط خودش اضافه شده است. او به یاد میآورد که نیروهای قدیمی سپاه هنوز بیت مشهور «روزها کوشم و شب نخوابم، پاس می دارم از انقلابم...» را به یاد دارند.
- شاهنگیان از اواخر سال ۱۳۵۸ احساس کرد که به دلیل عاطفی بودن ذاتش، ادامه کار در فضای جدیتر و جنگی سپاه دشوار است، زیرا با نیروهایی که به منطقه میرفتند و شهید میشدند، ارتباط عمیقی برقرار کرده بود.
- او به دلیل انس گرفتن با نیروها و تأثیرپذیری از شهادت آنها، قادر به تحمل شرایط نبود.
- شاهنگیان تنها یک بار در تمام مدت حضورش در سپاه به مرخصی رفته بود؛ روز بعد از بازگشتش ماجرای دزدی در پادگان سعدآباد رخ داد.
- دزدی مربوط به انگشتر یکی از نیروها بود و متهم، پسر نوجوانی به نام سید احمد حسینی بنهنگی بود.
- شاهنگیان پس از شنیدن ماجرا، متوجه شد که سید احمد انگشتر را هنگام عملیات تمرینی از جیب سوراخ صاحبش برداشته، اما در همان حین دویدن، انگشتر از دست او افتاده و گم شده بوده است.
- شاهنگیان به او اعتماد کرد، او را اخراج نکرد و دستور داد محل گم شدن انگشتر را بگردند و سرانجام انگشتر در میان خاکها پیدا شد.
شاهنگیان در وصف سید احمد میگوید: «پسر شانزده هفده ساله نحیف و لاغراندام و ضعیفی بود... باور کنید من دزد نیستم».
در نهایت، سید احمد که اصرار زیادی داشت به منطقه جنگی برود با وجود ضعف جسمانی، رضایت فرماندهان را جلب کرد و اعزام شد. شاهنگیان عنوان میکند که این نوجوان کمتر از ده روز بعد شهید شد و شهادت او تأثیر عمیقی بر آهنگساز گذاشت.
این روایت نشاندهنده جنبههای انسانی و تربیتی نهفته در بطن فعالیتهای فرهنگی و انقلابی آن دوران است، جایی که ارزشهایی مانند اعتماد، همدلی و گذشت، حتی در محیطی مانند سپاه پاسداران نیز اهمیت کلیدی داشتند.

