نقد فیلم The Strangers: Chapter 3؛ پایان یک سهگانه بیهدف با لنگ زدن
بررسی فیلم «بیگانگان: فصل ۳» به کارگردانی رنی هارلین که تلاشی برای بسط دادن داستانی ساده بدون دلیل خلاقانه است و در نهایت خستهکننده به نظر میرسد.

نقد پایانی سهگانه ترسناک “The Strangers”
فیلم سینمایی “The Strangers: Chapter 3” به کارگردانی رنی هارلین، نقطه پایانی بر سهگانهای است که بنا بر نظر منتقدان، تلاشی بیهوده برای بسط دادن داستانی ساده با انگیزههای خلاقانه اندک بوده است. این سهگانه که در اواخر سال ۲۰۲۲ در براتیسلاوا به صورت پشت سر هم فیلمبرداری شد، پس از دریافت واکنشهای سرد نسبت به قسمت اول و حتی سردتر نسبت به قسمت دوم، اکنون پایان مییابد. نویسنده نقد اشاره میکند که این منابع محدود صرف شدهاند و ما شاهد آخرین مراحل این کشتار باریش هستیم. اشتباه اصلی در این رویکرد، گسترش دادن یک جهان تاریک اخلاقی بود که ماهیت اصلیاش در یک فضای بسته بهتر کار میکرد. هر چه هارلین و همکاران نور بیشتری به این ماجرا تاباندند، این ساختار بیشتر شبیه یک سرگردانی عمومی و فاقد نوآوری به نظر رسید و در میان رنسانس اخیر ژانر وحشت، کاملاً جایگاه خود را از دست داد.
داستان وارد عمق بیشتری از “lore” یا دانش پیشزمینه “Strangers” میشود. شخصیت اصلی، مایا (با بازی مدلین پچ)، همچنان در یک جامعه جنگلی پرشور مانند موشی خونآلود در حال فرار است، در حالی که قاتلان نقابدار (که تعدادشان از سه نفر به دو نفر کاهش یافته) دلایل جدیدی برای تعقیب او پیدا کردهاند. سایر شخصیتها شامل گریگوری بازمانده خالکوبی شده و کلانتر روتر همیشه مشکوک هستند که ارتباطش با قاتلان سرانجام آشکار میشود. خواهر مایا، دبی، نیز برای یافتن پاسخها وارد ماجرا میشود و ناگزیر به دور دیگری از تعقیب و گریز خستهکننده کشیده میشود.
- این سهگانه تلاش کرد تا جهان داستانی اصلی را گسترش دهد، اقدامی که به زعم منتقد، از قدرت داستان کاست.
- نحوه کارگردانی رنی هارلین به شیوهای کارگرانه و بدون الهام توصیف شده است.
- فیلمبرداری هر سه قسمت به صورت متوالی در اواخر سال ۲۰۲۲ انجام شد.
- فیلمبرداری مجدد پس از استقبال ضعیف از قسمت اول در سال ۲۰۲۴ صورت گرفت.
- ریتم سکانسها، با وقفه’های طولانی، قدمتی مربوط به دوره فیلمهای “Scream” وس کریون دارد.
«اشتباه این است که جهانی اخلاقاً تاریک را بسط دهیم که بهتر بود خودکفایی باقی بماند؛ هرچه نور بیشتری هارلین و همکارانش وارد آن کنند، زمینه داستانی آنها به یک سرگردانی عمومی تبدیل میشود که کاملاً در میان رنسانس اخیر وحشت جایگاه خود را از دست داده بود.»
«فیلم اصلی ۲۰۰۸ احتمالاً به عنوان یک نمونه محکم از سینمای رنج آمریکایی باقی خواهد ماند، اما این فصل پایانی، مانند قسمتهای پیشین، چیزی بین یک حاشیه توضیحی و زباله محض است.»
در پسزمینه، ایده جامعهای کاملاً آمریکایی که قاتلین را در میان خود تحمل میکند، مادامی که قربانیانشان از بیرون باشند، ایده’ای نه چندان بهموقع اما آزاردهنده وجود دارد. با این حال، هارلین گرههای باز داستان را به سبکی سنگین و مکانیکی میبندد. این فصل پایانی، همچون دو قسمت قبل، تلاشی است که فاقد عمق کافی برای توجیه ساخت یک سهگانه بوده و بیشتر شبیه به یک یادداشت اضافی کماهمیت یا حتی زائد به نظر میرسد.
