تحلیل «زاکانیسم لیبرال» در فیلم «قایقسواری در تهران» و تخیلات شهری
بررسی فیلم «قایقسواری در تهران» ساخته شهرداری تهران و نمایش آن در جشنواره فجر، با تمرکز بر مفهوم «سیچوئیشنشیپ» و عادیسازی روابط خارج از عرف در چارچوب گفتمان حکومتی نو.
تحلیلی از «زاکانیسم لیبرال» در سینمای ارگانی ایران
یادداشت حاضر به تحلیل جامعهشناختی فیلم «قایقسواری در تهران» میپردازد که توسط شهرداری تهران تولید شده و در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. این فیلم به عنوان برجستهترین داستان «سیچوئیشنشیپ» در سینمای ارگانی ایران مورد توجه قرار گرفته است. مفهوم سیچوئیشنشیپ، که هنوز ترجمه جامعی در فارسی ندارد، به روابط آزادانه زن و مرد بدون تعهدات سنتی اشاره دارد و نمایانگر یکی از اشکال پیچیده سکسیوالیته لیبرال مبتنی بر خودابرازگری سوژهها در فرمهای جدید است. این تحلیل تلاش میکند تا فیلم را از منظر نظام معنایی و تحولات اجتماعی بررسی کند، بدون آنکه به ارزشگذاری اخلاقی بپردازد.
داستان ساده فیلم حول محور بازگشت مردی به عشق قدیمی پس از لغو نامزدیاش میچرخد. فیلم از طریق مسیر کاراکترهای اصلی، تخطی در میلورزی را نرمالایز میکند؛ از جمله تعویض تصادفی موبایلها و نمایش صحنههایی از گذشته مانند پارتی رفتن و اختلاط زن و مرد خارج از چارچوب ازدواج. این عادیسازی در فیلمی با بودجه دولتی، تلویحاً نشاندهنده تلاش حاکمیت برای عادیسازی پدیدههایی است که در گذشته با آنها برخورد سخت میشد، همگام با شعار «تهرانِ دوستداشتنی» که به دنبال ساختن نسخهای «جدید» از شهر است.
- فیلم ساختار «زاکانیسم» را در تخیل یک حاکمیت سیاسی نشان میدهد که ایدهآلهای حکمرانیاش به سمت مدرنیزاسیون و کارآمدی پیش میرود.
- تمرکز بر مفهوم کارآمدی و «بالا بردن راندمان» در دیالوگهای فرعی، نشاندهنده برجستگی «زیستسیاست» و پساسیاست در آثار جشنواره امسال است.
- در جهان پساسیاسی فیلم، سیاست به میدان نزاع برای مشروعیت تبدیل نمیشود، بلکه مدیریت بهینه امور مورد توجه است و آزادی به عنوان امری بدیهی فرض میشود.
- نمایش دوگانه از مفهوم «خدا» به شیوهای آیرونیک و هجوآمیز، تقابل ایدئولوژی رسمی گذشته (مانند افق معنایی دفاع مقدس) با ایدهآلهای مدرنشده امروزی (مانند رویای آمریکایی American’s Got Talent) را آشکار میسازد.
- فیلم شاهدی بر تفاوت میان سیاست اعلامی (شعارهای رسمی) و سیاست اعمالی (کنشهای واقعی دولت) در نظامهای سیاسی است.
««قایقسواری در تهران» نمونهای عالی برای درک تفاوت میان سیاست اعلامی و سیاست اعمالی در نظامهای سیاسی است. اشتباه تحریمکنندگان و برخی منتقدان رادیکال وضع موجود همین است که آنچه گفتمان حاکم اعلام میکند را با سیاستی که در عمل اعمال میکند را یکی میگیرند.»
از منظر جامعهشناسی، هنر میتواند ناخودآگاه سازندگان اثر و گفتمانِ موثر در حکمرانی را برملا کند. «قایقسواری در تهران» بیانگر گذار نرم و لیبرالِ نظام حکمرانی از خودش است، از طریق خلق تخیلی «دوستداشتنی» از شهری که شهروندانش در پی نظمی جدید در حکمرانی ایران هستند.
