نقد فیلم “Good Luck, Have Fun, Don’t Die”: هوش مصنوعی نقش منفی را دارد
بررسی فیلم ماجراجویی Gore Verbinski با محوریت ترس از فناوری؛ فیلمی زنده اما بیش از حد پرمحتوا که هوش مصنوعی را به عنوان نیروی شرور به تصویر میکشد.
نقد فیلم “Good Luck, Have Fun, Don’t Die”
فیلم سینمایی “Good Luck, Have Fun, Don’t Die” جدیدترین اثر سینمایی گور وربینسکی، کارگردان مجموعه موفق “دزدان دریایی کارائیب”، یک ماجراجویی علمی-تخیلی کمدی است که به شکلی هیجانانگیز به ترس از فناوری و وابستگی بیش از حد به هوش مصنوعی میپردازد. این فیلم، پس از دوری نسبتاً طولانی وربینسکی از سینما پس از شکست “The Lone Ranger” در سال ۲۰۱۳ و تلاش ناموفق دیگرش با “A Cure for Wellness”، یک چرخش بزرگ و بلندپروازانه محسوب میشود. فیلم با اینکه عناصری تجاری مانند صحنههای اکشن بزرگ و بازیگران شناختهشدهای چون سم راکول را دارد، اما استقلالی خاص در ساختار خود حفظ کرده که آن را در فضای سینمای ۲۰۲۶ به یک اثر منحصر به فرد تبدیل میکند، هرچند این استقلال گاهی به ضرر فیلم تمام شده است.
داستان با ورود مردی از آینده (با بازی راکول) به یک رستوران آغاز میشود که هشدار میدهد وابستگی به تلفنهای هوشمند منجر به فروپاشی اجتماعی و تسلط کامل هوش مصنوعی شده است. او داوطلبانی را برای یافتن ریشه این مشکل جمعآوری میکند، تلاشی که بارها تکرار شده است. این ساختار اولیه، ترکیبی از ایدههای آشنایی چون “Terminator 2”، “Black Mirror” و “The Matrix” با اندکی از اغراق موقعیتی “Everything Everywhere All At Large” است، اما لحن فیلم و نفرت بهروز آن نسبت به هوش مصنوعی باعث میشود نکات برجستهای از آن باقی بماند. فیلم به خوبی پیامدهای خورنده زندگی بر روی صفحه نمایش تلفن را به عنوان مقدمهای برای یک کابوس آخرالزمانی به تصویر میکشد که در شرایط فعلی بسیار قابل لمس است.
ساختار و شخصیتپردازی در فیلم
وربینسکی شخصیتهای اصلی را با ارائهی نماهایی کوتاه از تأثیرات منفی فناوری بر زندگیشان معرفی میکند؛ معلمی که با دانشآموزان معتاد به تیکتاک درگیر است یا مادری که آگاهی پسر مردهاش را در یک کلون منتقل میکند. این بخشها اغلب جذابتر از مأموریت اصلی و مکرر گروه هستند. با این حال، پرشهای زمانی و هرج و مرج قوانین دشمن (که شامل اراذل نقابدار خوک و موجودات عجیب دیگر است) میتواند مخاطب را گیج کند. طولانی بودن زمان فیلم (۱۳۴ دقیقه) اجازه نمیدهد تا نکات ظریفتر و لحظات انسانیتر که بهتر کار میکنند، به درستی جا بیفتند.
- فیلم از تمهای آشنای علمی-تخیلی مانند سفر در زمان و نبرد با ماشینهای خودآگاه استفاده میکند.
- سم راکول با انرژی فراوان خود، عملکردی را ارائه میدهد که بیش از آنکه آزاردهنده باشد، پرانرژی است.
- هیلی لو ریچاردسون به عنوان شخصیت ضد فناوری، یکی از برجستهترین بازیگران مکمل فیلم است.
- اثر بر پیامدهای اجتماعی اعتیاد به فناوری و از دست دادن ارتباطات انسانی تمرکز دارد.
- کارگردانی و ساختار فیلم از لحاظ فنی چشمگیر است، اما فاقد محدودیت و اعتدال است.
“فیلم، یک اثر با شخصیت خاص و ساختار فنی چشمگیر است، اما نفرین شده با طولی نامتوازن و کمبود آزاردهندهای از خویشتنداری است.”
“با وجود تمام آشفتگیها، آنچه در پیش روی ماست، همهمه یک طوفان فکری ابتدایی و انسانی است.”
در نهایت، “Good Luck, Have Fun, Don’t Die” علیرغم ایراداتی که در پرهیز از زیادهروی دارد، لذتبخش است. این آشفتگی، حداقل یک آشفتگی کاملاً انسانی است که وربینسکی تلاش کرده تا آن را با لحنی پر جنب و جوش بر پرده سینما بیاورد. این فیلم اثری است که در عین انتقاد از آینده دیجیتال، خود درگیر پیچیدگیهای بیش از حد داستانی میشود.

