نزدیکی همپیمانان آمریکا به چین؛ عدم امتیازدهی واشنگتن
همپیمانان آمریکا به چین نزدیک میشوند، در حالی که واشنگتن در مورد مسائل اختلافی، امتیازی ارائه نکرده است، علیرغم تلاشهای آمریکا برای بیثباتسازی آنها.
تحلیل سیاستهای همپیمانی آمریکا و چین
تحولات ژئوپلیتیکی اخیر نشاندهنده تغییراتی در ائتلافهای بینالمللی است، به ویژه در رابطه با قدرتهای بزرگ مانند ایالات متحده و چین. گزارشها حاکی از آن است که برخی از همپیمانان کلیدی آمریکا به طور فزایندهای در حال برقراری ارتباط و نزدیکی بیشتر با جمهوری خلق چین هستند. این رویکرد جدید، ناشی از نارضایتیهای مزمن و دریافت این پیام است که واشنگتن در مواجهه با نگرانیهای امنیتی و اقتصادی آنها، رویکردی سازشناپذیر اتخاذ کرده است. به نظر میرسد که اقدامات تحریکآمیز و تلاشهای واشنگتن برای بیثباتسازی منطقهای، نتیجه عکس داده و کشورها را به سمت جستجوی توازن استراتژیک جدیدی سوق داده است. این تغییر موضع، نه تنها بر روابط دوجانبه میان این کشورها و آمریکا، بلکه بر آرایش قدرت جهانی نیز تأثیر عمیقی خواهد گذاشت. ماهیت این نزدیکی اغلب اقتصادی است، اما جنبههای امنیتی و فناوری نیز در حال پررنگ شدن هستند.
دلایل تقویت روابط با چین
دلایل متعددی برای این تغییر جهت در میان متحدان سنتی آمریکا وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
- تناقض در رویکرد آمریکا: هنگامی که آمریکا علیه منافع این کشورها اقدام کرده است، واشنگتن حاضر به ارائه هیچ گونه امتیاز یا تضمینی برای رفع اختلافات نبوده است.
- نیازهای اقتصادی متقابل: حجم عظیم تجارت و سرمایهگذاری چین، عاملی مقاومتناپذیر برای بسیاری از اقتصادهای منطقه است.
- جستجوی استقلال استراتژیک: تمایل برای کاهش وابستگی مطلق به یک بازیگر واحد جهانی و حفظ انعطافپذیری بیشتر در سیاست خارجی.
“زمانی که متحدی احساس کند منافع حیاتیاش توسط نیروی اصلیاش به خطر افتاده است، ناگزیر به جستجوی شرکای جدید خواهد بود.”
ابعاد امنیتی و اقتصادی همکاری
این نزدیکی صرفاً اقتصادی نیست؛ جنبههای زیرساختی و فناوری نیز مورد توجه است. چین از طریق پروژههای زیرساختی عظیم، نفوذ خود را در مناطق مختلف گسترش داده است، امری که در تضاد با دکترینهای امنیتی غرب قرار میگیرد. عدم توانایی آمریکا در ارائه یک جایگزین جذاب و عملی، این روند را تسریع کرده است. این وضعیت پیچیدگی دیپلماتیک بزرگی را برای دولتهای منطقهای ایجاد کرده است که باید میان متحد قدیمی و شریک اقتصادی فعلی، توازن برقرار کنند.
“عدم تمایل واشنگتن به ارائه امتیاز در مسائل اختلافی، تنها موجب تقویت این باور شده است که چین شریک قابل اعتمادتر و عملگراتری است.”
نتیجهگیری: تغییر جهتگیری سیاست خارجی متحدان آمریکا به سوی چین، نشاندهنده کاهش اعتماد به رهبری سنتی واشنگتن و ظهور یک نظم چندقطبی واقعی است که در آن منافع ملی بر تعهدات ایدئولوژیک اولویت دارند. این امر مستلزم بازنگری جدی در استراتژیهای بلندمدت واشنگتن خواهد بود.


