انتشار کتاب «هستیشناسی کاذب و راستین هگل» اثر جورج لوکاچ
کتاب «هستیشناسی کاذب و راستین هگل» نوشته جورج لوکاچ با ترجمه زهره نجفی، توسط انتشارات ققنوس منتشر شد. این اثر به نقد هستیشناسی هگل میپردازد.
نقد هستیشناسی هگل در اثر لوکاچ
کتاب «هستیشناسی کاذب و راستین هگل»، نوشته جورج لوکاچ و ترجمه زهره نجفی، یکی از متون برجسته در سنت فلسفه انتقادی مارکسیستی است که اخیراً توسط انتشارات ققنوس به بازار عرضه شده است. این اثر نه صرفاً تفسیری بر فلسفه هگل، بلکه تلاشی عمیق برای بازخوانی مبانی هستیشناسی در اندیشه مدرن محسوب میشود. لوکاچ در این کتاب به یکی از مهمترین مناقشات فلسفی میپردازد: نسبت میان دیالکتیک هگلی، واقعیت اجتماعی و امکان شکلگیری یک هستیشناسی به دور از ایدئالیسم. این ترجمه شامل فصل سوم از جلد اول پروژه بزرگ لوکاچ، یعنی «هستیشناسی هستی اجتماعی» (Zur Ontologie des gesellschaftlichen Seins) است که لوکاچ آن را در سالهای پایانی عمر خود به عنوان جمعبندی نهایی اندیشههایش تدوین کرد.
در این متن تحلیلی، لوکاچ با موشکافی فلسفه هگل، میان دو سطح از هستیشناسی تمایز قائل میشود: هستیشناسی کاذب که در چارچوب ایدئالیسم هگلی تثبیت شده، و هستیشناسی راستین که به زعم او تنها با در نظر گرفتن پراتیک اجتماعی و تاریخ مادی قابل درک است.
تمایز میان هستیشناسی کاذب و راستین
محور اصلی اثر، بررسی نقادانه هستیشناسی هگل از منظر فلسفه مارکسیستی است. لوکاچ استدلال میکند که هگل، با وجود دستاوردهای دیالکتیکی عظیم، در سطح هستیشناسی دچار نوعی وارونگی واقعیت شده است. مسئله کلیدی مورد بحث، تمایز میان “بودن واقعیِ اجتماعی” و “بودن مفهومی” است. لوکاچ معتقد است که در نظام هگلی، تحرک مفاهیم جایگزین تحرک واقعی مناسبات اجتماعی میشود، که منجر به ظهور هستیشناسی کاذب میگردد. او در مقابل، مدافع یک هستیشناسی راستین است که مبنای آن نه آگاهی مطلق، بلکه کار، پراتیک و روابط اجتماعی تاریخی است.
- این کتاب یک نقد ساختاری و بنیادین بر فلسفه هگل است.
- هدف اصلی، روشن ساختن مرز میان دیالکتیک به مثابه روش و ایدئالیسم به مثابه جهانبینی است.
- اثر نیازمند آشنایی پیشین با مفاهیم هگل و مارکسیسم است و لحنی کاملاً تخصصی و فشرده دارد.
- تمرکز بر نسبت دیالکتیک هگلی با واقعیت مادی جامعه است.
- لوکاچ معتقد است ایستار هگل موجب میشود حرکت مفاهیم بر تحولات اجتماعی واقعی غلبه کند.
«کتاب هستی شناسی کاذب و راستین یکی از متون مهم و کمتر خواندهشده در سنت فلسفه انتقادی مارکسیستی است؛ کتابی که نه صرفاً شرحی بر هگل، بلکه تلاشی جدی برای بازخوانی مبانی هستیشناسی در اندیشه مدرن محسوب میشود.»
«لوکاچ در این اثر به سراغ یکی از بنیادیترین مناقشات فلسفی میرود: نسبت میان دیالکتیک هگلی، واقعیت اجتماعی و امکان یک هستیشناسی غیرایدئالیستی.»
این اثر برای دانشجویان و پژوهشگران حوزه فلسفه، به ویژه کسانی که به دنبال درک عمیقتر ابعاد انتقادی اندیشه مارکسیستی و رابطه آن با سنت ایدهآلیستی هگل هستند، منبعی ارزشمند محسوب میشود. این نقد بنیادین تلاش دارد تا راه را برای فهمی مادیگرایانه از هستی بگشاید.



