افشاریه و زندیه؛ دو دوره بیهویت در نگاه اغلب پژوهشگران
تحلیل نظام اداری و دیوانی پس از سقوط صفویه (افشاریه و زندیه) با تمرکز بر چالشهای کمبود منابع و تداوم ساختارها بر اساس کتاب محیا شعیبی عمرانی.

سیاست، دیوانسالاری و تولید اسناد پس از صفویه
پژوهش درباره تاریخ اجتماعی و بهویژه نظام دیوانی و اداری ایران، بهویژه در دورههای پرتلاطم پس از سقوط صفویه، بسیار دشوار است. کتاب «سیاست، دیوانسالاری و تولید اسناد از سقوط اصفهان تا آغاز عصر ناصری» نوشته محیا شعیبی عمرانی، به بررسی ویژگیهای نظام اداری و دیوانی ایران در دوره افشاریه و زندیه میپردازد. این دوران با تلاطمها، حکومتهای کوتاهمدت و نزاعهای سیاسی عمیق همراه بود و بخش عمدهای از منابع دیوانی نیز در حمله افغانها نابود شد. یکی از چالشهای اصلی پژوهش در این مقطع، فقدان منابع دستِاول و نبود دانش و مهارت کافی در امور اداری نزد حکومتهای نوپا بود. برای مثال، مکاتبات بین اشرف افغان و حاکم عثمانی نشاندهنده این خلأ بود که حتی اصول نامهنگاری رسمی نیز در آن زمان از دست رفته بود.
نویسنده کتاب با این وضعیت نامطلوب منابع مواجه بود، اما هدف او شناسایی چگونگی عملکرد نظام اداری در شرایط انهدام ساختارها بود. این دوران اغلب توسط پژوهشگران یا بهعنوان زائدهای بر صفویه و یا مقدمهای برای قاجار دیده شده و هویت مستقلی به آن داده نشده است. محقق تلاش کرده تا الگویی مقایسهای برای این دورانها ارائه دهد که شامل سه مرحله است: دوره ابتدایی شکلگیری حکومت، دوره میانی با تثبیت نسبی، و دوره انتهایی با تضعیف مجدد و شروع جنگهای داخلی. این چرخه کوتاه در طول دوره افشار و زند بارها بازتولید شده است.
- گسست تاریخی: از بین رفتن آرشیو اسناد و مهاجرت دیوانسالاران قدیمی، باعث از میان رفتن دانش سازمانی و ایجاد گسست در تداوم تاریخی ایران گردید.
- تأثیر ثبات سیاسی بر نظام اداری: نظام اداری در این دوره تابعی مستقیم از میزان ثبات سیاسی بود؛ در زمان ثبات، ساختار گسترش یافته و در زمان ناپایداری، کوچک و مدیریت آن شفاهی میشد.
- سرنوشت دیوانسالاران: دیوانسالاران در ابتدای روی کار آمدن سلسلههای جدید مورد نیاز بودند، اما پس از تثبیت قدرت، بقای آنها تضمیننشده و اغلب سرکوب میشدند (نمونه بارز: حاج ابراهیمخان کلانتر).
- منابع کلیدی: با وجود کمبود منابع، آثاری مانند «منشآت میرزا مهدیخان استرآبادی» به عنوان مجموعهای از اسناد دیوانی عصر نادری، منبع مهمی برای شناخت مکاتبات رسمی آن دوره فراهم آورده است.
- نقد عنوان «دوران سکوت»: نویسنده معتقد است که با وجود کوچک شدن ساختار اداری، نمیتوان این دوره را فاقد هرگونه نظام دانست؛ بلکه مدیریت شفاهی و کارکرد محدودتر شده بود.
«وقتی آرشیو اسناد و مدارک یک حاکمیت یا یک مجموعه از بین میرود، بخش زیادی از اطلاعات سازمانی نابود میشود و عملاً باید از صفر آغاز کرد.»
«اغلب پژوهشگرانی که درباره این دوره تحقیق کردهاند، آن را یا زائدهای بر دوره صفویه دانستهاند یا مقدمهای برای قاجار؛ یعنی هیچگاه برای این دوره هویت مستقلی قائل نشدهاند.»
در نهایت، این پژوهش نشان میدهد که افشاریه و زندیه، هرچند مملو از آشوب بودند، اما فاقد ساختار اداری کاملاً نابودشده نبودند. شناخت این دوره نیازمند پذیرش دشواری کار و جستوجوی دقیق در اسناد پراکنده برای بازسازی تحولات دیوانی پس از فروپاشی صفویه است.


