اقتباس از «شبهای روشن» داستایوفسکی؛ نمایش «ناستنکا» در بوتیک هنر ایران
مانی یونسی، کارگردان نمایش «ناستنکا» درباره اقتباس از رمان «شبهای روشن» داستایوفسکی و چالشهای اجرایی اثر، از جمله استفاده از راوی افکار شخصیت اصلی صحبت کرد.

تحلیل اجرای تئاتر «ناستنکا» بر اساس آثار داستایوفسکی
نمایش «ناستنکا» که اقتباسی از رمان کوتاه «شبهای روشن» اثر فئودور داستایوفسکی است، به کارگردانی مانی یونسی در بوتیک هنر ایران به روی صحنه رفته است. این اثر بر محوریت مردی تنها میچرخد که در جهانی وهمزده زندگی میکند و هر شب برای یافتن همصحبتی به پارک میرود. تقاطع سرنوشت او با زنی آشفته که منتظر معشوقی است که بازنمیگردد، نقطه آغازین شکلگیری حسی عاطفی در مرد است. یونسی، کارگردان نمایش، این اثر را دومین تجربه خود در اقتباس از آثار این نویسنده روس میداند و بر اهمیت زیرساخت قوی آثار داستایوفسکی تأکید میکند که امکان خلاقیت را برای هنرمندان فراهم میآورد.
یکی از مهمترین ویژگیهای اجرایی این نمایش، روایت خط داستانی از طریق راوی افکار شخصیت مرد است. این راوی، احساسات، رویاها و کابوسهایی را که مرد قادر به بیان آنها نیست، از طریق پرفورمنس و مونولوگ به تصویر میکشد. زمانی که مرد با زن صحبت میکند، این راوی افکار ساکت میشود و این تضاد میان دنیای درونی و تعاملات بیرونی، جذابیت بصری و نمایشی اثر را افزایش داده است. به گفته یونسی، اجرای «شبهای روشن» از لحاظ بصری دشوار است، اما استفاده از تکنیکهای تصویری و تمرکز بر افکار، این چالش را مرتفع ساخته است.
- اجرای «ناستنکا» بر اساس داستان مردی تنها در جستجوی ارتباط انسانی شکل گرفته است.
- استفاده از مونولوگ برای نمایش افکار ناگفته شخصیت اصلی، نقطه کانونی اجرای صحنهای است.
- کارگردان تأکید دارد که داستایوفسکی بستری غنی برای خلاقیتهای هنری فراهم میآورد.
- تمرکز زیادی بر جزئیات میزانسن، رنگها، زوایا و استفاده از حرکات تکراری برای القای حس تکراری بودن زندگی مرد شده است.
- اثر تلاش میکند تا مخاطب را در غرق شدن در سکوتها و درک چرخه غمانگیز زندگی مرد تنها کند.
یونسی درباره جذابیت این اثر میگوید: «تماشای رویاهای دستنیافتنی یک مرد برایم جذاب بود. راوی در نمایش با زن میرقصد، به او نزدیک میشود و ابراز عشق میکند اما هیچ یک از این اتفاقات در واقعیت رخ نمیدهد.»
وی در ادامه افزود: «آتش لحظات شادیآور برای او خیلی زود با کلیشه، سکوت و غم خاموش میشود. تلاش کردم تا مخاطب چنان غرق در سکوتها بشود که از زندگی رونده باز بماند.»
در نهایت، نمایش برای مخاطب ایرانی فرصتی است تا با نگاهی نو به یکی از شاهکارهای ادبیات روسیه، به مفاهیمی چون تنهایی، توهم و تکرار ملالآور زندگی مدرن بیندیشد. تلفیق ادبیات عمیق با تکنیکهای نوین تئاتری، «ناستنکا» را به تجربهای قابل توجه در صحنه تئاتر معاصر تبدیل کرده است.

