خاطرات علم: بدبختی ثریا نتیجه بدرفتاری با شهناز بود
روایت اسدالله علم از نگرانی شاه درباره اختلاف با عربستان و خوشحالی او از تغییر رویه زندگی شهناز و اشاره به بدرفتاری ثریا با شهناز.
مروری بر خاطرات اسدالله علم در بهمن ۱۳۴۶
این متن بر اساس یادداشتهای اسدالله علم، صدر اعظم وقت، در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۳۴۶ نگاشته شده و تمرکز اصلی آن بر مسائل سیاسی روز و روابط خانوادگی سلطنتی است. علم در ابتدا به گزارشی از وضعیت جاری و وضعیت شاهنشاه اشاره میکند که ذهنشان معطوف به اختلاف با عربستان سعودی بود. شاهنشاه با لحنی تند، رفتار سعودیها را مورد انتقاد قرار داده و اظهار داشتند که آنان “از خر شیطان پایین نمیآیند”. علم در پاسخ ضمن تأیید لزوم صبر، مسیر پیش گرفته شده توسط طرف مقابل را عامل اصلی تنش دانست.
بخش قابل توجهی از این یادداشت به مسائل شخصی و خانوادگی دربار اختصاص دارد. دیدار با والاحضرت شهناز و تأثیر مثبت حضور او بر روحیه شاهنشاه، مورد توجه علم قرار گرفته است. شاهنشاه ابراز خرسندی کردند که زندگی شهناز در حال تغییر است. علم در ادامه دخالت شهبانو در بهبود وضعیت روحی شهناز را ستایش میکند و معتقد است توجه شهبانو به این فرزند (که مال خود شاه نیست) پاداش اخروی خواهد داشت. نکته کلیدی در این بخش، تحلیل علم درباره زندگی ملکه سابق، والاحضرت ثریا است.
علم معتقد بود که بدبختیای که سر والاحضرت ثریا آمد، عمدتاً ناشی از “بدرفتاری بیرحمانه” او با شهناز بوده است. او خاطرهای از سفر آلمان را یادآوری میکند که اصرار او بر حضور شهناز (در حال تحصیل در سوئیس) نزد پدرش با بداخلاقی شدید ثریا مواجه شد و در نهایت مجبور به بازگرداندن شهناز شدند.
پس از دیدارها، علم به فعالیتهای خود میپردازد. او پس از معرفی روسای تشریفات، به فرودگاه میرود و سپس مدتی را به پیادهروی در هوای سرد اختصاص میدهد، هرچند که از تنهایی درونی خود گلایه میکند. پایان روز با شرکت در مهمانی سفارت ژاپن به اتمام میرسد که حضور در آن را اجباری میداند.
نکات مهم یادداشت علم
- تمرکز ذهنی شاه بر تنش با عربستان سعودی.
- نقش مثبت شهبانو در حمایت عاطفی از شهناز.
- ارتباط دادن مشکلات ثریا به رفتار نامناسب او با شهناز.
- احساس تنهایی و دلتنگی علم پس از رفتن شاهنشاه.
"خدا به شهبانو عمر بدهد، ایشان شاه را وادار کردند که به این بچه که مال خودش نیست، توجه مثل سایر بچهها بنمایند."
این یادداشت نشاندهنده ترکیب دغدغههای سیاسی مربوط به سیاست خارجی و مسائل پیچیده داخلی و روابط خانوادگی در بالاترین سطوح قدرت در دوران پهلوی است.


