قدرت قانونی استفاده نشده دموکراتها برای مقابله با رژیم ترامپ: قطعنامههای ایالتی
مقاله سیدنی بلومنتال استدلال میکند که دموکراتها باید از قطعنامههای ایالتی به عنوان ابزاری قانونی و زیر استفاده شده برای مقابله با تلاشهای دولت ترامپ برای تحمیل یک دولت پلیسی استفاده کنند.
استفاده از قطعنامههای ایالتی به عنوان ابزاری برای مقابله سیاسی
سیدنی بلومنتال در این مقاله استدلال میکند که حزب دموکرات ابزاری قانونی و به چالش کشیده نشده در اختیار دارد که میتواند برای مقابله با آنچه او «تلاش بیرحمانه رژیم ترامپ برای تحمیل یک دولت پلیسی» مینامد، به کار گیرد: قطعنامههای ایالتی. این روش که از نظر تاریخی قدمت دارد و آخرین بار ۱۱۳ سال پیش به طور مؤثر استفاده شد، میتواند به عنوان یک مرکز ثقل سیاسی مخالف عمل کند. این ابزار به ویژه در ۱۶ ایالتی که دموکراتها کنترل کامل قوای مقننه و فرمانداری را در دست دارند، قابل احیا است.
قبل از اصلاحیه هفدهم در سال ۱۹۱۳، قانونگذاران ایالتی به جای رأیدهندگان، سناتورهای ایالات متحده را انتخاب میکردند و سناتورها اغلب به عنوان نمایندگان آنها تلقی میشدند. در آن زمان، ارسال «دستورالعملهایی» توسط مجالس ایالتی به سناتورها برای اتخاذ موضع خاص در مسائل مهم، رویهای رایج بود. اگرچه این دستورالعملها الزامآور نبودند، اما به دلیل قدرت مجالس قانونگذاری و احزاب سیاسی در تصمیمگیری برای کرسیهای سنا، وزن قابل توجهی داشتند. این رویه در جنبشهای بزرگی مانند ضد بردهداری در دهه ۱۸۲۰ و ۱۸۳۰ برای اعتراض به قانون سکوت (gag rule) و همچنین بعد از جنگ مکزیک برای ممنوعیت بردهداری در قلمروها استفاده شد. ایده «پروویزو ویلموت» که توسط برخی ایالتهای شمالی حمایت شد، بعدها سکوی اصلی حزب جمهوریخواه شد که آبراهام لینکلن با آن به قدرت رسید.
وزن سیاسی قطعنامههای امروزی
امروزه، قطعنامههای ایالتی میتوانند وزن سیاسی بیشتری نسبت به هر نظرسنجی داشته باشند و به عنوان مکانیسمی برای بسیج افکار عمومی عمل کنند. آنها ایالتها را به عنوان مدافعان حقوق اساسی آمریکایی و حامیان ایمنی فرآیندهای انتخاباتی تثبیت میکنند. این قطعنامهها میتوانند ریاکاری دولت ترامپ را در زیر پا گذاشتن اصول سابقاً مقدس «حقوق ایالتی» و «آزادی بیان» آشکار سازند، به ویژه با توجه به تهدیدات ترامپ علیه انتخابات آینده. با استفاده از این قطعنامهها، مجالس ایالتی میتوانند بحثهای عمومی ترتیب دهند، مقامها را وادار به رأیگیری علنی کنند و توجه رسانههای محلی و ملی را به خود جلب نمایند.
دادهها نشان میدهند که در واکنش به سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی ترامپ، به ویژه فعالیتهای ICE، نارضایتی عمومی افزایش یافته است. نظرسنجیها نشان میدهند که درصد بالایی از مردم تاکتیکهای ICE را بیش از حد تهاجمی میدانند. این موضوع به ویژه در میان رأیدهندگان اسپانیاییتبار در ایالتهای کلیدی مانند پنسیلوانیا و میشیگان، که ترامپ در سال ۲۰۲۴ شاهد افزایش حمایت در میان آنها بود، میتواند به ضرر جمهوریخواهان تمام شود.
«احساساتی که سوءاستفادههای ICE برانگیخته است، با احساس عمیق خیانت اقتصادی ترکیب شده و یک احساس ضدترامپ قابل اشتعال ایجاد کرده است.»
ابطال قدرت قضایی و استفاده از ابزارهای ایالتی
در حالی که دموکراتها در کنگره به دلیل اکثریت اقلیت بودن در موقعیت تدافعی قرار دارند، در دادگاهها نیز با چالشهایی روبرو شدهاند. اکثریت محافظهکار دیوان عالی با استفاده از «دادخواست سایه» بسیاری از احکام دادگاههای تجدیدنظر علیه سیاستهای ترامپ را به «منطقه خاکستری قانونی» کشانده است. این تأخیرها به ترامپ این امکان را داده است که روشهای اقتدارگرایانه خود را بدون مانع اجرا کند. در مقابل، قطعنامههای ایالتی یک مانور سیاسی و انتخاباتی مهم برای دموکراتها فراهم میآورد.
بلومنتال پیشنهاد میکند که قطعنامهها باید بر محدود کردن قانونی اختیار ICE به فعالیتهای مرتبط با اجرای قوانین کیفری فدرال تمرکز کنند و افراد متقاضی پناهندگی یا دارای DACA را مستثنی سازند. همچنین، مأموران ICE باید از نقض متمم چهارم قانون اساسی (تفتيش بدون حکم قضایی) و دخالت در اعتراضات قانونی منع شوند.
نتیجهگیری
این رویکرد تاریخدار به دموکراتها اجازه میدهد تا از تله بحثهای حول محور لغو کامل ICE دوری کنند و در عوض بر اصول قانون اساسی مبنی بر محدودیت اختیارات دولتی تأکید ورزند. این اقدام نه تنها یک ژست نمادین نیست، بلکه میتواند فشار سیاسی مؤثری بر سیاستمداران جمهوریخواه در سطح محلی و ایالتی وارد کند و فرصتی برای «بازپسگیری اصولی که از دست دادیم» فراهم آورد، همانطور که توماس جفرسون در مواجهه با قوانین بیگانه و فتنهانگیز آرزو داشت.

