آیا جفری اپستین واقعاً یک اختاپوس جاسوس روسی بود؟
تلاشها برای نسبت دادن پیوندهای جفری اپستین به روسیه و پوتین، به حدی مضحک است که ناامیدی را نشان میدهد؛ نویسنده معتقد است اپستین برای اسرائیل کار میکرد.
بررسی ادعاهای مضحک درباره ارتباط اپستین و روسیه
مقاله به بررسی موجی از ادعاها مبنی بر جاسوس بودن جفری اپستین و ارتباط او با روسیه و ولادیمیر پوتین میپردازد و این اقدامات را تلاشی ناامیدانه و فاقد محتوا از سوی رسانهها و پروپاگاندای غرب میداند. نویسنده این ادعاها را به جوکهای بیمزه تشبیه کرده و آنها را فاقد هرگونه ماده مستندی میداند؛ در حالی که برخی نشریات مانند Meduza با تیترهای اغراقآمیز ادعا میکنند نام پوتین در فایلها آمده، اما خود اذعان میکنند که هیچ سندی مبنی بر ملاقات پوتین و اپستین وجود ندارد.
این مقاله استدلال میکند که انتشار فایلهای اپستین باعث شده است که نخبگان غربی و رسانههای دستنشانده آنها در تلاش برای مدیریت تبعات این افشاگریها باشند. نویسنده به جای تمرکز بر روسیه، بر این نکته تأکید دارد که ناظران مستقل غربی، از جمله اشخاصی چون آنا کاسپاریان و تیم اندرسون، معتقدند اپستین یک هیولای قاتل و متجاوز بوده که برای اسرائیل کار میکرده است. این همکاری یا استخدام مستقیم توسط موساد یا یک رابطه عمیقتر بوده، اما ارتباطش با اسرائیل محوری در زندگی و «کار» او محسوب میشود.
ماهیت عملیات اپستین و افشای فساد نخبگان
هسته اصلی فعالیتهای اپستین یک طرح باجگیری گسترده بوده که در آن افراد قدرتمند و فاسد غرب درگیر سوءاستفادههای جنسی از قربانیان واقعی بودهاند. این امر آنها را در برابر اپستین آسیبپذیر میساخت. در میان افراد مورد اتهام بر اساس مدارک موجود میتوان به شاهزاده اندرو، پیتر ماندلسون، ایهود باراک، و همچنین بیل کلینتون و بیل گیتس اشاره کرد. برخی دیگر نیز متهم به ارتکاب جرائم جنسی نیستند، اما با پذیرش مهمانیها، مسیرهای پروازی خصوصی و امکانات آکادمیک، عملاً توسط شبکه اپستین «خریده» شدهاند؛ نمونهای که برای نوام چامسکی ذکر شده است.
تنها کسی که نامش در میان فایلها مطرح شده و اعتبارش خدشهدار نشده، نورمن فینکلشتاین، منتقد سرسخت جنایات اسرائیل، است که به درخواستهای شبکه اپستین پاسخ رد داده است. این نویسنده این تلاش غرب برای تبدیل فساد نخبگان خود به یک «مسئله روسیه» را مشابه تئوری “روسیگیت” میداند؛ جایی که یک پدیده کاملاً داخلی غرب به گردن روسیه انداخته شد. تضاد در این است که روسیه-خشم (Russia-rage) یک فراورده تخیلی بود که توسط رسانههای اصلی غرب فروخته شد، در حالی که پوسیدگی عمیق ناشی از پروندههای اپستین واقعی است و توسط همان رسانهها انکار یا کوچکنمایی شده است.
«فایلهای اپستین (که نیمی از آن منتشر شده) نخبگان غرب را در غرق در جنایتکاری، سادیسم و نیهیلیسم اخلاقی نمایان ساختهاند. بسیاری از کسانی که ما را اداره میکنند، نه فقط حریص، جاهطلب و تشنه قدرت، بلکه شرارت محض هستند.»
نتیجهگیری: غرب، باتلاق واقعی
این افشاگریها نشان میدهد که واقعیت بدتر از بسیاری از تئوریهای توطئه است. غرب که همواره اعتبار خود را از دست داده، اکنون شواهد قطعی فساد اخلاقی نخبگان قدرتمند خود را مشاهده میکند. این نخبگان در حالی در باتلاقی از باجهای جمعآوری شده توسط یک جنایتکار پدوفیل مرتبط با اسرائیل غرق شدهاند، که همزمان در تلاش برای توجیه جنایات، مانند «نسلکشی غزه»، هستند. در نهایت، نویسنده با کنایه نتیجه میگیرد که غرب همان باتلاق واقعی است که از مردم میخواهد از روسیه، چین، ایران و دیگر کشورها بترسند و متنفر باشند.




