ممنوعیت فروش عکس ستارخان در عکاسخانههای تهران؛ روایتی از استبداد صغیر
مروری بر «روزنامه خاطرات شرفالدوله» و جزئیات دست اول از شورش مخالفان مشروطه به رهبری شیخ فضلالله نوری در میدان توپخانه تهران؛ تحلیل نقش طبقات مختلف اجتماعی در تاریخ مشروطه.
تحلیل «روزنامه خاطرات شرفالدوله» در دوران مشروطه
انقلاب مشروطه در ایران، تنها به ایجاد نهادهای نوین خلاصه نشد، بلکه تحولات مهمی در حوزه تاریخ و ادبیات به همراه داشت. در این دوره، برخلاف گذشته که تاریخنگاری در انحصار طبقات خاص بود، مردم و طیفهای گوناگون اجتماعی به عرصه روایت حوادث وارد شدند. کتابهایی مانند «تاریخ بیداری ایرانیان» اثر ناظمالاسلام کرمانی، نمادی از خروج تاریخنگاری از چارچوبهای سنتی بود. همچنین، خاطرهنویسی که پیش از این محدود به درباریان بود، در دوره مشروطه رواج یافت و به یک ابزار مهم برای ثبت وقایع از زوایای مختلف تبدیل شد.
«روزنامه خاطرات شرفالدوله» (میرزا ابراهیمخان کلانتری باغمیشه)، نماینده اعیان تبریز در مجلس اول، یکی از منابع بسیار ارزشمند این دوره است. شرفالدوله که از خانوادهای با سابقه در حکومت و جزو حلقه رابط میان مردم و دولت (کلانتران) بود، دیدگاهی متفاوت نسبت به سایر نمایندگان داشت. خاطرات او، که به صورت روزشمار نوشته شده، تصویری دست اول و بدون قضاوتهای پسینی از وقایع ارائه میدهد. او در این خاطرات به جزئیات وقایع سیاسی و اجتماعی، از جمله بدرقه نمایندگان مجلس توسط مردم تبریز با حالت رقّت و شور و شوق میپردازد.
موضعگیریهای شرفالدوله و تحلیل روابط سیاسی
شرفالدوله در خاطرات خود انتقاداتی نسبت به برخی چهرههای شاخص مشروطهخواه مانند سیدحسن تقیزاده داشت و در مواردی از شخصیتهایی مانند علیاصغرخان امینالسلطان (اتابک) ستایش میکرد، هرچند ترور او را عملی ناشی از القائات غرضورزانه میدانست. وی همچنین با میرزا جوادخان سعدالدوله، هرچند پس از مخالفتش با مشروطه، ارتباط خود را حفظ کرد و او را شخصیتی کامل و دانا توصیف مینماید. این نزدیکیها نشان میدهد که شرفالدوله و همفکرانش بیشتر از طیف رجال نظم کهن بودند که به اصلاحات اعتقاد داشتند و خود را در مقابل تندروهای مشروطهخواه قرار میدادند.
- خاطرات او تصویری از مذاکرات کمیسیونهای مجلس اول و مباحثات جنجالی بر سر اصول متمم قانون اساسی، از جمله حذف شرط «اجازه حاکم شرع» در مورد وزارت داخله، ارائه میدهد.
- شرفالدوله در خاطراتش از تندرویهای دو طیف سیاسی، چه حامیان سرسخت مشروطه و چه مخالفان جدی، ابراز نگرانی میکرد و معتقد بود این دودستگی موجب پریشانی اوضاع ایران شده است.
- یکی از برجستهترین بخشهای خاطرات، روایت دست اول او از شورش مخالفان مشروطه به رهبری شیخ فضلالله نوری در میدان توپخانه تهران است؛ شورشی که شعار اصلی آن «ما دین نبی خواهیم، مشروطه نمیخواهیم» بود.
- او به اعمال فسق و فجور لوطیان در این شورش اشاره میکند که در منابع رسمی با عنوان «الواط و اشرار» یاد میشدند و این گزارشها بدون استناد به روایتهای پسینی صورت گرفته است.
- در دوره استبداد صغیر، با وجود خشونت قزاقان، جامعه همچنان با مشروطه همدردی داشت؛ به طوری که فروش عکس ستارخان در عکاسخانههای تهران بسیار رواج یافت و با وجود دستگیری عکاسان، مردم برای خرید آن اصرار ورزیدند.
«مختصراً امروزها اوضاع ایران به درجهای پریشان و منقلب است که نمیتوان آن را تقریر کرد... چنان به نظر میآید که ایران آخرین نفسهای خود را میکشد، به دلیل آنکه تمام اسبابها مفقود است و موانع موجود.»
در واکنش به ممنوعیت فروش عکس ستارخان، گفته شده بود: «به مضمون الانسان حریص بما منع هر قدر در این مورد سختگیری نمایند، مردم بیشتر مایل و حریص خواهند بود و هر تدبیری نمایند، نمیتوانند مردم را از میل قلبی منصرف نمایند.»
خاطرات شرفالدوله به دلیل تمرکز بر طبقات اجتماعی مختلف و ارائه جزئیات دقیق از زندگی روزمره و گفتوگوهای افراد در بزنگاههای تاریخی، یک منبع بینظیر برای محققان تاریخ اجتماعی ایران محسوب میشود و میتواند تصویر کلیشهای از دوره مشروطه را به چالش بکشد. این اثر به کوشش یحیی ذکاء منتشر شده است.


