خاطرات ناصرالدین شاه از سفر به سلطانآباد و سرمای شدید
روایت ناصرالدینشاه قاجار از روز ۱۷ بهمن ۱۲۴۹ در سفر به سلطانآباد؛ توصیف بارش برف سنگین و یخزدگی موی مردم و حیوانات

مروری بر روزنوشت ناصرالدینشاه در سرمای ۱۲۴۹
این متن بر اساس یادداشتهای روزانه ناصرالدینشاه قاجار در تاریخ هفدهم بهمن ماه ۱۲۴۹ خورشیدی (مطابق با ۱۵ ذیقعده ۱۲۸۷ قمری) تدوین شده است و سفر او به سلطانآباد را به تصویر میکشد. شاه در این روز به دلیل بارش سنگین برف با شرایط جوی دشوار روبرو شد. وی توصیف میکند که هوا «مِه و تاریک» بوده و دیدهشدن تقریباً ناممکن است. سفر ابتدا با کالسکه آغاز شد اما به دلیل یخزدگی و لغزندگی زمین، شاه مجبور به ترک کالسکه و سوار شدن بر اسب شد تا احتیاط بیشتری صورت گیرد. او اشاره میکند که «زمین یخزده و لیز بود» و شترها و قاطرهای زیادی در مسیر سقوط کرده بودند.
نکته برجسته در این یادداشت، توصیف دقیق شاه از طبیعت و تأثیر سرمای شدید بر محیط اطراف است. شاه با شور و شعف از دیدن زمین پوشیده از برف صحبت میکند و میگوید: «زمین برف زیادی دارد، الحمدلله تعالی همهجا تا چشم کار میکند سفید است؛ به قدر یک چارک برف در زمین بود. زمین و کوهها سیاهی نداشت. لذتی داد الحمدلله.» این برف تازه باریده بود و منظرهای کوهستانی و درختی را به رنگ سفید درآورده بود.
یخزدگی و مشاهدات خندهآور
پس از ورود به شهر سلطانآباد و استقرار، ناصرالدینشاه به مشاهدات دقیق خود از مردم و حیوانات ادامه داد. او اظهار میکند که سرمای شدید باعث یخ زدن تمام موهای موجودات شده بود. این بخش از یادداشت لحنی طنزآمیز دارد، چرا که شاه از تماشای موی سفید شده مردم و حیوانات لذت برده است. او میگوید: «امروز کل موی مردم وحیوان، از مژه چشم اِلی هرجا که مو بود که باد میخورد، یخ کرده بود، سفید شده بود.» به طور خاص، او به ریش، سبیل و حتی مژههای شهابالملک اشاره میکند که به شکلی غریب درآمده بودند و همچنین موی یال و گوش قاطر و شتر را «بسیار خنده داشت، بسیار بامزه» توصیف میکند.
- سفر اجباری از کالسکه به اسب به دلیل زمین یخزده و لغزنده.
- ذکر نام منازل در مسیر شامل سِنیجان، فیجان، و کَرَهرود در منطقه «سهده».
- استقبال از مقامات محلی از جمله حاجی سیدمحمدباقر و مشیرالدوله در سلطانآباد.
- تأکید بر سرمای شدید شبانه که «بسیار بسیار بسیار سرد بود هوا».
- اطلاع از حضور هوشنگمیرزا، حاکم گلپایگان و خوانسار، در شهر.
«زمین برف زیادی دارد، لذتی داد الحمدلله... به قدر یک چارک برف در زمین بود. زمین و کوهها سیاهی نداشت.»
«موی سبیل و ریش، مژه، یال و گوشِ قاطر [و] شتر بسیار بسیار خنده داشت، بسیار بامزه.»
این یادداشتها نمایانگر اهمیت ثبت جزئیات روزمره و شرایط اقلیمی در دفتر خاطرات ناصرالدین شاه است، جایی که پدیدههای طبیعی خارقالعاده مانند بارش برف سنگین، شادی و حیرت پدیدآورده و تبدیل به نقطهای قابل توجه برای ثبت در اسناد تاریخ معاصر ایران شده است. شب با حضور یحییخان و خواندن روزنامه به پایان رسید.



