مراقبتهای «تأیید جنس» کانادایی را به قاتل مدرسه تبدیل کرد — باید پایان یابد
داستان ترسناک جسی ون روتسِلارد نشان میدهد که روشهای «پذیرش جنس» در درمان دیسفوری جنس میتواند پیامدهای فاجعهبار داشته باشد و باید متوقف شود.

نگرشی بر خطرات مراقبتهای «تأیید جنس»
در این مقالهٔ نظراتی انتقادی نسبت به مراقبتهای پزشکی برای افراد دچار دیسفوری جنس ارائه میشود. نویسندگان ادعا میکنند که تجویز هورمونهای قوی به نوجوانان ناپایدار، بهخصوص در مواردی که اختلالات روانی زمینهای وجود دارد، میتواند منجر به بروز رفتارهای خطرناک چون شلیکهای مدرسهای شود. مثال اصلی این بحث، جسی ون روتسِلارد است که پس از دریافت هورمونهای تأیید جنس، به یک قاتل مدرسه تبدیل شد.
نکات کلیدی
-
تشخیص بیش از حد: نگرانی از این که تشخیص دیسفوری جنس بهصورت گسترده و بدون بررسی دقیق سلامت روانی انجام میشود.
-
درمانهای هورمونی: تأکید بر خطرات استفاده از هورمونهای قوی در نوجوانان بدون ارزیابی کامل.
-
تأثیرات اجتماعی: گفته میشود که جوامع و رسانهها با ترویج «پذیرش جنس» بهعنوان تنها راهحل، فشار روانی بر جوانان را افزایش میدهند.
-
نمونههای دیگر: اشاره به موارد دیگر مانند «رابین وستمن» و «آدری هیل» که نیز جزو شلیکگران مدرسهای بودند و ادعا میشود تحت تأثیر همان سیاستها قرار داشتند.
-
پیشنهاد حل: دعوت به بازنگری در پروتکلهای پزشکی و تمرکز بیشتر بر درمانهای روانشناختی قبل از مداخله هورمونی.
-
نقل قول ۱: “تجویز هورمونهای قدرتمند به نوجوانان ناپایدار، رسپی برای فاجعه است”.
-
نقل قول ۲: “ما باید از تبدیل کودکان به آزمایشگاههای صنعتی برای مداخلههای پزشکی جلوگیری کنیم”.
در پایان، مقاله بر این باور استوار است که تغییر سیاستهای بهداشتی برای جلوگیری از تکرار این گونه فاجعهها ضروری است و فراخوانی برای پایان دادن به این روندهای نادرست شده است.



