
مقاله حاضر به تحلیل چرخشهای عمده در سیاست خارجی دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا میپردازد و نشان میدهد چگونه اقدامهای او، از ونزوئلا تا تهران، جهان را در حالت تعلیق و عدم قطعیت نگه داشته و اغلب این وضعیت به نفع او تمام میشود. نویسنده معتقد است آمریکاییها ذاتاً مردمانی درونگرا هستند، اما ترامپ با «بههم ریختن صحنه ژئوپلیتیک» نقشهای جدید را نقاشی میکند که در آن، برخلاف تصور عمومی، بیشتر امتیازات به نفع اوست.
اقدامات محوری ترامپ:
ونزوئلا: مورد ونزوئلا به عنوان نمونه بارز «فعالیت جهانی» ترامپ ذکر شده است. مداخله نیروهای ویژه آمریکا برای دستگیری نیکولاس مادورو و انتقال او و همسرش به نیویورک برای محاکمه به اتهام قاچاق مواد مخدر، اقدامی بود که در نگاه بسیاری تنها یک بلوف یا اعمال فشار تلقی میشد، اما ترامپ در نهایت آن را عملی ساخت. نتیجه این عملیات، تبدیل شدن رژیم ونزوئلا به یک دولت وابسته و انتقال مالکیت فروش نفت ونزوئلا به شرکتهای آمریکایی بود، بدون آنکه آمریکا درگیر هزینههای بازسازی یک کشور جنگزده شود.
تأثیر بر آمریکای لاتین: این اقدام منجر به موجی از رهبران طرفدار آمریکا و بهطور خاص طرفدار ترامپ، از جمله خاویر میلی در آرژانتین و نایب بوکله در السالوادور، در منطقه شده است. حتی مکزیک تحت فشار تلفنی ترامپ از ارسال نفت به کوبا عقبنشینی کرد، که نشاندهنده تسلط ترامپ بر منطقه است.
ایران و تهدید عملیات نظامی: در مورد ایران، وضعیت پیچیدهتر است. پس از شکست در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و حملات بمبهای سنگرشکن به تأسیسات هستهای، رژیم ایران در ضعیفترین حالت خود قرار دارد. ترامپ با استقرار ناوگروه جدیدی در خلیج فارس، مذاکره را آغاز کرده است. نویسنده سه ویژگی شخصیتی ترامپ را که دشمنان او را به وحشت میاندازد برشمرده است:
چین و تضعیف داخلی: ترامپ از تضعیف داخلی دشمن اصلی خود، چین، بهرهمند شده است. تصفیههای گسترده شی جینپینگ در میان فرماندهان نظامی، هدف اصلی چین برای تسلط بر تایوان را در هالهای از ابهام فرو برده است. این وضعیت، هرچند ممکن است شی را تقویت کرده باشد، اما توان اجرای اهداف ژئوپلیتیک بلندمدت مانند حمله به تایوان را از او سلب کرده است.
اروپا و دفاع از خود: ترامپ در اروپا نیز به دو خواسته اصلی خود رسید: اول، مجبور کردن اروپاییها به هزینهکرد بیشتر برای دفاع خود که با خروج آمریکا از جنگ اوکراین محقق شد. دوم، در مورد گرینلند، اگرچه تهدید به ربودن آن بهطور جدی گرفته نشد، اما در نهایت ترامپ توانست بدون متحمل شدن بار مدیریتی آن، امتیازات لازم را از کشورهای اروپایی بگیرد.
“رئیسجمهور در حال چینش مجدد منظره و لوازم صحنه ژئوپلیتیک است. اگر نمایشی که از سلف خود به ارث برد «زوال و سقوط امپراتوری آمریکا» بود، تولید جدید ترامپ بازسازی «دنیای دیوانه، دیوانه، دیوانه» است.”
“پیگیری مادورو توسط ترامپ توسط هیچکس پیشبینی نمیشد. اگر ترامپ در ایران اقدام کند، زمان و نحوه آن، نه تنها ایرانیها بلکه تمام ما «مردم بسیار باهوش» را شگفتزده خواهد کرد.”
در نهایت، مقاله بیان میکند که حتی در قبال روسیه و جنگ اوکراین، ترامپ که شدیداً نتیجهگرا است، با اصرار بر پایان دادن به درگیری به دنبال صلح است. این اقدامات نشان میدهد که در حال حاضر، ما در دنیای دونالد ترامپ زندگی میکنیم.