تجربه بازداشت توسط مأموران فدرال در مینیاپولیس
شرح تجربه یک شاهد عینی از بازداشت توسط مأموران وزارت امنیت داخلی در مینیاپولیس در پی اعتراضات علیه عملیات ICE و برخورد با مهاجران.
بازداشت و تجربه در بازداشتگاه فدرال مینیاپولیس
در اواخر سال ۲۰۲۵، وزارت امنیت داخلی آمریکا (DHS) توجه ویژهای به منطقه تویین سیتیز در مینیاپولیس معطوف کرد. این تمرکز در واکنش به اتهامات کلاهبرداری مطرح شده توسط یک اینفلوئنسر جناح راست صورت گرفت و منجر به دستگیری هزاران مهاجر توسط اداره مهاجرت و گمرک (ICE) شد. این وقایع با کشته شدن دو شهروند آمریکایی در حین مستندسازی عملیات ICE و تیراندازی مأموران به سمت معترضی به نام الکس پرتی در تاریخ ۲۴ ژانویه همراه بود که خشم و اعتراضات بیشتری را در سراسر شهر برانگیخت.
یکی از افراد محلی که هنگام اعتراض به صحنه قتل الکس پرتی دستگیر شد، تجربه هولناک خود را در بازداشتگاه فدرال «بیشاپ هنری ویپل» و همچنین مقاومت جامعه علیه این اقدامات را روایت میکند. این فرد پس از مشاهده فیلم قتل الکس پرتی، با پوشیدن لباس گرم به محل اعتراض رفت. او بیان میکند که مأموران فدرال از گاز اشکآور و اسپری فلفل استفاده میکردند و او با شلیک گلولههای غیرکشنده به سینه مورد اصابت قرار گرفت.
پس از ۲۰ دقیقه، مأموران او را دستگیر کرده و زمین زدند و با دستبندهای تنگ به یک خودروی شاسیبلند بدون علامت منتقل کردند. در این خودرو، او و دو نفر دیگر که یکی از آنها موهایش کنده شده بود و دیگری از سفتی دستبندها رنج میبرد، حضور داشتند. مأموران با رفتارهای متکبرانه و «قدرتنمایی» سعی در ایجاد رعب و وحشت داشتند. گاز اشکآور نیز به داخل خودرو نفوذ میکرد و تنفس را دشوار میساخت.
بازداشتشدگان به ساختمان ویپل منتقل شدند، جایی که مجبور بودند بیش از یک ساعت کنار دیوار در هوای بسیار سرد بایستند. مأموران با لحن تمسخرآمیز با آنها رفتار میکردند. در این مدت، آنها شاهد انتقال بازداشتشدگان مهاجر بودند که «مانند گاوها به داخل هدایت میشدند» و این وضعیت برای شاهد بسیار دردناک بود و او را به یاد تصاویر «گوانتانامو بی» انداخت.
رویههای پس از دستگیری و محیط بازداشت
پس از مرحله اولیه ثبت اتهامات، که شامل اتهام ظاهری «مهاجمت به مأمور فدرال» برای شاهد بود، افراد به اتاقهای پردازش داخلی برده شدند. در این مرحله، تمام وسایلی که نخ یا بند داشتند، مانند بند کفشها، بریده یا ضبط شدند. شاهد کفشهای فولادی خود را پس گرفت، اما هودیاش بند نداشت. آنها با دستبند مچی و پابند بسته شده و در اتاقهای بتنی با نور فلورسنت شدید و استریل نگهداری شدند.
پس از سه تا چهار ساعت، مقادیر اندکی آب و غذا (یک بسته «آنکراستابل» و یک گرانولا بار) دریافت کردند. درخواستها برای دسترسی به وکیل توسط مأموران DHS نادیده گرفته میشد. شاهد حدود ۹ ساعت در بازداشت بود و پس از هشت ساعت و نیم برای تماس تلفنی و انگشتنگاری فراخوانده شد.
آزادی و حمایت جامعه
مأموران در هنگام آزادی، تلفن اکثر افراد را ضبط کرده بودند، اما تلفن شاهد در داخل چکمهاش در کیفش پیدا شد. بیرون از ساختمان، داوطلبان با جلیقههای نارنجی منتظر افراد آزاد شده بودند تا آنها را به خانه برسانند و به آنها غذا و نوشیدنی گرم ارائه میدادند. این حمایت، گواهی بر «قدرت و تابآوری جامعه» مینیاپولیس است.
شاهد معتقد است که این دستگیریها «با انگیزه سیاسی» انجام شده تا پیامی ارسال شود و معترضان را به عنوان «تروریستهای داخلی غیرقابل کنترل» معرفی کنند. او احساس غرور میکند که «وقت آنها را تلف کرده» و این نشان میدهد که او در مسیری درست برای دفاع از شهر و استفاده از صدایش قرار دارد.
“دیدن این مرحله میانی، جایی که آنها تقریباً مانند گاوها پردازش میشوند قبل از اینکه به جایی که خدا میداند فرستاده شوند، دلخراش بود.”
“این نشان میدهد که مردم اینجا چقدر شهر، همسایگان، دوستان و عزیزان خود را دوست دارند و چقدر میخواهند از آنها محافظت کنند.”
این روایت شخصی نشاندهنده تنشهای عمیق اجتماعی و اعمال قدرت فدرال علیه اعتراضات مدنی و مهاجران در مینیاپولیس در آن مقطع زمانی است و بر اهمیت همبستگی جامعه در برابر فشار خارجی تأکید میکند.



