چهره جورجا ملونی بر دیوارنگاره کلیسا، توهینآمیز است اما نه به دلیل مورد نظر واتیکان
انتقاد از نقاشی چهره جورجا ملونی به عنوان یک فرشته در کلیسای سان لورنزو این لوچینا در رم؛ نویسنده استدلال میکند که این کار توهینآمیز است اما نه به دلیل دخالت سیاست در هنر مقدس، بلکه به خاطر کیفیت پایین هنری و سابقه طولانی حضور چهرههای دنیوی در هنر مذهبی.

نقد چهره جورجا ملونی در دیوارنگاره کلیسا
مقاله به موضوع بحثبرانگیز نقاشی چهره جورجا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، به شکل یک فرشته در کلیسای سان لورنزو این لوچینا در رم میپردازد. هنرمند، برونو ولنتینتی، این چهره را در چارچوب یک یادبود ناشیانه و سطحی از آخرین پادشاه ایتالیا، اومبرتو دوم، به دیوار نگاشته است. این اثر به دلیل استفاده از چهره یک چهره سیاسی معاصر در یک فضای مقدس، موجی از خشم را برانگیخت، تا جایی که واتیکان نیز از آن اظهار نارضایتی کرد و چهره ملونی برداشته شد. نویسنده بیان میکند که دلیل اصلی توهینآمیز بودن این اثر، کیفیت بسیار پایین هنری آن است؛ تابلویی که او آن را «زشتترین نقاشی دیواری رم» میداند، برخلاف شاهکارهایی همچون تابلوی «مصلوب شدن» اثر گویدو رنی که در همان کلیسا قرار دارد. ولنتینتی پس از این جنجال و ترمیم اثر، ادعا کرد که تحت فشار واتیکان مجبور به حذف چهره ملونی شده است.
«تصاویر هنر مقدس و سنت مسیحیت نباید مورد سوءاستفاده یا بهرهبرداری قرار گیرند.»
نقد اصلی مقاله بر موضع کاردینال دون بالدو رینا متمرکز است که معتقد است هنر مقدس نباید آلوده به سیاست و زندگی معاصر شود. نویسنده این دیدگاه را «یاوه» میخواند و با اشاره به تاریخ هنر ایتالیا، تأکید میکند که تفکیک کامل امر مقدس از دنیوی هرگز وجود نداشته است. کلیساهای ایتالیا پر از پرترههای واقعی افراد قدرتمند و ثروتمند دوران خود هستند که در صحنههای مذهبی به نمایش گذاشته شدهاند.
سابقه پرترهنگاری افراد در هنر مذهبی
یادآوری میشود که خانوادههایی مانند مدیچی در فلورانس، بهطور آشکار خود را در آثار هنرمندانی چون دومنیکو گیرلاندایو و بنوتزو گوتسولی در کنار شخصیتهای مقدس قرار دادند. این آثار نمود نمایش آشکار ثروت و جایگاه نخبگان در محیطی مقدس محسوب میشدند. حتی هنرمندان بهطور مخفیانه نیز پرترههایی از معاصران خود، چه به عنوان طنز، چه ادای احترام یا حتی انتقام، در آثار مشهور خود جای میدادند.
- نقشآفرینی چهرههای دنیوی (حتی با اهداف تجاری یا سیاسی) در پردههای مذهبی سابقه طولانی در رنسانس ایتالیا دارد.
- هنرمندان گاهی از فرصت استفاده کرده و پرترههای خصوصی یا کنایهآمیز را به صورت غیررسمی در کلیساها خلق میکردند.
- یکی از مشهورترین موارد، چهره قاضی جهنم (مینوس) در تابلوی «روز داوری» میکلانژ است که بر اساس چهره یکی از مقامات پاپ، بیآجو دا چزنا، نقاشی شده بود.
- حتی فرائلیپو لیپی، راهب هنرمند، شریک زندگی خود (لوکرتزیا بوتی) را در شمایل حضرت مریم در نقاشیهای خود بازسازی کرده است.
- آثار هنری گذشته، اگرچه بزرگداشت افراد مهم بودند، اما توانستند مضامین مقدس را «انسانی» جلوه دهند.
تفاوت انتظارات امروزی از هنر کلیسا
نویسنده نتیجه میگیرد که آنچه امروز تغییر کرده، انتظارات ما از هنر کلیسا است. انتظار میرود که هنر مذهبی «امن و تأملی» باشد، نه «واقعی مبتنی بر منازعه». این امر تا حدی به این دلیل است که مسیحیت دیگر مانند گذشته تمام جنبههای زندگی روزمره را در برگرفته نیست و حضور کمرنگتری در جامعه مدرن دارد. در نهایت، در حالی که پرتره ملونی یک «کار ناشیانه» بود که به دلایل زیباییشناسانه باید حذف میشد، کلیسا با حذف آن، احتمالاً به دلیل ناهمسویی ایدئولوژیک با جناح راست ملونی، موضع خود را تثبیت کرد. این در حالی است که پاپهای معاصر نسبت به سیاستهای ملونی موضعی چپتر دارند.
کلمات کلیدی: جورجا ملونی، واتیکان، هنر مقدس، پرتره در کلیسا، سابقه هنر ایتالیا، میکلانژ، سیاست و هنر


