زندگی روزمره نابینایان در متروی تهران؛ از ساز زدن تا بنبست معیشت
افزایش حضور نابینایان در متروی تهران، نشانهای از تشدید فقر و ناکارآمدی سیاستهای حمایتی در تأمین اشتغال پایدار برای این گروه از جامعه است.
بحران معیشت نابینایان و مهاجرت اجباری به متروی تهران
افزایش چشمگیر حضور نابینایان در شبکهی متروی تهران، بیانگر عمق بحرانهای اقتصادی و ناکامی سیاستهای حمایتی در تأمین معیشت پایدار برای این قشر از جامعه است. مترو تهران دیگر صرفاً یک مسیر ترابری شهری نیست، بلکه به نقطهی تلاقی فشارهای اقتصادی و مقصد نهایی افرادی تبدیل شده که از شهرستانهای دور و نزدیک، مانند شیروان، اصفهان و خوزستان، به امید یافتن حداقل درآمد به پایتخت مهاجرت کردهاند. این حضور، انتخابی نیست، بلکه نتیجهی حذف تدریجی این افراد از چرخه رسمی اشتغال و ناکافی بودن مبالغ مستمریهای دریافتی از سازمان بهزیستی است. افرادی مانند محمد، نابینای مطلق ۲۸ ساله، با وجود تلاش برای دریافت وام اشتغال، به دلیل موانع اداری و نبود فرصت شغلی مناسب، ناچار به نوازندگی فلوت در مترو با وجود تحقیرها و ناامنیها شدهاند.
بسیاری از این افراد تحصیلکرده هستند اما به دلیل فقدان فرصتهای شغلی متناسب با مهارتهایشان، به مشاغل غیررسمی مانند دستفروشی یا نوازندگی در محیط پرفشار مترو روی آوردهاند. این مشاغل فاقد هرگونه بیمه یا چشمانداز روشنی برای آینده هستند. شهود عینی این معضل، نظراتی مانند اظهارات مجتبی است که مترو را «نماد شکست سیاستهای حمایتی» میداند.
انتقاد از ساختار حمایتی و فقدان سیاستگذاری مؤثر
مسئولان شبکه ملی نابینایان کشور تأیید میکنند که بحران بیکاری در میان نابینایان شدیدتر از سایر گروههای دارای معلولیت است. انتقادات جدی به ساختار سازمان بهزیستی وارد است؛ از جمله ضعف در ایجاد اشتغال پایدار، ناتوانی در آموزش مهارتهای کاربردی و عدم ارائه مشوقهای کافی به بخش خصوصی برای جذب این نیروها. ساختار بروکراتیک و کند بهزیستی، زمینهساز این شده است که نابینایان تنها سهم ناچیزی از بازار کار کشور را به خود اختصاص دهند.
- مهاجرت اجباری: نابینایان به دلیل فقر گسترده و نداشتن درآمد ثابت، مجبور به ترک زادگاه خود و روی آوردن به کار در متروی تهران هستند.
- عدم تحقق اشتغال: موانع اداری و کمبود فرصتهای شغلی رسمی، تحصیلکردگان را نیز به مشاغل غیررسمی سوق میدهد.
- ضعف حمایت دولتی: مستمریهای دریافتی ناکافی بوده و سیاستهای حمایتی در ایجاد کار پایدار شکست خوردهاند.
- شرایط کاری نامناسب: فعالیت در مترو شامل تحقیر، برخورد نامناسب و عدم وجود امنیت شغلی و بیمه است.
- نیاز به مهارتآموزی: ساختار حمایتی در ارائه آموزشهای تخصصی و کاربردی متناسب با نیاز بازار کار ناتوان بوده است.
یکی از فعالان این حوزه اعلام کرده است: «این وضعیت نتیجهی حذف تدریجی جامعه نابینایان از چرخه اشتغال رسمی و ناکافی بودن مستمریهاست. مترو آخرین پناهگاه معیشتی آنها شده است.»
محمد، یکی از نوازندگان نابینا، بیان میکند: «با وجود تحصیل، مجبورم اینجا فلوت بزنم تا بتوانم اجارهام را بدهم.»
در مجموع، گزارش حاضر تصویری تلخ از چالشهای معیشتی نابینایان در ایران ارائه میدهد که نشان میدهد شکاف میان سیاستهای اعلام شده حمایتی و واقعیتهای زندگی روزمره در شهرها، به ویژه در پایتخت، فاصلهای عمیق دارد و این امر نیازمند بازنگری جدی در ساختارهای توانمندسازی و اشتغالزایی است.


