توضیحات دکتر اورژانس درباره دوری موقت از مرگ و بقا
دکتر اشلی آلکر در کتاب جدید خود، «۹۹ راه برای مردن: و چگونگی اجتناب از آنها»، توصیههای نجاتبخشی را با شوخطبعی ترکیب کرده و به شیوههای گوناگون مرگ و بقا میپردازد.
توصیههای یک دکتر اورژانس برای رویارویی با مرگ
مقاله به بررسی دیدگاه انسانها نسبت به مرگ و تلاش آنها برای بقا میپردازد، موضوعی که ذهن بشر را به خود مشغول کرده است. در کانون توجه، کتاب جدید دکتر اشلی آلکر، متخصص طب اورژانس، با عنوان «۹۹ راه برای مردن: و چگونگی اجتناب از آنها» قرار دارد. آلکر که روزانه با مرگ روبرو میشود، دانش خود از اورژانس را با طنز و داستانسرایی ترکیب کرده تا توصیههای پزشکی جدی درباره بقا را ارائه دهد و هدف خود را جلوگیری از مراجعات به اورژانس عنوان میکند.
دکتر آلکر میگوید: «آنچه واقعاً [اورژانس] هست، کلاسی درسی درباره اینکه زندگی چقدر شکننده — و قابل اصلاح — است.»
این پزشک، که تجربیات شخصی عمیقی با بیماری و مرگ مادرش داشته، بر این باور است که مرگ قابل پیشگیری است، تا حدی. او بینشهای خود را درباره هزاران روش محتمل مردن، از عفونتهای گوشتی گرفته تا مسمومیت با سیانور و بقا در برابر قاتلان سریالی، به اشتراک میگذارد. کتاب او بر مسائل پیشگیرانه تمرکز دارد و هر بخش بر اساس تجربیات مستقیم او در اتاق اورژانس بنا شده است. آلکر تأکید دارد که برخلاف تصورات رایج در فیلمها، بهبودی پس از ایست قلبی نادر است و ۹۹ درصد بیماران بلافاصله پس از احیا بیدار نمیشوند.
- تاکید بر پیشگیری و سلامت عمومی به جای درمانهای مقطعی.
- انتقاد تند از «تأثیر دانینگ-کروگر» و سلبریتیهایی که اطلاعات پزشکی اشتباه منتشر میکنند (مانند توصیههای مربوط به تخم سنگ یشم).
- بررسی بیماریهای نادر و جالب مانند بیماریهای پریونی و سم تترودوتوکسین.
- تأکید بر اینکه جاودانگی هدف نهایی نیست و ترس از مرگ میتواند زندگی را ارزشمند کند.
- بررسی سندرم قلب شکسته (کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو) به عنوان نمایشی شاعرانه از عمق عشق انسانی.
دکتر آلکر به شدت با فروشندگان ادعاهای درمانی شبهعلمی مخالفت میکند و هشدار میدهد که بیماران نباید به هشدارهای درمانی فریبنده که در ازای هزینههای شخصی راهحلهای معجزهآسا ارائه میدهند، اعتماد کنند. او عنوان میکند که تلاش برای رسیدن به جاودانگی، مانند تلاشهایی که توسط افرادی چون برایان جانسون یا جف بزوس دنبال میشود، شاید نیاز واقعی نوع بشر نباشد؛ بلکه همدلی ممکن است راهگشاتر باشد. در نهایت، او بیان میکند که علم و معجزات میتوانند همزیستی داشته باشند، اما هوشمندی در استفاده از دانش علمی کلید زندگی بهتر است.
او مینویسد: «هر بار که تکامل سر زشت خود را در قالب اره برقی بدون توقف ایمنی یا تفنگ پر شده در جیب جلو نشان میدهد، پزشکی اورژانس پس میزند.»


