داستان فاجعهبارترین عملیات پلیس ریودوژانیرو و مرگ ۱۲۲ نفر
بررسی عمیق خشنترین عملیات پلیس تاریخ برزیل در فاوِلای ویلا کروزیرو که منجر به کشته شدن ۱۲۲ نفر شد؛ مصاحبه با خانوادهها و متخصصان امنیتی.
خونینترین روز تاریخ پلیس ریودوژانیرو
عملیات پلیس در اکتبر گذشته در منطقهی پیچیده و هزارتویی کومپلکسو داپنیا واقع در ریودوژانیرو، برزیل، با آماری وحشتناک به پایان رسید؛ کشته شدن ۱۲۲ نفر. این عملیات که با هدف ضربه زدن به یکی از بزرگترین گروههای تبهکاری سازمانیافته برزیل، یعنی «فرماندهی سرخ»، طراحی شده بود، به سرعت از یک ماموریت دستگیری به یک کشتار جمعی تبدیل شد. شاهدان عینی و بستگان قربانیان این روز را شبیه به یک «جنگ» توصیف کردند، جایی که شلیکها حتی درون خانهها نیز شنیده میشد. خانوادههایی مانند جولیانا کونسیسائو، که همسر سابقش، رونالدو ژولیانو دا سیلوا، کارگر ساختمانی بود، تاکید میکنند که کشتهشدگان بیگناه بودهاند. نگرانیهای جدی وجود دارد؛ چرا که تحقیقات نشان داد حداقل یک نفر جانباخته ارتباطی با جرم و جنایت نداشته و هیچکدام از ۱۱۷ کشته غیرنظامی در فهرست ۱۰۰ حکم بازداشت مورد نظر برای این عملیات وجود نداشتند.
تحقیقات روزنامه گاردین، با استناد به مصاحبهها با رهبران جامعه، وکلای مدافع، بستگان داغدار و متخصصان امنیتی، جزئیات چگونگی وخامت اوضاع را فاش کرده است. عملیات که با اسم رمز «مهار» (Operation Containment) انجام شد، شامل استقرار ۲۵۰۰ افسر پلیس در برابر تخمین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ قاچاقچی بود. هدف اصلی «خرس»، رئیس محلی فرماندهی سرخ، بود که همچنان متواری است. نکته قابل تامل این است که بسیاری از کشتهشدگان از مناطق دوردست برزیل مانند آمازون بودند که نشاندهنده گسترش نفوذ این گروه جنایتکار است.
- تغییر ناگهانی استراتژی: در ابتدا قرار بود عملیات برای اجرای احکام بازداشت باشد، اما هنگامی که گروهی از قاچاقچیان تلاش کردند از طریق جنگلهای «تپه رحمت» (Serra da Misericórdia) فرار کنند، پلیس تاکتیک خود را تغییر داد. تیمهای ویژه BOPE در بالای تپه موضع گرفتند تا راه فرار آنها را ببندند، که این امر منجر به درگیریهای سنگین و مرگبار در ارتفاعات شد.
- آمار غیرمتناسب قربانیان: در این عملیات، ۲۳ غیرنظامی در برابر هر یک افسر کشته شدند (۱۱۷ به ۵). کارشناسان خشونت پلیس معتقدند چنین نسبتی «نشانه آماری تقریباً قطعی» از استفاده از نیروی مرگبار تلافیجویانه به جای دفاعی است، در حالی که پلیس ادعا میکند همه کشتهشدگان «مخالفان خنثیشده» بودهاند.
- خانوادهها در جستجوی مردگان: پس از پایان درگیریها، زنان منطقه برای یافتن عزیزان خود وارد جنگل ناهموار شدند، جایی که با اجساد با جراحات فجیع، از جمله جسدی که سرش از تنش جدا شده بود، مواجه شدند. بسیاری از این اجساد شبانه به میدان سنت لوک منتقل شدند.
- پوشش و هویت قربانیان: با وجود انکار رسمی پلیس در مورد هویت قربانیان، خانوادهها و روزنامهنگاران تایید کردند که اکثریت قریب به اتفاق کشتهشدگان سیاهپوست بودند، که بازتابی از آمار بالای خشونت پلیس علیه آفریقایی-برزیلیها است.
- حسابرسی و عواقب: تنها ۱۷ مورد از ۱۰۰ حکم بازداشت اجرا شد و «خرس» دستگیر نشد. با وجود اینکه افسران پلیس ملزم به استفاده از دوربینهای بدنه بودند، کمتر از نیمی از آنها از آن استفاده کردند، که این امر روند تحقیق درباره اقدامات احتمالی مجرمانه پلیس را دشوار میسازد.
«هدف، اجرای احکام بازداشت نبود. هدف کشتن قاچاقچیان مسلح بود.» – اورلاندو زاکونه، افسر سابق پلیس.




