روایت زیدآبادی از فصل مشترک مجاهدین خلق و پادشاهیخواهان: توجیه خشونت
احمد زیدآبادی هشدار میدهد که ایدئولوژی «توجیه خشونت» سازمان مجاهدین خلق در حال بازتولید در میان گروههای برانداز چپ و راست است و بر خطر برچسب زدن به مبارزه خشونتپرهیز تأکید میکند.

ایدئولوژی توجیهگر خشونت در گروههای برانداز
احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاحطلب، طی یادداشتی با عنوان «سلطنتِ انقلابی؟»، نسبت به همگرایی خطرناک در میان گروههای مخالف نظام هشدار داده است. او معتقد است که ایدئولوژی «توجیه خشونت» که پیشتر در سازمان مجاهدین خلق مشهود بود، در حال بازتولید شدن در میان طیف وسیعی از گروههای برانداز، از جمله سلطنتطلبان تندرو، است. زیدآبادی استدلال میکند که گفتمان رایج سلطنت معمولاً محافظهکارانه و دینخواهانه بوده است، اما اکنون شاهد ترویج تندخویانهترین شیوههای انقلابیگری و ادبیات زشت دینستیزانه تحت این عنوان هستیم.
این فعال سیاسی تأکید میکند که رفتار فعلی گروههای پادشاهیخواه، ربط منطقی به مفاهیم سنتی سلطنت ندارد، بلکه همان ایدئولوژی انقلابیگری انتقاجویانه و خشونتپرستی است که سابقهٔ زیانباری در تاریخ معاصر ایران دارد. او سابقهٔ چنین رویکردهایی را عامل اصلی مشکلات متعدد کشور میداند و پیشبینی میکند که این مسیر منجر به دوقطبیسازی مطلق جامعه و توجیه خشونت تحت لوای «جنگ بین حق و باطل» خواهد شد.
- زیدآبادی بر لزوم بازگشت به رویکرد خشونتپرهیز مبارزه، مشابه شیوهٔ شخصیتهایی چون گاندی، ماندلا، لوترکینگ، طالقانی و برخی سران مشروطه تأکید دارد.
- وی نسبت به خطر بزرگ برچسب «وادادگی» یا «حمایت از رژیم» که به مبارزه خشونتپرهیز زده میشود، هشدار میدهد و آن را به فتیله شدن برف در دامنه کوه تشبیه میکند که میتواند به بهمنی مخوف تبدیل شود.
- ایدئولوژی مجاهدین خلق و ترویج خشونت سیاسی و اعتقادی، به عنوان الگویی که نباید تکرار شود، مطرح میگردد.
- محوریت نفرتافکنی و ایدئولوژیهای انتقاجویانه، چرخهٔ بیپایان هرج و مرج و استبداد را در ایران به گردش درمیآورد.
- تکرار تاکتیکها و ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق دیگر تنها مختص یک جناح سیاسی نیست و به شکلی گسترده در میان تمام مدعیان براندازی دیده میشود.
«ما ایرانیها برای خلاصی از چرخهٔ بیپایان خشونت و هرج و مرج و استبداد یا باید به شیوهٔ خشونتپرهیز مبارزهٔ امثال گاندی و ماندلا و لوترکینگ و طالقانی و جمعی از سران مشروطه برگردیم و یا با اسیر ماندن در دام ایدئولوژیهای انتقاجویانه و نفرتافکنانه، هر بار در یک لباس تازه یا کهنه، چرخهٔ خشونت را تا به ابد علیه خود و مردممان به گردش درآوریم.»
نتیجهٔ نهایی روی آوردن به چنین ایدئولوژیهایی برای هر فرد آشنا با تاریخ سازمانهای سیاسی و کارکردهای آنها، روشن و آشکار است. بازتولید این الگو، نه تنها راهحلی برای مشکلات کنونی ارائه نمیدهد، بلکه به سابقهٔ خونین درگیریهای ایدئولوژیک در دهههای گذشته دامن میزند و مسیر اصلاح و همبستگی ملی را مسدود میسازد.
«از فردای روزگاری که تأکید بر مبارزهٔ خشونتپرهیز با برچسب وادادگی یا "حمایت از رژیم" ملکوک میشود باید ترسید همان ترسی که باید از فتیله شدن برف در شیب دامنهٔ کوهستان داشت، زیرا به سرعت به بهمنی مخوف تبدیل میشود!»


