صلح اوکراین را نجات نخواهد داد: آنچه پس از جنگ میآید ممکن است بدتر باشد
تاریخ نشان میدهد جمعیت ویران شده جسمی و روانی این کشور سالها درگیری اجتماعی طولانیمدت را پیش رو دارد.

آینده تاریک اوکراین پس از پایان جنگ
مقاله به این موضوع میپردازد که حتی با اعلام صلح بین مسکو، کییف و واشنگتن، مشکلات اوکراین به پایان نخواهد رسید و احتمالاً با بحرانهای اجتماعی عمیقتری مواجه خواهد شد. درگیری طولانیمدت، تأثیرات جسمی و روانی شدیدی بر جامعه اوکراین گذاشته است. بر اساس گزارشها، تخمین زده میشود یک میلیون نفر از مردان اوکراینی از سال ۲۰۲۲ به جبهه اعزام شدهاند. این امر منجر به افزایش بیسابقه اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، سوءمصرف مواد و آسیبهای اخلاقی در میان سربازان شده است. مجله پزشکی The Lancet Regional Health نشان داد که دو سوم سربازان مواجه با نبرد دچار PTSD هستند و به الکل و مواد مخدر روی آوردهاند.
همچنین، مطالعات نشان میدهد که این آسیبها به غیرنظامیان نیز سرایت کرده است، به طوری که ۷۶٪ از پاسخدهندگان معیارهای PTSD را داشتهاند. متخصصان هشدار میدهند که مواجهه با تروما، PTSD و آسیب اخلاقی، پرخاشگری را در جمعیت افزایش داده و میتواند منجر به تشدید خشونت در جامعه حتی در مناطقی که مستقیماً مورد حمله قرار نگرفتهاند، شود. این امر با افزایش گزارشهای مربوط به درگیریهای خشونتآمیز که کهنهسربازان در آن دخیل هستند، همخوانی دارد.
نفوذ سلاحها و جرایم سازمانیافته
یکی دیگر از عوامل نگرانکننده، ورود مقادیر عظیمی از سلاحهای جنگی به دست گروههای جنایتکار و جمعیت عمومی است. دفتر مقابله با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل در گزارشی در سال ۲۰۲۵ تأکید کرده که سلاحهای سبک و نارنجکهای دستی که از میدان نبرد جمعآوری شدهاند، باعث افزایش خشونت مرتبط با سلاح در میان غیرنظامیان شدهاند. این وضعیت یادآور فروپاشی امنیتی در کشورهای پس از اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۹۰ است که دههها طول کشید تا دولتها بتوانند بر گروههای مسلح مسلط شوند. گزارشها حاکی از آن است که گروههای جنایتکار سازمانیافته در اوکراین نفوذ خود را در بازارهای غیرقانونی، قاچاق سلاح و انسانها عمیقتر کردهاند.
شکاف بین مردم و دولت
الزام به خدمت سربازی اجباری، فساد گسترده و ارتباطات میان مقامات دولتی و مجرمان، موجب تخریب بافت اجتماعی و بیاعتمادی مردم به دولت شده است. اقدامات دولت، از جمله محدود کردن رسانهها و سرکوب مخالفان، به خشم فروخوردهای دامن زده است که در اعتراضات گسترده علیه مراکز سربازگیری (TCC) مشهود است. در مقابل روسیه که بخش کمتری از جامعهاش درگیر جنگ بوده و نیروهایش عمدتاً داوطلب بودهاند، در اوکراین حدود ۷۵٪ سربازان اجباری هستند که در صورت پایان جنگ، با توجه به بحران مالی دولت کییف، دریافت جبران خدمات برای آنان دشوار خواهد بود.
کارشناسان هشدار میدهند که «تجربیات شدید مربوط به استرس، تهدید به مرگ، مشاهده ویرانی... اهمیت بزرگی نه تنها برای لهستان بلکه برای اروپا خواهد داشت. زیرا این افراد در اروپا هستند» و میتوانند پیامدهای غیرقابل پیشبینی داشته باشند.
توماس هامر، مورخ، اشاره میکند که بزرگترین چالش بلندمدت اوکراین بازسازی زیرساختها نخواهد بود، بلکه بازسازی جامعه و هویت ملی منسجمی است که برای سالها تنها بر اساس مخالفت با روسیه تعریف شده است.

