نقد فیلم «گیس»: درامی که قربانی شتابزدگی شد
بررسی فیلم «گیس» ساخته محسن جسور که علیرغم ایده اولیه خوب، به دلیل ضعف در ساختار دراماتیک، دیالوگنویسی و شتابزدگی در پرداخت، نتوانسته تأثیرگذار باشد.

نقد فیلم سینمایی «گیس» و ضعفهای ساختاری آن
فیلم سینمایی «گیس»، دومین تجربه بلند کارگردانی محسن جسور، که در چهل و چهارمین جشنواره ملی فیلم فجر به نمایش درآمد، نمونهای آشکار از اثری است که در میانه جاهطلبیهای مضمونی و ضعف در اجرای دراماتیک گرفتار شده است. این فیلم سعی دارد با پیوند دادن یک پیرنگ جنایی به واقعه تلخ و واقعی انفجار پتروشیمی مارون، به دغدغههای روز جامعه، بهویژه مشکلات معیشتی طبقه کارگر و تأثیر تحریمها بر صنعت، بپردازد. اگرچه فیلم در ابتدا با طرح این مضامین حس دغدغهمندی را القا میکند، اما در نهایت تحت تأثیر شتابزدگی در پرداخت نهایی قرار میگیرد. بزرگترین نقطه ضعف «گیس» در ناتوانی فیلمنامه برای خلق «تعلیق» و «گرهافکنی» هوشمندانه نهفته است؛ عناصری که برای یک درام جنایی-اجتماعی حیاتی هستند، اما در اینجا به دلیل ضعف در دیالوگنویسی و فقدان عمق دراماتیک، کارایی خود را از دست دادهاند.
نقاط ضعف ساختاری و روایی در «گیس»
- ناتوانی در حفظ انسجام روایی به ویژه در پرده سوم، که منجر به حل شدن سریع و دمدستی ماجراها میشود.
- شخصیتپردازی مبهم سروش (با بازی حامد بهداد) که تذبذبی میان نقش مثبت و منفی ایجاد میکند، بدون آنکه انگیزههای او به درستی روشن شود.
- لغزشهای فنی در اجرا، شامل عدم وسواس در هدایت بازیگران و مشکلات آشکار در ادای لهجهها که باورپذیری فضای بومی اثر را خدشهدار میکند.
- غلبه لحن تبلیغاتی در موسیقی و برخی سکانسها که تأثیر مخربی بر لحن داستانی فیلم گذاشته و آن را شبیه به رپرتاژهای صنعتی کرده است.
- عدم توسعه کافی پتانسیلهای موجود در پیرنگ جنایی و عدم تبدیل تنش داستانی به یک تجربه سینمایی تأثیرگذار.
«شتابزدگی فیلمنامه در پرده سوم، به ویژه در سکانسهای بازداشت مدیر متخلف و اعترافات همسر عماد، چنان مشهود است که گویی فیلمساز تنها در پی «بستن پرونده» بوده و منطق روایی را فدای رسیدن به تیتراژ پایانی کرده است.»
«سردرگمی در شخصیتپردازی، به ویژه در مورد کاراکتر «سروش» با بازی حامد بهداد، لایهای دیگر از ضعفهای ساختاری فیلم را برملا میکند.»
در نهایت، «گیس» ثابت میکند که صرف داشتن یک ایده خوب، برای خلق اثری ماندگار کافی نیست. اگرچه فیلمساز قصد داشته به مسائل حساس اجتماعی بپردازد، اما فقدان صبر و وسواس در نگارش فیلمنامه، هدایت بازیگران و تدوین نهایی، موجب شده تا اثری نارس و شتابزده از این اثر بهجای بماند که نتوانست حق مطلب را درباره سوژه حساس خود ادا کند.


