نقد بازی Romeo Is a Dead Man؛ تکروی ناموفق یک کارگردان مشهور بازی
نقد بازی Romeo Is a Dead Man برای PS5، ایکسباکس و رایانه شخصی؛ اولین بازی اصلی سودا۵۱ پس از یک دهه که ناامیدکننده و نامنسجم است.
نقد بازی «Romeo Is a Dead Man»؛ عملکرد ضعیف یک بازیساز مشهور
بازی «Romeo Is a Dead Man» اولین بازی اصلی کارگردان مشهور سودا۵۱ پس از یک دهه انتظار است. سودا۵۱ به ساخت عناوینی شهرت دارد که با ارائه سبکهای غیرمعمول و اغلب کنایهآمیز، تضاد محسوسی با بازیهای پرهزینه و تجاری رایج در صنعت ایجاد میکنند؛ عناوینی مانند Killer7 و No More Heroes. این انتظارات بالا، این بار اما برآورده نشد و بازی به جای ارائه تجربهای نوآورانه، مجموعهای از سرخوردگیهای نامنسجم را به ارمغان میآورد.
داستان بازی با صحنهای آغاز میشود که قهرمان داستان، رومئو استارگِیزر، توسط زامبی خورده میشود و پس از احیای معجزهآسای او توسط پدربزرگ دانشمندش، رومئو قدرتهای جدیدی کسب میکند. او اکنون یک “مرد مرده” یا “deadman” است که بین زندگی و مرگ گرفتار شده و برای پلیس فضایی-زمانی FBI استخدام میشود تا مجرمان بینستارهای را متوقف کند. این جهان با انبوهی از اصطلاحات ناواضح و بیربط مانند زامبیهایی که به طور عجیبی “bastards” نامیده میشوند، مملو شده است. حتی پس از اتمام بازی، روایت داستانی به شدت گیجکننده و کودکانه باقی میماند، که به نظر میرسد تحت تأثیر آثاری مانند ریک و مورتی قرار گرفته است، اما عمق لازم را ندارد.
گیمپلی و مبارزات
در بخش گیمپلی، هسته اصلی بازی شامل نبردهای شمشیر لیزری علیه موجهای پیدرپی زامبیها است که تا حدی یادآور سری No More Heroes بوده و حس یک سرگرمی بیمغز در مبارزات هک اند اسلش را ارائه میدهد. این بخش با حملات شیک و انفجارهای رنگی چشمنواز، هیجانانگیز است و مبارزات باسها نیز سبکپردازی شده و رضایتبخش هستند. با این حال، پیشروی در بازی و طولانی شدن روایت غیرمنطقی باعث میشود که حتی موتور بازی نیز دچار افت کیفیت شود. در تستها روی PS5، نرخ فریمریت به شدت کاهش مییابد و مبارزات متراکم را تقریباً غیرقابل بازی میکند.
تنوع بصری و طراحی هنری
یکی از نقاط قوت بازی، تنوع بصری خیرهکننده آن است. بازی شامل سبکهای هنری متعددی است؛ از سکانسهای کارتونی تماممتحرک گرفته تا گرافیکهای پیکسلی شبیه به دوران پلیاستیشن ۲ و آرتیست مجسمهمانند. این ترکیب، ظاهر بازی را در نگاه اول جذاب میسازد. اما این تنوع در نهایت به جای یکپارچگی کارگردانی هنری، شبیه به نوجوانی است که تمام اسباببازیهای جعبهاش را به هم ریخته است. در بخشهایی نیز بازیکنان در یک محیط هاب (Hub world) با طراحی رترو ۱۶ بیتی در سفینه فضایی گشتوگذار میکنند و با شخصیتهایی مانند یک خدای رومی باستانی و یک گربه سخنگو تعامل دارند.
- نقطه قوت اصلی: تنوع سبکهای هنری و بصری غیرمنتظره در طول بازی.
- بخش سرگرمکننده: حس مبارزات هک اند اسلش اولیه که یادآور آثار قبلی سودا۵۱ است.
- مشکل عمده: روایت داستانی بسیار آشفته، نامنسجم و بدون هدف مشخص.
- بزرگترین ضعف فنی: افت شدید نرخ فریمریت در مراحل پایانی با وجود سختافزار قدرتمند.
- محیط هاب: سفینه فضایی که شامل مینیگیمها و قابلیتهای جمعآوری گیاهان است.

