خاطرات ناصرالدینشاه: ماجرای عجیب دهی که از گفتن کلمه «ماست» پرهیز داشت
روایت ناصرالدینشاه از سفر به حوالی دماوند و بازدید از روستای «عامره» که در آنجا به دلیل یک سنت محلی، از به زبان آوردن کلمه «ماست» پرهیز میشد و گوینده آن اذیت میشد.
روزنوشت ناصرالدینشاه از سفر قاجار به ییلاقات و روستای «عامره»
این متن برگرفته از خاطرات روزانه ناصرالدینشاه قاجار در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۲۴۹ (۲۱ ذیقعده ۱۲۸۷ قمری) است که جزئیاتی از سفر شاه به مناطق اطراف تهران، از جمله آشتیان و مناطقی که اکنون در اطراف قم و اراک محسوب میشوند، ارائه میدهد. سفر در هوایی سرد با وزش باد آغاز شد و شاه پس از ملاقات با رؤسای محلی آشتیان، از جمله میرزا جعفر مجتهد، به همراه درباریان، از جمله حسامالسلطنه و مشیرالدوله، به تماشای مناظر پرداخت. این مشاهدات نشاندهنده اهمیت بازدیدهای میدانی شاهان قاجار و تعاملات آنها با بزرگان محلی است.
مسیر حرکت از میان تپهها و کوههای سنگی عبور میکرد و با سختیهایی نظیر گیر کردن کالسکه حرم همراه بود. در طول مسیر، روستاهای متعددی مانند رازآباد، سررود، موشه و ورسان دیده شدند. یکی از نکات برجسته این سفر، مشاهده کوه دماوند بود که شاه در محاسبات فاصله آن تجدید نظر میکند و متوجه میشود فاصله تا پای کوه تقریباً ۵ فرسنگ است، نه ۳۵ تا ۴۰ فرسنگ.
حکایت روستای «عامره» و ممنوعیت کلمه ماست
مهمترین بخش این روزنوشت به روستای «عامره» اختصاص دارد که در پشت کوه زیزکان واقع شده و متعلق به مستوفیالممالک بوده است. در این روستا، یک رسم عجیب و غریب برقرار بود که شاه را به تعجب واداشت: “هرکس در این ده اسم «ماست» ببرد، و بخصوص اگر بگوید «ماست دارید؟» اذیت زیادی به آن گوینده میکنند، بلکه احتمال خطر هم دارد.” شاه اشاره میکند که حتی در حضور مقامات عالیرتبه مانند معتمدالملک، اهالی عامره به دلیل پرسش درباره ماست، با خشونت برخورد کرده و مجلس را ترک کردهاند. البته ناصرالدینشاه ذکر میکند که علت این رفتار را در خاطرات آن روز ثبت نخواهد کرد و خواننده را ترغیب میکند که خود به عامره برود تا علت آن را کشف کند.
- حرکت به سمت دستجرد، منطقهای با چکمههای خوب و خانههای فراوان.
- اشاره به فعالیتهای رنگرزی و تولید کرباس در روستای عامره.
- مشاهده فوج خلج به فرماندهی محمود آقا که در پاریس آموزش دیده بود، در حوالی خاک خلج قم.
- اصلاح محاسبات فاصله تا کوه دماوند پس از بازدید از مناطق مختلف.
«دماوند ارتفاع خودش را نمود، به این معنی که از این نقطه تا زیر کوه دماوند، سیوپنج الی چهل فرسنگ راه است – اینکه نوشتم غلط است، بعد از حساب صحیح، ه فرسنگ درست است.»
«هرکس در این ده اسم «ماست» ببرد، و بخصوص اگر بگوید «ماست دارید؟» اذیت زیادی به آن گوینده میکنند، بلکه احتمال خطر هم دارد.»
این خاطرات نه تنها جنبههای جغرافیایی و سیاسی سفر شاه را نشان میدهد، بلکه تصویری از باورها و رسوم محلی مناطق مختلف ایران در دوره قاجار، از جمله پدیده عجیب مرتبط با کلمه «ماست» در روستای عامره، ارائه میکند که تأکیدی بر تنوع فرهنگی آن دوران است.


