سوپر بول الایکس: بازگشت «بیدار» یا تداوم سرمایهداری؟
تحلیل ماهیت سیاسی و فرهنگی سوپر بول الایکس، تلاش NFL برای جذب مجدد مخاطبان غیر-Maga، و نقش تبلیغات در نمایش وضعیت سرمایهداری آمریکا.
تحلیل فرهنگی سوپر بول الایکس: اصلاح یا تکرار؟
بازی سوپر بول الایکس در جستجوی یک نوع موازنه بود؛ تلاشی واضح از سوی NFL برای استقبال مجدد از آن دسته از تماشاگران ورزش که دیدگاههای سیاسی متفاوتی با جناح Maga داشتند. این رویداد پس از آنکه سال پیش به محلی برای استفاده سیاسی توسط دونالد ترامپ تبدیل شده بود، قرار بود فضایی خنثیتر و کمتر آکنده از نفرتها و تشنجهای سیاسی گذشته ارائه دهد. عدم حضور ترامپ و لغو نمایش جنگندههای F-22 از پیشنمایشها، نشان دهنده این تمایل به کاهش تنشها بود. با این حال، سایه حضور رهبر غایب همچنان بر هر حرکت و ژست در طول روز سنگیره بود، و هر اتفاقی را به یک رفراندوم ضمنی درباره آینده ورزشی پس از دوران ترامپ تبدیل میکرد.
بازی و لحن مراسم
بازی بین Seahawks و Patriots با یک دفاع کوبنده و آزاردهنده توصیف شد که «فلسفه قرون وسطایی شکنجه» را تداعی میکرد. این موضوع، به همراه لحن مراسم پیش از بازی – از جمله حرکات صلحآمیز اسطورههای فوتبال و مراسمی «عذرخواهانه» برای ۲۵۰مین سالگرد اعلامیه استقلال – نشاندهنده تلاش برای عدم جلب توجه و پرهیز از شعارهای ملیگرایانه پرطمطراق بود. حتی اجرای چارلی پوث برای سرود ملی، به جای شور و هیجان معمول، حالتی آرام و زمزمهوار داشت. این سوپر بول بیشتر شبیه یک «نشست شرکتی» بود تا یک رویداد ورزشی هیجانانگیز.
- سخنان گزارشگران مانند مایک تیریکو بر بیطرفی و اجتناب از هیجانسازی بیش از حد تاکید داشتند.
- حضور سلبریتیهایی مانند راجر فدرر یا آدام سندلر در سکوها به عنوان نشانههایی از بازگشت یک فضای فرهنگی «بیدار» تفسیر شد.
- حتی در پیروزی، کوارتربک پیروز، سم دارنولد، نیز بر لزوم «بهبود عملکرد در حمله» پس از بازی تاکید کرد.
- اقداماتی مانند انتقال جنجالی بَد بانی برای اجرای نیمهوقت، اگرچه برای جناح راست محرک خشم بود، اما خود اجرا فاقد هرگونه اعتراض سیاسی آشکار علیه مسائلی مانند ICE یا استبداد نوظهور بود.
«یکشنبه همه چیز درباره برقراری تعادل مجدد دفترچه بود، درباره استقبال مجدد از بخشی از جامعه که به ورزش گرایش دارد و از جناح Maga دور است.»
تبلیغات و واقعیت سرمایهداری
نشانگر واقعی وضعیت جهان، همانند همیشه، نه رویدادهای داخل استادیوم، بلکه تبلیغات تلویزیونی بودند. این تبلیغات عمدتاً در چند دسته تکراری خلاصه میشدند: هوش مصنوعی (AI)، قمار، تحویل غذا و بیمه. این دستهبندیها خلاصهای گویا از آنچه فرهنگ مدرن ارائه میدهد، یعنی «لجن، سفتهبازی، عقبنشینی از امور عمومی و پوشش خسارات احتمالی» بود.
«در میانه خستگی و بیحالی عملکرد بر روی زمین، این سوپر بول تبلیغ قدرتمندی برای تئاتر و خشونت سرمایهداری عادی ارائه داد.»
نتیجهگیری این است که در حالی که تلاشهای فرهنگی برای تعدیل لحن سیاسی صورت گرفت، جوهر اصلی – یعنی – بدون هیچ تغییری در پسزمینه تکرار شد. این بازی نشان داد که فوتبال میتواند دوباره عادی شود، حتی اگر این عادی بودن به معنای کسلکننده بودن باشد.

