چرا فیلم «جادوی عملی» فیلم آرامشبخش من است: آشتی بر سر تفاوتها
بررسی فیلم «جادوی عملی» (Practical Magic) محصول ۱۹۹8 با بازی ساندرا بولاک و نیکول کیدمن، به عنوان فیلمی که تضادها را آشتی میدهد و نمادی از غلبه بر سختیهاست.
تحلیل فیلم «جادوی عملی» به عنوان فیلم آرامشبخش نویسنده
فیلم «جادوی عملی» (Practical Magic) محصول سال ۱۹۹۸، با بازی ساندرا بولاک در نقش سالی و نیکول کیدمن در نقش جیلیان، داستانی درباره دو خواهر جادوگر از خانواده اوونز است که با نفرینی خانوادگی دست و پنجه نرم میکنند: هر مردی که واقعاً دوستش داشته باشند، خواهد مُرد. این فیلم که در ابتدا مورد انتقاد منتقدان قرار گرفت و “تلفیقی گیجکننده” خوانده شد، اکنون به عنوان فیلم آرامشبخش نویسنده مورد توجه است، زیرا ماهیت هیبریدی و ژانرهای گوناگون آن (از رمانس و ملودرام گوتیک تا طنز شهری و تمثیل فمینیستی) توانسته است با تجربههای زیستی نویسنده در هنگ کنگِ پس از تحویل ۱۹۹۷ همخوانی پیدا کند.
داستان فیلم در شهر کوچک و فرضی نیوانگلند میگذرد و بر روی دو استراتژی متفاوت خواهران برای مقابله با انزوای اجتماعی و نفرین تمرکز دارد. سالی، که مادر دو فرزند و قدرتمندتر است، سعی در نامرئی شدن و انکار هویت جادوگری خود دارد، در حالی که جیلیان جسور و سرکش، تبعید خودخواسته از شهر را مانند یک چالش میپذیرد. جامعه کوچک شهر، خانواده اوونز را مانند یک عامل عفونی میبیند. نقطه عطف داستان زمانی رخ میدهد که جیلیان از یک رابطه خشونتآمیز با معشوق شیطانیاش، جیمی (گوران ویشنیک)، فرار میکند و خواهران مجبور میشوند با استفاده از جادوی سیاه او را بکشند و سپس برای دفاع از خود، او را دوباره زنده کرده و برای بار دوم او را از بین ببرند.
لحظات کلیدی و غلبه بر خشم
یکی از معروفترین سکانسهای فیلم مربوط به لحظهای است که چهار زن جادوگر (دو خواهر و دو عمهشان فرانسیس و جت) پس از دفن جیمی در باغ، در آشپزخانه مشغول نوشیدن مارگاریتا و رقصیدن با آهنگ “Coconut” از هری نیلسون هستند. این آزادی موقت به حالتی وحشیانه تبدیل میشود؛ آنها تحت تأثیر روح جیمی به یکدیگر حمله میکنند و سخنان زنستیزانه به هم پرتاب میکنند. این لحظه نشاندهنده عمق درگیریهای درونی و بیرونی آنهاست.
«...این فیلم نه فقط یک فیلم «دخترانه» با کمی جادو، بلکه یک کیمِرای ژانری است: رمانس، ملودرام گوتیک، طنز شهری، داستان ارواح و تمثیل فمینیستی.»
پس از آنکه عمهها دخالت میکنند و از آنها میخواهند “آشغالهای خود را تمیز کنند”، فیلم به سمت همکاری و درخواست کمک حرکت میکند. روح جیمی که اکنون بر بدن جیلیان مسلط شده است، توسط زنان شهر که پیشتر سالی را طرد کرده بودند، تحت کنترل درآمده و سرانجام رانده میشود. این لحظه، نشاندهنده قدرت اجتماع و کنار گذاشتن غرور برای بقا است.
رمانس و آشتی نهایی
بخش رمانس فیلم با تبادل عاطفی میان سالی و کارآگاه گری هالِت (ایان کوئین) به اوج میرسد. وقتی سالی او را دور میکند، گری با سادگی پاسخ میدهد: “من هم تو را آرزو کرده بودم.” این اتحاد به عنوان تعیین سرنوشت قاببندی نمیشود، بلکه به عنوان شناسایی متقابل ترسیم میشود.
پایان فیلم جایی است که جادوگران اوونز مهمانی هالووین برگزار کرده و با مردم شهر، نه در انزوا، بلکه با مشارکت فعال، از جادوگری خود لذت میبرند. این آشتی بر سر تفاوتها، محور اصلی پیام فیلم است و نویسنده آن را برای بقا در هر دنیایی حیاتی میداند.
«در پایان فیلم، اوونزها مهمانی هالووین برگزار میکنند و در جادوگری خود با شهروندان، نه جدا از آنها، شادی میکنند.»
این فیلم اثبات میکند که فیلمهای ژانرهای ترکیبی نه تنها در خدمت داستانسرایی هستند، بلکه ماندگار نیز خواهند بود. «جادوی عملی» در نهایت اطمینان میدهد که میتوان بر مصیبتها غلبه کرد؛ خانواده میتواند شکل بگیرد و تنهایی یک وضعیت ثابت نیست، بهویژه اگر با دوستان و در یک آشپزخانه زیبا همراه با کوکتلهای خوشمزه سپری شود.
