قرآن صاعد؛ گفتوگو با پروردگار بر اساس دیدگاه آیتالله مصباح یزدی
آیتالله مصباح یزدی راز و نیاز با خدا را «قرآن صاعد» میداند و شیوههای آن را برگرفته از بیانات اهلبیت(ع) در کتب دعا برشمرده است.
راز و نیاز، گفتوگوی بنده با پروردگار
آیتالله محمدتقی مصباح یزدی در تبیین فرازهایی از مناجات شعبانیه، به تشریح مراحل عمیق و پیچیدهای که فرد در مقام راز و نیاز با خداوند طی میکند، پرداخته است. ایشان با استناد به سخنان امام خمینی(ره)، دعا را مصداق “قرآن صاعد” دانسته و تأکید دارند که این جایگاه هنوز به درستی درک نشده است. تمرکز اصلی بر روی این نکته است که ارتباط با خدا از مراحل ترس و حیا آغاز شده و در نهایت به مرحله “ناز و دَلال” میرسد، که این مراحل ریشه در آموزههای اهلبیت (ع) دارند.
برای درک این تحول عرفانی، ایشان مثالی از یک فرزند که گوهری گرانبها از دست داده، ارائه میدهد. در ابتدا، فرزند از ترس و وحشت، با فاصلهای دور و با عذرخواهیهای پیدرپی، نزد پدر میرود. این مرحله نشاندهنده خشوع و خضوع اولیه بنده در برابر عظمت پروردگار است. با گذشت زمان و تحریک احساسات پدر توسط سخنان لطیف، فاصله کم شده و سرانجام فرزند مورد پذیرش قرار گرفته و در آغوش پدر جای میگیرد. تنها در این مرحله امن است که باب گفتوگو و حتی اظهار محبت و “ناز” باز میشود.
مراحل دلال و بازگشت به ادب
در اوج پذیرش و قرار گرفتن در آغوش رحمت الهی، مناجاتکننده به مرحلهای از “ناز و دَلال” میرسد که نمونه آن عبارت «اِلهی اِنْ اَخَذْتَنی بِجُرْمی اَخَدْتُکَ بِعَفْوِکَ» است. این بیان، حکایت از آن دارد که اگر خداوند فرد را به جرمش مؤاخذه کند، بنده نیز به عفوش تمسک میجوید. این نوع سخن گفتن در شرایط عادی بیادبی تلقی میشود، اما در مقام قرب و اتصال، نوعی ابراز محبت و اعتماد عمیق است. با این حال، آیتالله مصباح یزدی تأکید میکنند که این مرحله نباید طولانی شود تا ادب عبودیت خدشهدار نگردد.
“دعا قرآن صاعد است و متأسفانه قدر آن دانسته نمیشود.”
پس از اوج دلال، لازم است فرد به تدریج به سوی ادب بازگردد. این بازگشت با اعتراف به کوتاهیها صورت میگیرد، مانند عبارت «اِلهی اِنْ کانَ صَغُرَ فی جَنْبِ طاعَتِکَ عَمَلی فَقَدْ کَبُرَ فی جَنْبِ رَجائِکَ اَمَلی». یعنی اعمال بنده در برابر طاعت الهی اندک است، اما امیدش به کرم پروردگار بسیار بزرگ است و این امید، کاستی عمل را جبران میکند.
افسوس بر مستی جوانی
مرحله بعدی بازگشت عمیقتر به خویشتن است که با افسوس بر گذشته همراه است: «اِلهی وَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمْری فی شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْکَ وَ اَبْلَیْتُ شَبابی فی سَکْرَةِ التَّباعُدِ مِنْک». این بخش، اعتراف به هدر رفتن عمر در غفلت و جوانی در مستی دوری از یاد خدا است. این “مستی” صرفاً به گناهان کبیره اشاره ندارد، بلکه شامل غفلت از ژرفنگریهای معنوی حتی در میان افراد سالک نیز میشود.
- شیوههای راز و نیاز منحصراً در بیانات اهلبیت (ع) مستتر است.
- دعا به تعبیر امام خمینی (ره) به عنوان “قرآن صاعد” شناخته میشود.
- ابتدا در مناجات با ترس و فاصله آغاز میشود، سپس به مرحله ناز و دلال میرسد.
- غفلت دوران جوانی، حتی اگر به گناه مستقیم منتهی نشود، موجب شرمندگی در محضر خداست.
- در نهایت، مناجاتکننده به تواضع بازمیگردد و از محروم ماندن ناامید میشود: «اِلهی کَیْفَ اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِکَ بِالْخَیْبَةِ مَحْرُوما».
«اگر فرزند در ابتدا چنین سخنانی میگفت خیلی دور از ادب و نهایت بیادبی بود، ولی حال که خودش را در آغوش پدر دیده است، این چنین سخن میگوید.»

