ساخت فیلم «راننده تاکسی» در پنجاهمین سالگرد: ترس از تبدیل شدن به شخصیت اصلی
پل شرایدر، فیلمنامهنویس، درباره الهام و میراث فیلم خشمگین مارتین اسکورسیزی درباره کابوس نیویورک و شخصیت تراویس بیکل میگوید. این فیلم اکنون بیش از هر زمان دیگری مرتبط است.
ساخت فیلم «راننده تاکسی» در پنجاهمین سالگرد
فیلم «راننده تاکسی» (Taxi Driver)، شاهکاری در باب بیگانگی شهری به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و با بازی رابرت دنیرو، پنجاه سال پس از اکران همچنان طنینانداز است. فیلمنامه این اثر توسط پل شرایدر نوشته شد، که آن را به عنوان نوعی خوددرمانی پس از گذراندن دورهای سخت نوشت؛ شرایطی که او را تا مرز زندگی در ماشین و حمل اسلحه پیش برد. شرایدر اشاره میکند که اگر درباره شخصیت تراویس بیکل نمینوشت، میترسید که خودش به او تبدیل شود.
شخصیت بیکل، کهنه سرباز تنهای ویتنام و راننده تاکسی نیویورکی، با دیدن فساد و زوال اخلاقی شهر دچار یک عقده منجیگری خطرناک میشود. شرایدر توضیح میدهد که اگر بیکل امروز زنده بود، احتمالاً یک راننده تاکسی نبود، بلکه در زیرزمین خانه والدینش مشغول کاوش در اعماق تاریک و زنستیز اینترنت بود؛ او آنها را «اینسل» (Incels) مینامد؛ کسانی که از تنهایی، خشم سرکوب شده و آرزوی دگرگونی باشکوه از طریق خشونت رنج میبرند.
الهامات و خلق اثر
شرایدر برای نگارش فیلمنامه، از آثار داستایوفسکی، سارتر و کامو الهام گرفت تا «مرد زیرزمینی»، یعنی قهرمان اگزیستانسیالیست، را به سینما بیاورد. او در مدت ۱۰ روز پیشنویس اول را نوشت و بلافاصله شروع به بازنویسی کرد تا این شخصیت را «بیرون بریزد». صحنه نمادین تراشیدن مو و تلاش برای ترور کاندیدای ریاست جمهوری، تحت تأثیر اقدام سارا جین مور علیه جرالد فورد در سال ۱۹۷۵ شکل گرفت.
انتخاب بازیگران نیز حاوی نکات جالبی بود. اگرچه هاروی کیتل در ابتدا گزینه اصلی برای نقش اسپورت (یک روسپیباز) بود، اما شرایدر و دنیرو متقاعد شدند که دنیرو باید نقش بیکل را بازی کند. نقش آیس (دختر روسپی جوان) به جودی فاستر در سن ۱۲ سالگی رسید. همچنین، دیالوگ مشهور «Are you talkin' to me?» (دارم با تو حرف میزنم؟) توسط دنیرو بداههپردازی شد.
«من این شخصیت را نوشتم چون او یک شخصیت نژادپرست است و به سیاهپوستان شلیک میکند. استودیو گفت اگر او فقط به سیاهپوستان شلیک کند، شما در سالن سینما خشونت خواهید داشت.»
میراث و طنین فرهنگی
فیلم در زمان اکران در جشنواره کن ۱۹۷۶ با بوق و اعتراض روبرو شد، اما توانست نخل طلا را کسب کند. این فیلم به سرعت با مردان جوان پر از خشم و خودتنفر ارتباط برقرار کرد. یکی از شدیدترین پیامدهای فیلم، اقدام جان هینکلی در تلاش برای ترور رونالد ریگان در سال ۱۹۸۱ با الهام از فیلم و برای تحت تأثیر قرار دادن جودی فاستر بود. شرایدر ماجرای برخورد با یک جوان علاقهمند به فیلم را تعریف میکند که میپرسید: «چطور از ما خبردار شدی؟»
نکته هنری دیگر، روش اسکورسیزی برای کسب درجه R بدون حذف صحنه خونریزی نهایی بود؛ او رنگ خون را به قهوهای «تبلویدی» تغییر داد. موسیقی متن برنارد هرمان نیز که درست ساعاتی پیش از مرگش ضبط شد، حیاتی بود.
- تراویس بیکل نماد «مرد زیرزمینی» ادبیات اروپا و آمریکا است که در فیلم ظهور کرد.
- پل شرایدر فیلمنامه را در ۱۰ روز نوشت و هدفش «بیرون ریختن» آن شخصیت بود.
- سکانس «You talkin’ to me?» توسط دنیرو و با الهام از بازیهای دوران کودکی بداههپردازی شد.
- فیلم در زمان اکران در کن مورد انتقاد قرار گرفت اما جایزه اصلی جشنواره را برد.
- بسیاری از نسلهای جوان فیلم را در سن ۱۵ سالگی کشف میکنند و درمییابند که یک فیلم اکشن میتواند دارای عمق باشد.
«هر نسل آن را پیدا میکند. وقتی کسی میآید و میگوید «راننده تاکسی زندگی من را تغییر داد»، من همیشه به آنها میگویم: بگذار حدس بزنم، آن را در ۱۵ سالگی دیدی؟»
در پایان، «راننده تاکسی» نه تنها یک سند تاریخی از نیویورک دهه ۱۹۷۰، بلکه تصویری از یک لحظه فرهنگی و بحران اجتماعی است که هنوز با مفاهیمی مانند انزوای آنلاین و فرهنگ اینسلها مرتبط باقی مانده است.

