زنان با جستجوی توصیههای زیبایی از غریبهها حقیقت ناخوشایند تصویر ذهنی را درک میکنند
در گروههای آنلاین زیبایی، جایی که زنان برای دریافت بازخورد صادقانه عکسهای خود را منتشر میکنند، مقایسه اجتماعی میتواند تأثیرات روانی ناخوشایندی بر سلامت روان بگذارد.
مواجهه زنان با حقیقت تصویر ذهنی در گروههای زیبایی آنلاین
میلیونها زن به گروههای آنلاین موسوم به “Glow-up” در فیسبوک روی آوردهاند، جایی که هدف اصلی گرفتن توصیههای زیبایی از غریبهها در ازای انتشار تصاویر شخصی است. این جوامع مجازی، مانند “Glow Up Tips/Advice” با نزدیک به دو میلیون عضو، محلی برای پرسشهای متنوع از نکات مراقبت از پوست گرفته تا درخواستهای جسورانه برای ارزیابی میزان جذابیت ظاهری بر اساس استانداردهای مرسوم هستند. برای بسیاری از شرکتکنندگان، کسب تأیید از غریبهها لذتبخش است، اما این فرایند یک حقیقت ناخوشایند را آشکار میکند: وابستگی سلامت روانی به قضاوت بیرونی.
زنانی مانند ونسا اشلی آرادازا، دانشجوی پرستاری که به دنبال بازخورد برای تغییر رنگ مو یا بهبود ظاهر خود بود، ابتدا با نظرات حمایتی روبرو شدند. با این حال، ماهیت این گروهها که بر «بهینهسازی» ظاهر متمرکز است، نگرانیهایی جدی در مورد سلامت روان ایجاد میکند. دکتر راشل گلدمن، روانشناس، هشدار میدهد که برونسپاری قضاوت در مورد ظاهر، این ایده را تقویت میکند که ارزش فرد خارج از وجود خودش قرار دارد.
- شرکتکنندگان به دنبال بازخورد صادقانه در مورد ظاهر خود هستند.
- نظرات میتوانند ترکیبی از حمایت شدید و انتقادات تند باشند که اغلب به عنوان «نصیحت مفید» پوشانده میشوند.
- این فضای اجتماعی میتواند احساس خودپذیری را تضعیف کرده و نیاز به تأیید خارجی را تقویت کند.
- برخی کاربران، مانند لورا مناکو، تجربه کردهاند که نظرات انتقادی آنقدر کوبنده هستند که پردازش هرگونه راهنمایی سازنده را دشوار میکنند.
- این روند میتواند یک چرخه اعتیادآور از جستجوی دوز دوپامین ناشی از تأیید آنلاین را ایجاد کند.
«احساس خوبی دارد که غریبهها شما را زیبا بنامند — البته که دارد. اما مقایسه اجتماعی در این جوامع میتواند به راحتی شما را متوقف کند.»
یکی از مدیران گروهها معتقد است که هدف «شکوفایی با حفظ هویت خود» است، نه تغییر دادن خود به چیزی که نیستید، اما روانشناسان نسبت به آسیبهای احتمالی تردید دارند.
در نهایت، شرکت در این گروهها، با وجود جذابیت اولیه تأیید، میتواند منجر به احساس شرم، خشم و نارضایتی عمیق شود، زیرا این فرآیند معمولاً ارتباط عمیقتری را فراهم نمیکند و فرد را در چرخهای از بهینهسازی دائمی رها میسازد.

