کمدینها به خاطر خنده بلندم به من گیر میدهند؛ اما چیزی مرا متوقف نخواهد کرد
نویسنده از خنده بلند خود که اغلب مایه شرمساری اوست، به ویژه در فصل فستیوالهای کمدی، صحبت میکند و در نهایت این ویژگیاش را میپذیرد.
نقد کمدینها به خنده بلند نویسنده
این متن بازتابی شخصی از تجربه نویسنده، جین هوارد، در مواجهه با توجه و انتقاد کمدینها به دلیل خنده بلند او در سالنهای نمایش است. نویسنده شرح میدهد که چگونه در یک اجرای کمدی، دنیل کیتسون او را به دلیل خندیدن بیش از حد مورد خطاب قرار داد و از او خواست تا خندهاش را «۱۰ درصد کمتر» کند. این اتفاق باعث سرخ شدن و تلاش برای سرکوب کردن خندهاش شده است، هرچند که تلاش او برای کنترل این هیجان طبیعی بیفایده بوده است.
کمدینها اغلب مخاطبانی را که بیش از حد میخندند، هدف قرار میدهند، به خصوص در سالنهای کوچکتر که امکان شناسایی افراد فراهم است. هوارد اذعان میکند که این ویژگی، بخشی از وجود اوست که اغلب از آن خجالت میکشد و سعی میکند آن را پنهان کند؛ با این حال، این ویژگی در عین حال عمیقاً دوستداشتنیترین بخش وجود او نیز هست. خندیدن با تمام وجود، نشاندهنده حالتی از کمترین خودآگاهی است که در آن شادی چنان غلبه میکند که چارهای جز تسلیم شدن در برابر آن نیست.
تجربه در فستیوالهای کمدی
نویسنده تجربیات دیگری را نیز در مورد نحوه واکنش دیگران به خندهاش نقل میکند. به عنوان مثال، در یکی از اجراها، کمدین به شوخی گفت که گاهی جوکهایش مانند «تکتیرانداز» است که فقط یک نفر را هدف میگیرد و مستقیم به او نگاه کرد. این توجه مداوم او را مضطرب میکند. همچنین به یاد میآورد که پس از نمایشی از تیلور مک، زنی به او گفت که نمایش را دوست نداشته اما «خنده تو فوقالعاده است». در نمایشی دیگر از میشل برازیِر، چندین نفر از تماشاگران برای ابراز همدردی با کمدین، به سمت نویسنده چرخیدند تا به او بگویند: “بابت فقدانت متاسفم” (در پاسخ به لطیفهای مرتبط با مرگ پدر کمدین).
«بزرگترین خنده من، کمتر خودآگاهترین حالت من است: آنقدر طاقتفرسا است که تنها کاری که میتوانم انجام دهم این است که تسلیم آن شوم.»
هوارد اشاره میکند که او همیشه فردی بوده که احساسات خود را عمیقاً تجربه و ابراز میکند؛ چه غم و چه شادی. در حالی که از غم و اندوه شدید خود میترسد، از اینکه شادی و خندهاش نیز به همین اندازه به سطح میآید، خوشحال است.
- تجربه مکرر هدف قرار گرفتن توسط کمدینها به دلیل خنده بلند در طول اجراها.
- تلاش برای سرکوب خنده که اغلب منجر به خجالت و کوچک شدن در صندلی میشود.
- دوستان نویسنده این ویژگی را دوست دارند و میتوانند او را از میان جمعیت با صدای خندهاش تشخیص دهند.
- برخی غریبهها خنده آزادانه او را تحسین کردهاند، در حالی که برخی دیگر آن را آزاردهنده میدانند.
- این تجربه احساسی عمیق او را در شادی منعکس میکند، مشابه گریه کردنش در موقعیتهای دیگر.
«با نزدیک شدن فصل کمدی، میدانم که کمدینها دوباره مرا دست خواهند انداخت. برخی مرا در آغوش خواهند گرفت، برخی از من آزرده خواهند شد – تقریباً همه آنها متوجه من خواهند شد. و هیچ چیز مرا متوقف نخواهد کرد.»
در نهایت، نویسنده تصمیم میگیرد که تسلیم شدن در برابر این بیان طبیعی و غریزی شادی خود را ادامه دهد، حتی اگر این امر او را به هدفی برای شوخیها تبدیل کند. او این خنده را بخشی جداییناپذیر از هویت خود میداند.

