لیزا مکگی، خالق “دختران دری”، درباره سریال جدیدش و دلیل نفرت از لندن
لیزا مکگی، پس از خلق کمدی موفقی چون «دختران دری»، با سریال جدیدش «چگونه از بلفاست به بهشت برسیم» بازگشته است؛ داستانی معمایی با الهام از «اسکوبی دو» و تمرکز بر دوستیهای زنانه.
سریال جدید لیزا مکگی: سفری به بلفاست
لیزا مکگی، خالق سریال موفق «دختران دری» (Derry Girls)، با اثر جدید خود به نام «چگونه از بلفاست به بهشت برسیم» (How to Get to Heaven from Belfast) بازگشته است. این اثر جدید، تضاد کاملی با فضای کمدی قبلی دارد و ترکیبی از ژانرهای تریلر، کمدی سورئال و رمزآلود است که الهاماتی از فیلمهایی چون “Knives Out” و “Scooby-Doo” گرفته است. داستان بر سه دوست دوران نوجوانی متمرکز است: سائورسه، رابین و دارا، که پس از مرگ ناگهانی دوست مشترکشان، گرتا، درگیر یک راز خانوادگی و معمای قتل میشوند.
مکگی تأکید میکند که هسته اصلی این سریال نیز مانند سلف قبلیاش، داستان دوستیهای زنانهای است که دههها دوام آوردهاند. او به این نکته اشاره میکند که در دوستیهای قدیمی، افراد از تمام خاطرات یکدیگر آگاهند و این امر میتواند به تعارض منجر شود؛ جایی که افراد سعی میکنند خاطرات گذشته را برای انضمام بهتر با هویت فعلی خود تغییر دهند، یا به قول او، درگیر «دروغی توافقشده» میشوند. این سریال با پرشهای زمانی بین دوران بلوغ شخصیتها و حال حاضر، به بررسی این دینامیکها میپردازد. به طور خاص، سکانسهای گذشته شامل نمادهای شیطانی و آتشسوزی در جنگلها، فضایی اسرارآمیز ایجاد میکنند.
چالشهای هویت و بازگشت به ریشهها
شخصیتها در آستانه ورود به ماجراجویی خود در موقعیتهای نه چندان دلخواه به سر میبرند؛ دارا مراقب مادرش است، سائورسه در لندن کار نویسندگی تلویزیونی میکند اما از رابطه خود ناراضی است، و رابین مادری است که از زندگی زناشویی خود رضایت ندارد. مرگ گرتا آنها را از روزمرگی خارج کرده و فرصتی برای پرداختن به جنبههای عجیب زندگیشان میدهد. مکگی، که خود پس از سالها زندگی در لندن به بلفاست بازگشته، این تجربیات مربوط به هویت و تعلق را در داستان منعکس کرده است. او از زندگی در لندن احساس سرخوردگی میکرد، اما بازگشت به خانه نیز چالشهای خود را به همراه داشت، چرا که افراد محلی کار او را در لندن بیاهمیت میانگاشتند.
- داستان حول محور سه دوست قدیمی میچرخد که باید راز مرگ دوست دیگرشان را حل کنند.
- سریال دارای المانهایی از ژانر معمایی، شبیه به سریالهایی مانند «Yellowjackets» با فلاشبکهای مرموز است.
- مکگی بیان میکند که برخلاف «دختران دری»، فشار کمتری برای جلب رضایت همه در این اثر جدید احساس میکند و صرفاً در حال «گفتن یک داستان» است.
- تِم اصلی، مواجهه با راز تاریک دوران نوجوانی است که هیچکدام نمیخواهند به آن فکر کنند.
- فضای سریال با وجود تراژدیها، به دلیل لحن کمدی سیاه و موقعیتهای مضحک، به شدت یادآور فرهنگ ایرلند شمالی است.
پیروزی کمدی بر درام در انعکاس واقعیت در این است که مردم، به ویژه در جایی مانند ایرلند شمالی، اغلب مضحک هستند.
«آنها [شخصیتها] باید باحال به نظر میرسیدند. آنها در بیشتر مواقع اوضاع را بهتر نمیکنند، و اغلب آن را بدتر میکنند. من میخواستم هر زنی که این را تماشا میکند بگوید: “اوه، این کمی چسبناک به نظر میرسد، اما دلم میخواهد آن را با دوستانم انجام دهم.”»
مکگی با نگاهی عمیق به تاریخ منطقه، معتقد است که ترکیب زیبایی مناظر و تاریخچهی پر از تلاطم ایرلند شمالی، بستر مناسبی برای یک داستان ترسناک و در عین حال جذاب فراهم میآورد. سریال با ترکیبی از حماقتهای گروه کاوشگر (مشابه اسکوبی دوویی) که به طور تصادفی با مراسم ترحیم اشتباهی روبرو میشوند و موقعیتهای عجیب و غریب، سعی دارد تا ریتم داستانی سریع و سرگرمکنندهای را حفظ کند.



