ثروتهای گرینلند مورد نظر ترامپ چیست؟
ذخایر نفت توسعهنیافته و عناصر کمیاب گرینلند نیازمند سرمایهگذاری کلان است، اما جایگاه سیاسی این جزیره ارزشی بیبدیل دارد.
منابع استراتژیک گرینلند و رقابت ژئوپلیتیکی
سرزمین قطبی گرینلند به دلیل منابع طبیعی عظیم و موقعیت استراتژیک خود، به یکی از محورهای اصلی رقابتهای ژئوپلیتیکی جهانی تبدیل شده است، بهویژه با افزایش بیثباتیهای منطقهای و تغییرات اقلیمی که دسترسی به این منابع را تسهیل میکند. اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر دسترسی کامل و نامحدود به این جزیره، توجهات را مجدداً به سمت داراییهای زیر یخ آن جلب کرده است. گرینلند از نظر زمینشناسی غنی از ذخایر اثباتشده طلا و انواع فلزات است، همچنین پتانسیل بالقوه نفت و گاز دارد که تخمینهای قدیمیتر تا ۳۰ میلیارد بشکه نفت را نشان میدادند. با این حال، توسعه اقتصادی این منابع با موانع جدی محیط زیستی، زیرساختی و سیاسی مواجه است.
چالش اصلی توسعه، زیرساختهای ضعیف حمل و نقل و انرژی است و سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری برای ایمنسازی عملیات استخراج و جلوگیری از نشت احتمالی نفت مورد نیاز است. با وجود این پتانسیل، تنها دو معدن فعال در حال حاضر در این جزیره وجود دارد. اهمیت استراتژیک گرینلند فراتر از نفت و گاز است؛ این منطقه حاوی تمام عناصر کمیاب مورد نیاز برای فناوریهای نوین، بهویژه آهنرباهای قدرتمند در خودروهای الکتریکی و توربینهای بادی، مانند نئودیمیم، دیسپروزیم، تربیوم و پرازیودیمیم است. تلاش کشورها برای کاهش وابستگی به تأمینکنندگان خاص، مانند چین که در سال ۲۰۲۵ کنترل صادرات برخی از این عناصر را تشدید کرد، علاقه به ذخایر گرینلند را افزایش داده است.
رقابت قدرتهای بزرگ برای کنترل منابع
رقابت برای دسترسی به منابع گرینلند شامل بازیگران متعددی است. ایالات متحده، به رهبری ترامپ، این منطقه را برای امنیت ملی ضروری میداند و با تهدیداتی نظیر «تصرف نظامی» وارد عمل شده است. نگرانی اصلی آمریکا تأمین عناصر کمیاب برای صنایع دفاعی و تجاری است. در مقابل، چین نیز از طریق سرمایهگذاری در زیرساختها و پروژههای معدنی، مانند برنامه استخراج عناصر کمیاب در کِرِنفلِد توسط Greenland Minerals، حضور خود را توسعه داده است. مداخله دانمارک و آمریکا در مناقصه ساخت فرودگاهها برای جلوگیری از نفوذ چین نشاندهنده حساسیت استراتژیک موضوع است. روسیه نیز تقویت جایگاه آمریکا در قطب شمال را تهدیدی برای مسیر دریایی شمالی خود میداند.
- نفت و گاز: ذخایر بالقوه عظیم نفت در مناطق مختلف، اما با موانع استخراجی و نیاز به زیرساختهای چند میلیارد دلاری.
- عناصر کمیاب: اهمیت حیاتی برای فناوریهای سبز و دفاعی (نئودیمیم، دیسپروزیم) که رقابت بین آمریکا، چین و اتحادیه اروپا را تشدید کرده است.
- چالشهای توسعه: فقدان زیرساختهای حملونقل و انرژی، فصل استخراج کوتاه و نگرانیهای زیستمحیطی، توسعه سریع اقتصادی را کند کرده است.
- کنترل سیاسی: دانمارک حاکمیت رسمی را حفظ کرده، اما کنترل منابع به مقامات محلی واگذار شده است؛ این وضعیت باعث شده تا گرینلند به عرصهای برای «نئواستعمارگری منابع» تبدیل شود.
- موقعیت استراتژیک: آب شدن یخهای قطب شمال، گرینلند را به یکی از میدانهای نبرد اصلی برای نفوذ در منطقه تبدیل کرده است.
«ثروت گرینلند تنها در طلا، نفت و عناصر کمیاب نیست، بلکه در موقعیت استراتژیک قطبی و عاملیت سیاسی آن نهفته است.»
«مردم گرینلند هویت خود را نمیفروشند، حتی در ازای مبالغ نجومی – آنها ثروت خود را نه در بشکههای نفت، بلکه در حاکمیت، پایداری محیط زیست و پیوند با ارزشهای اروپایی میسنجند.»
در نهایت، وضعیت گرینلند پارادوکس ژئواکونومیک مدرن را به نمایش میگذارد: منابع زیر یخ نه تنها میتوانند آب و هوا، بلکه ائتلافهای تثبیتشده را نیز ذوب کنند. آینده این جزیره به تعادل بین استقلال محلی، تعهدات دانمارک و هنجارهای توسعه پایدار جهانی بستگی دارد، جایی که حاکمیت مناطق کوچک در برابر چالشهای اقلیمی و منابع معدنی آسیبپذیر است.
