بررسی مفهوم «ادب» به عنوان هویت مشترک در جهان فارسیخو پیش از ملیگرایی
کتاب «خودهای فارسیخو» شکلگیری هویتها در جهان فارسیزبان بین قرون چهاردهم تا نوزدهم میلادی را تحلیل میکند؛ دورهای که زبان فارسی نقش مهمی در غرب و جنوب آسیا داشت.
تحلیل شکلگیری هویتها در جهان فارسیخو
کتاب پژوهشی «خودهای فارسیخو» نوشته مانا کیا با ترجمه علیرضا عامری، به بررسی چگونگی شکلگیری هویتهای فرهنگی و اجتماعی در جهان فارسیزبان در فاصلهی قرون چهاردهم تا نوزدهم میلادی میپردازد؛ یعنی دورهای که قبل از ظهور مفهوم مدرن ناسیونالیسم بود. این اثر نشان میدهد که زبان فارسی در مناطق وسیعی از جنوب و غرب آسیا نفوذ و اهمیت ویژهای داشته است. پژوهش کیا بر مفاهیم اساسی مانند مکان، خاستگاه و «خود» متمرکز است تا شبکههای پیچیده روابط انسانی در گستره فرهنگ فارسیخو را بازنمایی کند. نویسنده معتقد است تعلق به این جهان مستلزم کسب نوعی ادراک و دانش خاص بود که از طریق آموزش و تعاملات اجتماعی به دست میآمد و شامل آشنایی با شعر، فلسفه، عرفان و ادبیات اخلاقی بود. این امر امکان درک فرد از جهان پیرامون و مشارکت در آن را فراهم میکرد.
پارسیبودن در برابر میهننوازی
یکی از مباحث کلیدی، تفاوت میان معنای «پارسی بودن» و «میهننوازی» در آن دوران است. در دیدگاه مدرن، هویت ملی بر اساس دولت-ملت تعریف میشود، اما کتاب استدلال میکند که در گذشته، «پارسیبودن» مقدم بر میهننوازی بوده است. این هویت بر پایه زبان فارسی و عناصر گزینشدهای از فرهنگ، از جمله سنت شعر کلاسیک تا قرن چهاردهم، استوار بود. این احساس تعلق، مبتنی بر تفاخر به امپراتوریهای باستانی و سنتهای هنری بود که در آن دوران جنبه ملی به خود میگرفتند. نویسنده به نقد این رویکرد میپردازد که چگونه بعدها، در دوران پهلوی، این «ما»ی پارسی بر اساس ناسیونالیسم و تفکیک قائل شدن میان خودی و بیگانه شکل گرفت، در حالی که اعراب و اقوام دیگر به عنوان عواملی خارج از این دایره تعریف میشدند.
- مفهوم محوری وحدتبخش در مناطق فارسیخو، «ادب» است که به شیوههای رفتاری، آداب و اعمال فرهنگی اشاره دارد.
- «خاستگاه» محدود به مکان تولد نبود، بلکه شامل سرزمین اجدادی، محل تحصیل و مکانهای سرنوشتساز بود که انعطافپذیری هویت را نشان میدهد.
- «خویشاوندی» در این حوزه بر پایه روابط خونی یا قومی نبود، بلکه شامل پیوندهای فرهنگی، علمی و وابستگیهای جمعیتی گسترده میشد.
- کتاب با نگریستن به فراسوی چارچوبهای ناسیونالیستی، به دنبال یافتن جهانهای معنایی و پیوندهای منحصر به فردی است که در گذشته وجود داشتهاند.
- برخلاف تصورات ملیگرایانه، هویتهای فارسیخو به سنتهای فکری و فرهنگی گره میخوردند تا یک قلمرو جغرافیایی خاص.
مانا کیا نشان میدهد که کاربرد چارچوبهای ملیگرایانه مدرن بر جوامع پیشامدرن، دارای تأثیرات مخربی بوده است، زیرا هویتهای فارسیخو اساساً نیازمند فراتر رفتن از مرزهای سفت و سخت دولت-ملت بودند.
در بخشی از متن آمده است: «تعلقداشتن به جهان فارسیخو مستلزم برخورداری از شیوهای خاصی از ادراک بود؛ ادراکی که فرد با آن به دنیا نمیآمد، بلکه باید آن را کسب میکرد.»
در نهایت، کتاب «خودهای فارسیخو» به خواننده کمک میکند تا با تاریخی کردن مفاهیمی نظیر «مکان» و «خود»، از محدودیتهای زبان تحلیلی مدرن فاصله گرفته و درکی عمیقتر از تاریخ فرهنگی جهان فارسیزبان قبل از ملیگرایی به دست آورد. این مطالعه برای فهم پیچیدگیهای هویت در آسیا ضروری است.



