مرگ مردی در نیویورک به دلیل سرمای شدید با وجود داشتن خانه
مرگ فردریک جونز در سرمای شدید نیویورک در حالی که آپارتمانی یارانهای داشت، انتقاداتی را در مورد سیاست آسانگیری در قبال بیخانمانها برانگیخت.
مرگ فردی با وجود داشتن سرپناه در سرمای نیویورک
این مقاله به بررسی تراژیک مرگ فردریک جونز، مرد ۶۷ سالهای که در خیابانهای نیویورک در اثر یخزدگی جان باخت، در حالی که یک واحد مسکونی یارانهای در میدتاون در دسترس او بود، میپردازد. این حادثه در بحبوحه موج سرمای شدید زمستانی رخ داد که منجر به مرگ ۱۸ نفر در شهر شد. مدیریت شهرداری، به ویژه اظهارات شهردار زهران مامدانی در مورد عدم الزام افراد به پناه گرفتن و دستور منع تخلیه اردوگاههای بیخانمانها، زیر سؤال رفته است. خانواده جونز او را فردی مهربان و دوستداشتنی توصیف کردهاند، اما او با مشکلاتی نظیر الکلیسم و بیماریهای روانی دست و پنجه نرم میکرد.
جونز در سال ۲۰۱۷ پس از سالها زندگی خیابانی، توانست به مسکن دائمی حمایتی در ساختمانی که توسط سازمان غیرانتفاعی Breaking Ground اداره میشد، نقل مکان کند. این واحد کوچک اما کافی مجهز به سرویس بهداشتی خصوصی بود و خدمات اجتماعی در محل، از جمله روانپزشکی، در دسترس او قرار داشت. با این وجود، جونز علیرغم داشتن سرپناه، ترجیح داد زمان خود را در خیابانها، حتی در هوای بسیار سرد بگذراند. این امر پیچیدگی مدیریت مشکل بیخانمانی را برجسته میکند، جایی که صرف تأمین مسکن همیشه ضامن امنیت فیزیکی فرد نیست.
- مرگ جونز بخشی از یک بحران بزرگتر بود که طی آن ۱۸ نفر در سرما جان باختند، که دستکم ۱۵ نفر مستقیماً به دلیل هایپوترمی (افت دمای بدن) فوت کردند.
- با وجود تماسهای مکرر با سامانههای اضطراری در ساعات قبل از مرگ، جونز داوطلبانه کمکها را نپذیرفت و پاسخدهندگان را دور کرد.
- خانواده جونز اشاره کردند که او از پناهگاهها بیزار بود زیرا آنها را خطرناک میدانست و خواهرش بیان کرد که او «ترجیح میداد در خیابانها زندگی کند.»
- مرگ جونز سؤالاتی را در مورد کارایی سیاست «مسکن اول» (housing first) ایجاد میکند که گرچه هدفش انتقال افراد به خانههای باثبات است، اما ممکن است مشکلات زمینهای سلامت روانی و اعتیاد را نادیده بگیرد.
- خانواده جونز خواستار گنجاندن مددکاران اجتماعی یا متخصصان آموزشدیده در کنار پلیس هنگام پاسخگویی به افرادی با چالشهای روانی شدند.
نگهبان منصوب شده توسط دادگاه جونز، شونل مککینلی، اظهار داشت: «من واقعاً نمیدانم چرا او بیرون بود. او سقفی بالای سرش داشت. او یک آپارتمان داشت.»
استفان آید، محقق ارشد مؤسسه منهتن، اشاره کرد: «ما میدانیم که مسکن، مراقبتهای پزشکی نیست — و اگر فردی فقط مسکن دریافت کند و مشکلات زمینهای او مورد رسیدگی قرار نگیرد، اتفاقات بدی ممکن است رخ دهد.»
مرگ فردریک جونز مثالی دردناک است که نشان میدهد صرف فراهم کردن امکانات اولیه زندگی، بدون توجه به عوامل ریشهای که فرد را به خیابان میکشاند، راه حل نهایی برای بحران بیخانمانی نیست. این داستان تأکیدی بر نیاز به رویکردهای جامعتر در ارائه خدمات حمایتی به بیخانمانها، به ویژه هنگامی که با شرایط آب و هوایی شدید مواجه هستیم، است.
