بررسی نسبت فقر و ثروت با ایمان از منظر قرآن و روایات
تحلیل آموزههای قرآنی و روایی درباره رابطه وضعیت اقتصادی با ایمان؛ فقر و ثروت آزمون الهی هستند، نه نشانهی بیایمانی یا سقوط معنوی.

فقر و ثروت در تراز سنجش ایمان الهی
نگاه رایج در میان مردم اغلب بر وجود یک رابطه مستقیم و جبری میان وضعیت اقتصادی فرد و میزان ایمان او استوار است؛ باورهایی مانند «از هر دری فقر آمد، ایمان از در دیگر بیرون میرود» یا اینکه «پولدارها دین ندارند.» آموزههای دین اسلام، به ویژه قرآن کریم و روایات معصومین (ع)، این قضاوتهای سطحی را مردود دانسته و نگاهی متعادلتر و دقیقتر ارائه میدهند. در این منظر، نه فقر بهخودیخود نشانهی بیدینی است و نه ثروت تضمینکنندهی سلامت روحی. هر دو حالت، ابزارهایی برای امتحان الهی و سنجش صبر، شکر و تقوای انسان محسوب میشوند.
فقر؛ تنگنای اخلاقی، نه زوال ایمان
اگرچه روایتی مشهور مبنی بر اینکه «فقر در آستانه آن است که به کفر بینجامد» وجود دارد، اما در تحلیل آن باید به واژه «کاد» (نزدیک شدن) توجه کرد. این به معنای تحقق قطعی کفر نیست، بلکه هشداری است مبنی بر اینکه شرایط سخت اقتصادی میتواند انسان را در معرض فشارهای روانی قرار دهد که احتمال لغزشهای اخلاقی مانند دزدی یا خیانت را افزایش میدهد. با این حال، قرآن نمونههای متعددی از مؤمنان راستین را معرفی میکند که در میان طبقات فقیر جامعه بودهاند. اعتراض مشرکان به پیامبران که چرا پیروانشان از «افراد پست و بیارزش» هستند، خود گواهی است بر حضور متقینین در میان تنگدستان. همچنین، شرایط معیشتی سخت پیامبر اکرم (ص) در ابتدای کار نبوت، نشان میدهد که فقر، سلبکنندهی اختیار ایمانی نیست.
- فقر زمینهساز انحراف است، اما اختیار انسان را زایل نمیکند.
- مؤمنان نیازمند و عفیفالنفس، مورد توجه ویژه خداوند بودهاند.
- در تاریخ ادیان، مقاومتهایی چون بلال حبشی در اوج فقر، نشاندهنده استقامت ایمانی است.
- فقر، میدانی دشوارتر برای خالصسازی و ریشهدار کردن ایمان است.
«[این صدقات] برای آن [دسته از] نیازمندانی است که درراه خدا فروماندهاند و نمیتوانند [برای تأمین هزینه زندگی] در زمین سفر کنند. از شدّت خویشتنداری، فرد بیاطلاع، آنان را توانگر میپندارد. آنها را از سیمایشان میشناسی.»
ثروت؛ آزمون غرور و غفلت
ثروت نیز همچون فقر، میدانی برای آزمون است. آسیب اصلی ثروت زمانی بروز میکند که فرد را به غفلت از خدا، احساس بینیازی و طغیان بکشاند. قرآن به صراحت هشدار میدهد: «حقاً که انسان همینکه خود را بینیاز پندارد، سرکشی میکند.» تاریخ انبیا نشان میدهد بسیاری از متکبران و مخالفان دعوت الهی، از زمره «مترفین» و اشراف ثروتمند بودهاند. اما این به معنای نفی ایمان در ثروتمندان نیست. قرآن از مردانی یاد میکند که تجارت و خرید و فروش، آنان را از یاد خدا، نماز و زکات غافل نمیکند.
- دلبستگی افراطی به ثروت، بزرگترین تهدید برای ایمان است.
- ثروت ابزاری است که میتواند در خدمت ایمان یا علیه آن به کار رود.
- تعیینکننده، نحوه مواجهه با مال است، نه اصل دارا بودن آن.
- ثروتمندان باتقوا با شکر و انفاق، ایمان خود را تعمیق میبخشند.
«هر مالی [به آنان] انفاق کنید، قطعاً خدا از آن آگاه است.»
نتیجهگیری آنکه، معیار سنجش در فرهنگ دینی، وضعیت مالی شخص (فقر یا ثروت) نیست، بلکه تقوا، صبر و شکر او در مواجهه با شرایط مادی است. هر دو وضعیت، عرصههایی هستند که در آن، اختیار انسان تعیینکنندهی سرانجام ایمانی اوست.

